و سكون باى موحده و كسر راى مهمله و سكون تحتانى و قاف عربى معرب آبريزست بمعنى كوزه و دلو و در اصطلاح اطبا وزنى را گويند كه بقولى پنج رطل باشد و بقولى دو من و دو رطل و رطل بست استار و استار چهار و نيم مثقال و مثقال يك درهم و سه سبع درهم و برين تطبيق وزن ابريق بقول اول صد استار باشد و بمثقال چهارصد و پنجاه مثقال و بدرهم ششصد و چهل و دو درهم و شش سبع درم كه دو نيم سير شاهجهانى مىشود
ارزه
بضمتين و تشديد زاى منقوطهء مفتوحه و بفتح اول نيز آمده بقول صاحب تحفة المومنين دو دانهء خردل برىست و در رياض الفوائد و مجموعهء بقائى و علاج الامراض و منتخب ذكائى نوشته كه از چهار خردله يك برنج مىشود و متعارف اين زمان همينست
استار
بالكسر نزد بعضى اطبا چهار و نيم مثقال به وزن زر و شش درم و سه سبع درم به وزن سيم كه بست ماشه و دو سرخ مىشود و نزد بعضى شش درم و نيم درم و اين بست ماشه و سه نيم سرخ مىشود و بعضى شش درم و دو ثلث درم گفتهاند و اين بست و يك ماشه مىشود پس وزن استار از بست ماشه تا بست و يك ماشه است كذا فى الاقصرائى و الذخيرة و بحر الجواهر و خجندى گفته حذاق اطبا چهار مثقال دانستهاند
اسكرجه
بضم اول ظرفى را گويند كه پنج مثقال آب گيرد و از پارسى معربست كذا فى المنتخب و كنز اللغات و گفتهاند كه سكرجهء صغيره سه اوقيه است و سكرجهء كبيره هفت اوقيه
اوقيه
بضم اول و سكون واو و كسر قاف و تشديد ياى تحتانى مفتوحه صاحب منتخب و كنز اللغات ده درم و پنج سبع درم به وزن فضه نوشته و در تذكره بهفت مثقال تفسير كرده و شيخ الرئيس و صاحب ذخيره هفت مثقال و نيم مثقال به وزن زر نوشته و در رياض عالمگيرى از زبده نقل كرده كه اوقيه پيش بعضى هفت مثقال و نزد برخى هشت مثقالست
پشيز و پشيزه
بكسر باى فارسى و شين معجمه و سكون ياى تحتانى مجهول و زاى معجمه بر وزن ستيز و ستيزه گويند هشتم حصهء يك دامست كه دو نيم ماشه و كسرى مىشود
پل
بفتح باى فارسى صاحب علاج الامراض و ذكائى چهل ماشه گفته و صاحب مجربات اكبرى هشت توله و بعضى شانزده تانك گفتهاند
باقلا
در ذخيره بست و چهار حبه بيان نموده كه نصف درم باشد
بندقه
بضم اول يك درم باشد و پيش برخى يك مثقال كذا فى القلانسى و الذخيرة و علاج الامراض و چهار دانگ نيز گفتهاند و چيزى را گويند كه به شكل حبوب از حمص كلان باشد و آن در ذكر ادويهء مستعمله از داخل گذشت
بهلولى
بفتح اول و سكون ها يك دام پخته است و بعضى چهارده ماشه گفتهاند
تانك
بتاى هندى و خفاى نون صاحب قادرى سه و نيم ماشه نوشته و صاحب ذكائى و الفاظ الادويه چهار ماشه و بعضى سى و سه سرخ گفته و پيش برخى مردمان بست و چهار سرخ و نزد قليلى سى و دو سرخ باشد و جماعتى چهار و نيم ماشه گفتهاند و مستعمل درين زمان همينست
ترمسه
دو قيراط باشد كذا فى