تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
و عام‌ست كه استعمال آن عند الحاجت باستشمام بود يا به تسعيط

غرغره

بفتح هر دو غين معجمه بمعنى گردانيدن آب در گلوست و فارسيان غراره گويند و وى آنست كه ادويه را در آب جوشانيده يا خيسانيده يا آب نباتات سبز و ميوهء رطب برآورده در ان رب و غيره حل كرده غراره كنند

فرزجه

بفتح اول و حرف سوم زاى معجمهء مفتوح پارچه يا صوف كه از دواى رطب بيالوده يا به آب ادويهء مطبوخ تر كرده بسحيق ادويهء مسحوقه آغشته در قبل و فم رحم نهند

فلدفيون

نام مركبىست كه بطور قرص مىسازند يا سائيده به سركه سرشته بر سفال نو طلا كرده خشك ساخته نگاه مىدارند و جهت اكلهء دهان و لثه و ديگر اعضا مستعمل‌ست

فتيله

بفتح فا و كسر فوقانى آنست كه چيزى مستطيل ساخته دوائى بدان آلوده در گوش يا در بينى يا در جراحت نهند و جمع آن فتائل و فتول مىآرند

قرص

به ضم اول در اصطلاح اطبا عبارتست از دواهاى كوفته كه اگر ذى رطوبت‌ست تنها و اگر يابس‌ست به آب يا مائع ديگر سرشته مثل گردها خرد يا كلان سازند

قطور

بفتح اول چيزى رقيق كه قطره‌قطره در گوش يا چشم يا بينى چكانند

قيروطى

بفتح اول و واو معروف و قيل بكسر اول به لغت يونانى موم روغن را گويند كه موم را در روغن گرم كرده گدازند و جهت شقاق لب و امراض صدر ادويهء مناسبه بدان مخلوط ساخته به عمل مىآرند

كحل

بضم اول دواى باريك صلايه كرده كه به ميل در چشم كشند و گهرا به لغت هندى قسمى از كحلست

لازق

بكسر زاى معجمهء قاف دواى چسپنده كه بر پارچهء باريك يا نسج عنكبوت آلوده بر جراحت رگ بچسپانند

لعوق

بفتح اول و ضم عين مهمله دواى مركب غليظ القوام كه بانگشت ليسيده شود

مسوح

بفتح ميم و ضم سين مهمله و واو ساكن و حاى مهمله در آخر دهن مركب كه براى تقويت ذكر و تلذذ مباشرت بر ذكر بمالند و مسوحات جمع آن

مطبوخ

دواى جوشانيده شده كه ماليده صاف كرده آب آن استعمال نمايند

معجون

آنست كه دواى چند خشك سائيده پيخته در قوام تاربند نبات سفيد يا عسل بياميزند و مفرح و مثروديطوس و ثنادريطوس و نوشدارو و فلونيا و برشعشاء دواء المسك و غير آن از اقسام معجون‌ست

مضمضه

آنكه آب ادويهء جوشانيده يا آب عصارهء نباتات سبز در دهان گردانند و بهندى كلى گويند

مرهم

آنست كه ادويه باريك سائيده در موم و روغن آميخته براى جروح و قروح تيار سازند

نفوخ

بفتح نون و ضم فا و خاى معجمه در آخر ادويهء خشك سائيده كه در انبوبه انداخته در بينى دمند يا بر كام

نقوع

بفتح اول آنچه از قسم ادويه و ميوه در آب يا عرقيات به قدر نوشيدنى شب تر كنند و صباح ماليده صاف كرده بنوشند

نشوق

بفتح اول ادويهء رقيق كه در بينى اندازند و كشيده شود به طرف بالا بجذب هوا

وجور

بفتح اول و ضم جيم داروى رقيق كه در حلق ريزند

اما ادويهء مفرده و مركبه كه استعمال آنها محض از خارج باشد و در قرابادينات مسطورست بدين شرح است