تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
درين باب مجرب‌ست و آب بسيار سرد بر ان ريزند و بالاتر از بضع به چيزى بربندند و عصابه بر بضع مربوط سازند بنوعى كه موجب حبس خون بلا اذيت شود و شدت ربط كه موجب اذيت و وجع باشد جائز نيست كه به هلاكت رساند و بعد ربط تا سه روز نكشايند و دست را بر تكيه نهاده دارند و بعد از ان نيز احتياط ورزند و از ابتدا تا حصول شفا واجب‌ست كه ادويهء قابضه تضميد كرده باشند و علامت رسيدن بضع بشريان آنست كه خون رقيق اشقر به حركت انقباض و انبساط برون آيد و نبض بضعيفى گرايد

سوم آنكه هرگاه فصد رگ مخصوص مفصود باشد

و در بضع آن خطا شود اگر حاجت ضرورى داعى نبود بايد كه تكرار جرح نكنند و بربط و شد مبالغه نمايند و يك روز يا دو روز در ميان فصل داده بازبكشايند و اگر حاجت ضرورى بود و تكرار فصد رگ مخصوصهء مجروحه مطلوب باشد بايد كه اعلىتر از بضع سابق بكشايند نه اسفل از ان و بعد فصد بهتر آنست كه رفاده را بگلاب يا آب سرد تر كرده بربندند

چهارم آنكه هرگاه سر مبضع بغشا رسد

و عضو متورم شود از شياف ماميثا و صندلين و سبيوش يا گل ارمنى و حضض هندى و بوش دربندى در آب كشنيز سبز ضماد تيار كرده بر موضع نهند

پنجم آنكه وقت فصد رباط را به نهجى بندند

كه شق جلد از محاذى شق عرق بعد ارخاى رباط منحرف نشود يعنى در بستن احتياط كنند كه موضع مخصوص جلد كه قبل از ربط ملتصق رگ بود بعد ارخاى رباط بر همان وضع باشد و در مردم لاغراندام رباط را چست نه‌بندند تا بسبب خلا مانع ظهور رگ نشود و بعد فصد سست‌تر سازند و در مردم فربه‌اندام رباط را چست‌تر بندند كه رگ ظاهر شود و در بعضى مردم براى خفت وجع بضع از بستن رباط به قوت تخدير عضو كردن جائز باشد

ششم آنكه هرگاه وقت فصد عروق مفصوده ظاهر نشود

و شعبهاى آنها پيدا آيد بايد كه بر سبيل مسح دست بر انها بمالند پس اگر وقت مفارقت مسح خون بسرعت در ان شعبه منصب شود و آن را منتفخ گرداند مىبايد كشود و الا فلا

هفتم آنكه بعد فصد رفادهء مهندم كردى الشكل نهاده بعصابه بربندند

و اگر مثلث شكل نهند هم جائز باشد و بهترين خرقه جهت رفاده پارچه كتان مىباشد

هشتم آنكه هرگاه بر دهن بضع شحم ميلان كند واجب‌ست

كه آن را برفق كناره كنند تا مانع التحام نشود و قطع آن جائز نيست

نهم آنكه در حبس خون فصد و مقدار خروج آن ملاك امر مراعات احوال و عادات مردم‌ست

كه بعضى متحمل برآوردن خون كثير مىباشند و بعضى متحمل برآوردن قليل و ماوراى اين رعايت احوال ثلاثهء مندرجهء ذيل لازم شناسند كه يكى حال قوت و رخاوت خروج خون‌ست كه تا خون به قوت آيد و اثرى از ضعف روى نه‌نمايد و كثرت امتلا مجوز برآوردن باشد در برآوردن باك نبود خاصه در شاب دموىمزاج و مقدار معتدل در حق اين كس دو رطل‌ست در مجلس واحد و مع ذلك اگر حاجت باقى باشد روز ديگر تثنيهء فصد توان كرد