و رياض الفوائد و علاج الامراض و مجموعهء بقائى چهل دام پخته هر دام بست و يك ماشه و شصت دام خام كه هفتاد توله مىشود
سير اكبرى
سى دام پخته بود
سير عالمگيرى
در مجموعهء بقائى و علاج الامراض چهل و چهار دام پخته نوشته
سير شاهى و سير طبى
برابر دام پخته و استارست كه بست و يك ماشه باشد
شعيره
به فارسى جو خوانند و مقدار وزن آن در رياض الفوائد و مجموعهء بقائى و علاج الامراض چهار برنج نوشته و متعارف هند همينست و در بحر الجواهر شش دانهء خردل برى گفته
صاع طبى
در قلانسى چهار من گفته و من بالاتفاق و نزد اكثر دو رطل بغدادىست برين تطبيق صاع هشت رطل باشد اما صاحب تحفة المؤمنين نه رطل گفته
طسوج
در تحفة المومنين از درهم دو حبه و از مثقال دو نيم حبه است كه ده ارزه باشد و در قلانسى نصف قيراط كه دو جو ميانه بود و در رياض الفوائد و علاج الامراض و الفاظ الادويه نيز دو جو نوشته و هكذا فى الصحاح الجوهرى و القاموس
فلوس
در عرف عام دام پخته و خام را گويند
فنجانه
باصطلاح مردم ايران يك پيالهء قهوهخورىست
قاشق
بقول صاحب منتخب معلقه باشد و بعضى گويند يك دام
قسط رومى
صاحب تحفه نوشته كه صد و پنجاه مثقال و در كناش ساجر آورده كه قسط از روغن هژده اوقيه است و از شراب هشتاد رطل و از عسل يك صد و هشتاد رطل
قيراط
بالكسر در قانون و قلانسى و معصومى و ذخيره و رياض الفوائد و الفاظ الادويه چهار جو نوشته و در بحر الجواهر از اقصرائى ربع دانگ آورده و بعضى نيم دانگ هم گفته
كيلچه
بالكسر پيمانهايست معروف در عراق عرب و آن چهار رطل باشد كذا فى بحر الجواهر
ماشه
نزد اهل لغت يك جز از دوازده جز و يك توله باشد و متعارف در بلاد هند هشت سرخست
مثقال طبى
در رياض عالمگيرى شش دانگ و دانگ از مثقال سه قيراط و قيراط پنج جو يا يك حبه و چهار خمس حبه و در بحر الجواهر يك درهم و سه سبع درهم و به طسوج بست و چهار تسود بشعيره نود و شش جو گفته و معمول اطباى هند چهار و نيم ماشه است
مدّ
بالضم و تشديد دال مهمله در طب به وزن دو رطل بغدادىست اما در تحفة المؤمنين دو رطل و ربع رطل گفته
ملعقه
بالكسر چمچه و قاشق را گويند كذا فى المنتخب و در برهان قاطع گفته ملعقه بر وزن دغدغه كفچهء آهنى را نامند و در خراسان ملاقه خوانند و اقسرائى گفته مراد اطبا از ملعقه در ادويهء يابسه يك مثقالست و از شهد و شكر چهار مثقال و مولانا نفيس گفته كه از معجونات چهار مثقالست كذا فى بحر الجواهر و در رياض عالمگيرى از اشربه و در قرابادين قادرى از جميع مركبات مثقال گفته
من طبى
به وزن بغداد دو رطل چنانچه در صحاح و قاموس مذكورست و بدرهم دوصد و پنجاه و هفت درهم و سبع درهم و بمثقال يكصد و هشتاد مثقال و باوقيه بست و چهار اوقيه است كذا فى بحر الجواهر و الذخيرة و بقول صاحب قرابادين قادرى يك سير شاهجهانيست