تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
علاج الامراض

توله

از جملهء اوزان متعارفهء هندست به وزن دوازده ماشه و بسرخ نود و شش سرخ بالاتفاق

جوزهء نبطيه

يك مثقال‌ست و جوزه ملكيه شش درهم كذا فى علاج الامراض

چهاريك

بجيم فارسى صاحب قادرى ربع من طبى گفته و صاحب مخزن الادويه ربع من تبريزى بيان كرده

حبه

بفتح اول در قرابادين قادرى گفته كه حبه كه در اوزان اهل ولايت مرقوم‌ست سه حبه را دو سرخ معتدل المقدار مىشود و در مجربات اكبرى نوشته كه وزن حبه دو جو ميانه باشد و صاحب بحر الجواهر دو جو گفته و در معصومى گفته كه حبه به وزن هشت برنج ساطهىست

حفنه

بفتح حاى مهمله و سكون فا مقدار پرى يك مشت را گويند كذا فى المنتخب و بحر الجواهر

خردله

بفتح خاى معجمه در علاج الامراض و مجموعهء بقائى چهارم حصهء يك برنج نوشته و متعارف بلاد هند همين‌ست و در رياض الفوائد مقدار دانهء خشخاش گفته

دانگ

كه معرب آن دانق‌ست در رياض عالمگيرى سه قيراط و در تحفة المومنين از درهم دو قيراط و دو برنج و از مثقال سه قيراط و يك حبه كه چهل ارزه بود و در الفاظ الادويه چهار سرخ و سدس سرخ و در مجربات اكبرى گفته كه دانگ در عرف اطبا عبارتست از هشت حبه و در صحاح و قاموس هم بهشت حبه تفسير نموده اما متعارف در هندوستان شش سرخ باشد كه شانزده جو و كسرى مىشود و اين ششم حصهء مثقال‌ست و درين زمانه عمل برين‌ست

دام پخته

در قرابادين قادرى و علاج الامراض بست و يك ماشه نوشته و قليلى بست و دو ماشه گفته و دام كلان و دام طبى عبارت از دام پخته است

دام خام

به وزن چهارده ماشه باشد و دام خرد و دام عالمگيرى كنايه از دام خام‌ست

درهم طبى

در رياض عالمگيرى موافق درهم تام جديدى مرقوم ساخته كه آن بهند درين زمانه سه و نيم ماشه مشهورست و در رياض الفوائد چهار دانگ و چهار حبه نوشته اما از ديسقوريدوس چهار دانگ و دو ثلث دانگ آورده كه به حساب اين بلاد هم سه و نيم ماشه مىشود و صاحب ميزان الطب و علاج الامراض هم سه و نيم ماشه گفته‌اند و معمول اطبا همين‌ست

دمرى

در عرف عام عبارت از هشتم حصهء دام‌ست و گويند دو نيم ماشه و كسرى مىباشد

رطل طبى

در قلانسى و ذخيره نود مثقال و بدرهم يك صد و بست و هشت درهم و چهار سبع درهم گفته و در رياض الفوائد از شرح كليات يك صد و سى درهم نوشته و صاحب كامل دوازده اوقيه و به وزن درهم يك صد و سى درهم گفته و در قرابادين قادرى نيم سير شاه‌جهانيست

رطل هندى

يعنى مروج هندوستان بقول صاحب ذكائى سى و دو دام عالمگيرى

سرخ

بضم سين مهمله در علاج الامراض و مجموعهء بقائى دو جو ميانه و جو به وزن چهار برنج نوشته و متعارف هند هم هشت برنج‌ست

سكرجهء صغيره

سه اوقيه است

سكرجهء كبيره

نه اوقيه و گويند هفت اوقيه كذا فى علاج الامراض

سيرشاهجهانى

وزن آن بقول صاحب قادرى