و مولد خلط صالح رقيق و براى ناقهين و اصحاب بواسير دموى و نفث الدم و خراج و فتق و سرفهء گرم و خشك و سل و دق و ماليخوليا و خشونت حلق و سينه و شقاق لب و زبان و بحة الصوت و سحج الطف غذاست و شكستگى استخوان را نافع و سردمزاج را مضر بود و صاحب اطعمة المرضى نوشته كه پاچه را صاف كرده و شسته با نمك و دارچينى و نخود بپزند و كف بردارند و باز در روغن گاو بريان ساخته بر آتش ملايم تا دير بپزند كه نيك مهرا شود و پس از ان برنج سفيد يك كف اندازند و بپزند تا بغايت پخته گردد و قدرى زعفران انداخته فرود آرند و صاحبان امراض دموى را كهربا و گل ارمنى و صمغ عربى سائيده پاشيده بدهند و مدقوقين را بمصالح مناسبه دهند
اوگرا
مشهور بآشست كه با گوشت پزند يا بىگوشت و بىگوشت پخته سرد بود
اهال
بفتح اول و ها و الف و لام بقول صاحب تحفه و مخزن مرق گوشت و بقول مطبوخه است كه صاف كرده مىآشامند و گاه ترشى در ان در حين طبخ نيز اندازند و صاحب اطعمة المرضى نوشته كه اهال بكسر اول شورباى سركهدارست كه در ان توابل حاره ناكوفته داخل كرده باشند و سمرقندى گفته كه اهال از گوشت گاو نافع يرقانست و منفعت عظيم مىنمايد
بصليه
بفتح اول به فارسى پيازبا نامند
ص
آن گوشت را پارچهها باريك كرده در روغن گاو بريان سازند و دو چند گوشت پياز مقشر تراشيده با نمك انداخته آب دهند و زردچوب و كشنيز داده درهم سازند و قدرى فوتنج سبز ريزند و بر آتش ملايم بپزند كه مهرا شود پس صاف ساخته آش پخته بزيره و زعفران مطيب كرده بخورند
بغرا
به ضم باى موحده و سكون غين معجمه و فتح راى مهمله و الف از اغذيهء اهل خراسانست كه از آرد گندم خمير كرده بر تخته پهن ساخته به قدر درمها بريده ترتيب مىدهند بدين نحو كه در آب يخنى يا قليه مىريزند تا خوب پخته گردد پس قتق سركه يا دوشاب يا آبليمو يا قند گرفته يا آبغوره يا ماست داخل كرده يك دو جوش ديگر داده فرود آرند و تناول كنند مزاج آن گرم باعتدالست و مشهى و مسكن قى صفراوى و تشنگى و مفتح سده است و در هند آرد نخود را با مصالح در آب پخته در ظرفى پهن كرده يا رشتهء طوال ساخته مىبرند و باز در روغن زرد بريان ساخته يا در روغن زرد و ماست بريان كرده شوربادار پخته با نان مىخورند و از همين قبيلست آش ماهيچه و آش اوگرا كه در اصفهان آش برگ مىنامند
ثريد
بفتح ثاى مثلثه و كسر راى مهمله و تحتانى معروف و دال مهمله آنست كه پارچهاى نان را در شورباى گوشت يا شير يا شربت قند تر كرده بخورند
جوزابه
بفتح جيم و سكون واو و فتح زاى معجمه و الف و باى موحده و ها بقول صاحب تحفه و مصنف مخزن طعاميست كه از آرد گندم و سبزيها ترتيب دهند