تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
يكى آنكه بضع ضيق زنند دوم آنكه اخراج خون بمرات كثيره فى يوم بعد يوم كنند كه شيخ الرئيس گفته تكثر اعداد الفصد اوفق من تكثر مقداره سوم آنكه اخراج خون هر مره از ما قبل آن اقل گرفته باشند

سابع در احكام تثنيهء فصد

بايد دانست كه فصد مؤرب بود و معرض و مطول پس هركرا تثنيهء فصد در يوم مطلوب باشد فصد مورب بايد كرد و هركرا تثنيهء فصد در وقت مقصود بود فصد در عرض كنند و هركرا تثنيهء فصد بعد يومين احتياج باشد فصد در طول نمايند چرا كه فصد در طول شديد التفرق و بعيد الالتحام‌ست و فصد در عرض قليل التفرق و اسرع الالتحام و فصد مؤرب متوسط بينهماست و وقت ارادهء تثنيهء فصد مصبغ ؟ ؟ ؟ را بروغن چرب كنند و ميان تثنيهء فصد در وقت و يوم مفتصد را از خواب منع سازند و در تثنيهء وقت مقدار تاخير يك ساعت مقرر داشته‌اند به شرطى كه ضعف نباشد و بهترين تثنيهء آنست كه بعد دو يوم يا سه يوم باشد و چند امور تثنيهء فصد مفوض بر راى طبيب ماهرست چنانچه اول هرگاه ضعف ملحوظ باشد تاخير تثنيه به قدر حال ضعف مقتضى بود دوم آنجا كه مادهء واجب الاخراج نيك نضج نيافته باشد و جهت تخفيف امتلا قدرى خون گرفته شود تاخير تثنيه تا ظهور نضج واجب بود سوم انگاه كه مادهء لازم الدفع در عضو بعيد محصور بود و بنا بر تحريك طبيعت اندكى خون گرفته آيد پس تا آن زمان كه در دو ماده به محل مقصود مترقب باشد تاخير تثنيه واجب بود و غايت تاخير اينجا يك ساعت نجومى باشد اگر مصون از ضعف بود چهارم آنجا كه خون فاسد كثير بود و خون صالح قليل تاخير تثنيه تا وقتى كه عوض خون خروج يافته خون جيد حاصل آيد لازم باشد و در جذب خون نزف الدم فاصلهء معتدل در فصد اول و ثانى يك روزست و تقديم و تاخير نيز مجوز كه بحسب حالت قوت و ضعف مرض به عمل آرند

ثامن در مراعات طبيب عند الفصد

مراعات طبيب وقت فصد چندست

اول آنكه وقت فصد آورده خصوصا باسليق واجب‌ست

كه قبل از ربط رباط تفحص شريان نمايند و اگر وقت ربط رباط انتفاخ در رگ پديد آيد واجب‌ست كه رباط بكشايند و نفخ را برفق بمالند و باز به‌بندند و اگر عود كند بازبكشايند و بمالند و همچنان كنند تا كه نفخ فرو شود و اگر انتفاخ از عود بازنماند آن را بگذارند و رگ ابطى بكشايند و اين امر مخصوص بباسليق نيست بلكه هر رگى كه باشد و وقت ربط عقود شبيه بعدس و نخود و ران پديد آيد تا كه بحل ربط و مسح تحليل آن نشود نكشايند و احتياط عصب و عضله كه در تحت باسليق واقع باشد نيز مرعى بايد داشت

دوم آنكه هرگاه هنگام فرو بردن مبضع از تقدير جراحت بشريان رسد

زود رباط بكشايند و خون بدست بند كنند پس دقاق كندر و دم الاخوين و صبر و مر جمله مساوى گرفته و چهارم حصهء يك جزو آن قلقطار و زاج آميخته باريك ساخته بسفيدى تخم مرغ آميزند و نسج عنكبوت يا پشم خرگوش بدان آلوده و غلوله يا فتيله ساخته در شگاف نهند و گفته‌اند كه گذاشتن گوشت گاو خام