تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
سبوس جو خطمى انجير زرد خسكدانه از هريك حسب حاجت بگيرند و به آب پخته بپالايند و روغن كنجد و شكر سرخ و آبكامه و لب خيارشنبر در وى حل كنند و نيم گرم حقنه سازند

نوع ديگر بنفشه عنب

الثعلب نيلوفر تخم خيارين نيم كوفته تخم خطمى گل بابونه سبوس جو از هريك هفت درم عناب ده دانه سپستان بست دانه در آب بپزند و صاف ساخته ترنجبين و لعاب سبيوش و روغن بنفشه يا بادام يا كنجد و لب خيارشنبر هريك ده درم آميخته نيم گرم حقنه سازند

حقنهء بارد كه در زلق الامعاء ثبورى استعمال مىكنند - ص

جو و نخود و برنج و پوست خشخاش و تخم خطمى و تخم مرو به قدر حاجت گرفته بپزند و بپالايند و روغن گل و صمغ عربى و نشاسته در ان آميخته حقنه سازند

حقنهء حابس و مغرى كه در سحج مستعمل‌ست - ص

برنج پست جو عدس مقشر گلنار پوست انار حب الآس حسب حاجت گرفته بپزند و بپالايند و صمغ عربى و نشاسته و دم الاخوين و عصارهء لحية التيس و قرطاس سوخته و صدف محرق و سپيدهء ارزير حسب حاجت گرفته باريك سائيده در وى آميزند و شحم كليهء بز و زردهء بيضهء مرغ اضافه كرده حقنه نمايند

حقنهء مجلى كه در مرض خروج المده من الامعاء به كار آيد - ص

سماق پوست انار عدس مقشر ارز شعير نيم كوفته در آب جوشانيده بپالايند و اندكى آهك سرد ناكرده در وى آميزند و حقنه كنند

حقنهء مدمله كه در مرض مذكور به كار آيد - ص

صمغ عربى دم الاخوين گل ارمنى عصارهء لحية التيس قرطاس سوخته به قدر حاجت گرفته باريك بسايند و در شيرهء لسان الحمل و توت خام آميخته حقنه نمايند

حقنهء كه در زحير حار صفراوى سودمند باشد - ص

گل ارمنى سفيدهء ارزير شادنهء عدسى به قدر حاجت گرفته باريك سائيده در شيرهء لسان الحمل و شيرهء خرفه آميزند و زردهء بيضهء مرغ و اندكى سركه اضافه نموده به عمل آرند

حقنهء كه در مغص بلغمى استعمال مىشود - ص

سناى مكى پنج درم بنفشه بسفايج فستقى باديان تخم كاسنى عنب الثعلب هريك سه درم عناب ده دانه سپستان بست دانه تربد سفيد دو درم لب خيار شنبر پانزده درم ترنجبين ده درم شكر سرخ نه درم بطريق معمول پخته لب خيار شنبر و ترنجبين و شكر آميخته صاف كرده نيم گرم حقنه سازند

حقنهء كه در حصات كليه و اورام صلبهء رحم به كار آيد - ص

لعاب تخم خطمى لعاب تخم كتان لعاب حلبه حسب حاجت بگيرند و جهت حصاة كليه روغن قرطم آميخته در امعا حقنه كنند و جهت اورام رحم روغن كنجد آميخته در قبل و ماء الشعير نيز در اورام رحم افزايند

اما اوزان

بايد دانست كه اوزان كبار و صغار در كتب قديم طبيه بسيارست الا آنچه درين زمان معروف و اكثر متداول اطباست و در كنز معالجات و گنجينهء مركبات اين جامع مذكور خواهد شد به ترتيب حروف تهجى در ذيل نگاشته مىآيد و من اللّه توفيق اتمامه

ابريق

بكسر همزه