خبز گال
سرد و خشكست و قابض
خبز دخن
سرد و خشكست و قابض تر
خبز نخود
گرم و خشك است و قابض و نفاخ و مصلح وى روغن زرد بسيارست
خبيص
بفتح خاى معجمه و كسر باى موحده و در آخر صاد مهمله حلوائيست كه با روغن گاو يا روغن شيره يا روغن بادام ترتيب دهند
ص
آن مغز نان سفيد ريزه كرده آرد ساخته به وزن نيم آثار با روغن شيرج يا روغن بادام شصت و پنج درم بريان سازند و شيرهء شكر سفيد يك آثار بر ان ريخته بپزند و بعضى عوض ريزهء نان ميدهء گندم مىكنند و بجاى شكر عسل و با زعفران مطيب نمايند و از گزر و پژو به نيز خبيص مىسازند
خبيص البيض
حلواى بيضهء ماكيانست و بعضى خاگينه را گفته و چون حلواى بيضه را با دارچينى و خولنجان و ديگر ادويهء باهيه ترتيب دهند مقوى باه باشد
دوغباج
معرب دوغباست و آن آشىست كه از جغرات يا محيض بپزند كذا فى الكنز
رائب
ماستست كه به فارسى دوغ نامند و صاحب تذكره گفته كه ماست ترش بارد يابس باشد و هرگاه آهن تافته در ان سرد كنند ذوشنطاريا و اسهال را نافع بود و اگر تخم خرفه سائيده در ان آميخته خشك كنند خوردن اندكى از ان از آب سرد بسيار نوشيدن بىنياز گرداند و جهت مرتاضان و چلهنشينان و مسافران گرما مىشايد
زرشكيه
آنست كه زرشك را در آب بپزند و سفال گلين گرم كرده در ان سرد كنند كه عفوصت آن زائل شود پس صاف كرده بروغن بادام يا روغن گاو داغ كنند و به قليلى شكر سفيد بقوام آرند مزاج آن سرد و خشكست و براى علل صفراوى دموى معده و كبد نافعست و همچنينست سماقيه و تمريه و اناريه و اجاصيه
زليبا
بفتح زاى معجمه و كسر لام و سكون تحتانى و موحده مفتوحه به فارسى زليبى و حلقچى و بهندى جليبى نامند
ص
آن آرد خمير ميده را رقيق ساخته در ظرفى سوراخدار كرده در روغن گاو جوشان دائرهدار اندازند و بريان كنند كه سرخ شود و پس از بريان شدن از روغن برآورده در قوام شكر سفيد يا نبات كه تاربند باشد بيندازند مزاج آن گرم و ترست و سريع الهضم و سينه و شش و سرفه و نزله را سودمند و مبرود و مرطوب را نافع بود و اگر لطيفتر خواهند شيرهء مغز بادام را در عرق كيوره يا بيدمشك برآورده در خمير زليبى آميزند و در شيرهء نبات زعفران دهند
زيرباج
بكسر زاى معجمه و سكون تحتانى و راى مهمله و باى موحدهء مفتوحه و الف و جيم صاحب بحر الجواهر و مصنف اطعمة المرضى گفته شوربائيست كه با سركه و فواكه خشك همچو زرشك و مشمش و كشمش و زبيب و شيرينى ترتيب دهند و بزيره و زعفران مطيب گردانند و اگر به نشاستهء معصفر رنگين سازند مىشايد و ديگر از پياز مىپزند و در ان ابازير تر هم