از خارج باشد و در قرابادينات مسطورست بدين شرحست - ص آبزن انكباب بخور پاشويه تمريخ تدهين سكوب شموم ضماد طلا كماد لخلخه لطوخ نطول
آبزن
آنست كه ادويه جوشانيده آب آن را در ظرفى مسى يا برنجى يا غير آنكه فراخ دهن و عميق باشد بيندازند و مريض را عريان ساخته در ان بنشانند و اين در امراض قولنج و وجع گرده و مرض مثانه مستعملست
انكباب
بكسر اول و هر دو باى موحده آنست كه ادويه را در ظرفى طبخ داده سر يا گوش بر بخار آن نهند و اگر بخار بسر گيرند بايد كه ردائى بر سر پوشيده بر بخار ادويهء مطبوخهء محمولهء ظرف سرنگون دارند و اگر به گوش دردناك بگيرند بايد كه سر ظرف خرد از سرپوش مسدود بود و در وسط سرپوش سوراخ باشد كه هنگام طبخ سوراخ را نيز بآرد بند كنند هرگاه طبخ تيار شود و انكباب كنند آرد از سوراخ برداشته بفاصلهء چهار انگشت تخمينا صماخ محاذى سوراخ مذكور گذارند
بخور
به ضم باى موحده و خاى معجمه و واو معروف آنست كه ادويهء مفرده يا مركبه در مجمر بسوزند و بوى آن بدماغ رسانند و اگر براى درد دندان باشد در ظرفى سوخته بوساطت قمعى دود بگيرند و به جهت مقعد و رحم بوساطت طغارى مثقوب الوسط كه بر بخور منكوب ساخته باشد به عمل آرند
پاشويه
آنست كه ادويهء مخصوصه بجذب و تعديل چون بنفشه و برگ كنار و سبوس گندم و نحو آن در آب جوشانيده آب گرم او را در ظرفى فراخ و عميق اندازند و مريض بر سرير يا چهارپائى نشسته بر پشت تكيه داده هر دو پاى خود را در ظرف پرآب گذارد و دو كس قدرى قدرى آب مذكور بر ساقهاى مريض از زانو انداخته از اعلى باسفل فرو كشند و از وصول بخار آب پاشويه بدماغ و دل مريض را احتياط كلى مىبايد ورزيد و تا يك ساعت پاشويه به عمل آرند پس رطوبت آب از ساقها نشف كرده بپارچه بربندند و كف پاها كشاده دارند
تمريخ
بفتح اول و كسر راى مهمله و خاى معجمه در آخر آنست كه چيزى رطب را بر تن و اعضا بمالند
تدهين
بفتح اول و كسر ها آنست كه روغن را بر تن و اعضا بمالند
سكوب
بفتح سين مهمله و ضم كاف آنست كه چيزى مائع بر عضوى از اعضا از فاصله بتوقف ريزند و انسكاب نيز نامند
شموم
بفتح شين معجمه و ضم ميم آنست كه چيزى خشك يا تر را ببويند
ضماد
بكسر ضاد معجمه آنست كه دواى رطب تندار بر عضوى گذارند و بالاى آن پارچه بندند و گاه بر لته كنند تا بر عضو قرار يابد همچو ضماد گل سرخ و برگ مورد و زيره با آب سماق سرشته بر شكم نهادن جهت رفع اسهال صفرا
طلا
بكسر طاى مهمله آنست كه دواى رطب تنك بر عضوى بيالايند بپارچه ماليده يا بدون پارچه
كماد
بكسر اول آنست كه از ادويهء يابس يا رطب تكميد عضوى كنند و طريق كماد يابس آنست كه ادويهء يابسه در پارچه بسته