گرم كرده تسخين عضو بدان كنند و نيز گرهپرچهء ادويهء يابسهء سائيده را در شير گرم تر كرده بر قضيب تكميد مىكنند و هرگاه سخونت فرو شود مكرر گرم مىسازند و طريق كماد رطب آنست كه گلاب يا شراب يا مطبوخ ادويهء مناسبهء گرماگرم را در مثانهء گوسفند يا گاو نهاده بر عضوى تكميد كنند و هرگاه سخونت فرو شود مكرر گرم سازند و يا اسفند يا نمد يا پارچهء چند تو را در مائعات مناسبه تر كرده گرماگرم بر عضوى تكميد كنند و تكميد مثانى فقط بگلاب مستعمل معده و جگر مىبايد و در ابدان يابس و هواى يابس تكميد رطب و در ابدان رطب و هواى رطب تكميد يابس به كار بايد بست و گاه بود كه چيزى كماد بر عضو برهنه برنهند و پارچه بالاى آن بندند همچو ريگ گرم و زيرهء گرم كرده بر شكم در مرض استسقا
لخلخه
بفتح اول و سكون خاى معجمهء اول آنست كه دواى مركب رقيق خوشبو در شيشه انداخته نيك بجنبانند كه با هم ممزوج شود پس استشمام نمايند و اين در تعديل سوء مزاج حار دماغ سريع الاثر بود
لطوخ
بفتح لام و ضم طاى مهمله و در آخر خاى معجمه دواى رطب چسپنده كه بر پارچه يا بر كاغذ مدور سوزن زده ماليده بر يافوخ يا بر شقيقه بچسپانند
نطول
بفتح نون و ضم طاى مهمله آنست كه آب خالص نيم گرم يا آب ادويهء مطبوخهء نيم گرم به تدريج بلا توقف از فاصلهء يك شبر تخمينا يا زياده بر عضوى بريزند و تنطيل نيز گويند
اما اغذيهء مستعملهء اطبا كه در اكثر كتب طب مذكورست بدين تفصيلست اسفيدباج
بكسر اول و سكون سين مهمله و كسر فا و سكون تحتانى و كسر دال مهمله و باى موحدهء مفتوحه و الف و جيم به فارسى شوربا نامند و اصحاب لغت گفته كه شورباى گوشت بىمصالحست كه مريضان را مىدهند و نزد اطبا مرقىست كه از گوشت چوزهء مرغ و بزغاله و غير آن از لحوم خفيفه و لطيفه و بقول و حبوب مانند اسفاناخ و قرع و بنوماش مقشر و امثال آنكه طعمى غالب نداشته باشد بتوابل مناسبه چون كشنيز و نحو آن ترتيب دهند و بعضى گفته كه اصل آن گوشت و اندك نخودست و مزاج آن گرم و ترست و لطيف و مرطب و صالح الكيموس و نافع اكثر امراض سر و امراض صدر و امراض سوداوىست
اطريه
بفتح اول و سكون طا و كسر راى مهملتين و فتح تحتانى و هاى موقوفه به فارسى رشته و ماهيچه و بهندى سيوين نامند غذاى معروفست كه از آرد سميذ مىسازند مزاج آن گرم و ترست و سريع الهضم و كثير الغذا و مولد خلط صالح و چون با شكر سفيد و مسكهء گاو تازه خورند درد سينه و سرفه را نافع باشد و براى دق و سل از آرد جو بهتر باشد و نيز اطريه بر آش رشته و بغرا و غير آن اطلاق مىكنند
اكارع
بفتح اول و كسر راى مهمله و سكون عين مهمله جمع كراع بضم كافست و به فارسى پاچه و پايچه نامند و بهترين آن از پاى پيشين بره و گوسفند يكساله مىباشد مزاج آن معتدلست و معتدل الغذا