و در ادويهء هنديهء اسهال مستعمل
نيب
بكسر اول و سكون تحتانى و باى موحده در آخر شجريست عظيم هندى و طبيعت آن نزد بعض گرم و خشك و نزد بعض سرد و خشكست و نزد بعض معتدل و پوست درخت آنكه اندرونى سفيدرنگ زردى مائل مىباشد نافع جذام و برص و آتشكست و تخم آن كه بهندى نبولى نامند نافع بواسير خونى و بادى و برگ آن براى تحليل اورام مفيد و آب برگ نورستهء آن در مراهم به كار مىبرند و خواصها دارد
نيلوفر
بكسر اول و سكون تحتانى و لام مضموم و واو مجهول و فتح فا و سكون راى مهمله معرب از نيلوپهل هندىست و آن گل نباتىست كه در تالابها بموسم بر شكال مىرويد مزاج وى سرد و ترست در دوم و مسكن حرارت قلب و مقوى آن و مطفى تشنگىست و خواصها دارد و قدر شربت آن در مطبوخ تا هفت مثقال و بيخ نيلوفر گرم و خشكست و جهت اسهال مزمن و قرحه امعا و سيلان منى نافع
نيلكنتهى
بكسر اول و سكون تحتانى و لام و فتح كاف و سكون نون و تاى فوقانى هندى و خفاى ها و سكون تحتانى نبات هندىست كه بيخ نيلىرنگ و گل نيلگون و برگ خشن متوسط در خردى و بزرگى مىدارد و اكثر در مرز پنجاب مىباشد و در ادويهء اطفال مستعملست
الواو - وج
بفتح اول به فارسى عود تركى و بهندى بچ گويند بيخ نباتىست گرهدار شبيه بسعد و رنگ آن ما بين سرخى و سفيدى و تندطعم مائل بعطريت و بهترين آن سفيد بزرگ پرگره خوشبو مىباشد مزاج آن گرمست در اول سوم و خشك در وسط دوم و مفتح و ملطف و جالى و محلل رياح معده و امعا و قاطع بلغم و مجفف رطوبات مفاصل و مدر بول و حيضست و خواصها دارد و مقدار شربت آن يك مثقال
ودع
بفتحتين به فارسى مهرهء سفيد و بهندى سنكه نامند و به عربى حلزون هم گويند مزاج وى سرد و خشكست در دوم و محرق آن جالى و مدر مائيتست و خواصها دارد و مقدار شربت آن تا نيم مثقال
ورد احمر
به فارسى گل سرخ و بهندى گلاب كاپهول گويند گلىست بستانى معروف و بهترين آن تمام ناشگفته بود مزاج آن سردست در اول و خشك در اول دوم و نزد بعضى معتدل و مفرح و ملطف و جالى و تازهء آن مسهل و خشك آن قابض و مقدار شربت از تازهء آن دو درم و از خشك آن تا چهار درم و عرق آن مقوى دل و دماغ و معده است و مقدار شربت آن تا هژده مثقال و روغن آن مركب القوىست و مفتح و باقوت مسهله و رادع و محلل و قابضست و مقدار شربت آن يك اوقيه
ورق الخيال
به فارسى بنگ و به زبان سنسكرت بجيا بكسر باى موحده و بهندى بهانگ نامند و در قنب مذكور شد
ورلمائى
سقنقور آبىست و در حرف سين مذكور شد
ورل
بفتح اول به فارسى سوسمارست و در ضب مذكور شد
ورد چينى
به عربى نسرين نيز و به فارسى گل مشكى و بهندى سيوتى نامند گلىست بستانى