مىباشد و قدر شربتش بر راى طبيب
ردونتى
بضم اول و دال مهمله و واو و خفاى نون و فوقانى مكسور و تحتانى ساكن و رودرونتى نيز بلغت هندى رستنىست در شكل شبيه بگياه نخود و برگ آن از نخود كوچكتر و پشت برگ آن بسوى سپهر و روى آن به طرف زمين و زير آن زمين نمناك و سياهرنگ به نهجى كه بروغن چرب كرده بود مىباشد و در اطراف درخت آن مورچها بود و صاحب خواص الادويهء هنديه نوشته كه چهار قسم مىباشد سياه و سفيد و زرد و سرخ و در زمين سخت و نمناك مىرويد و نر و ماده باشد و قسم مادهء آن در صناعت به كار آيد مزاج آن گرم و ترست و مقوى و مشهى و دافع پرميوه و خواصها دارد
رسكپور
بفتح اول و سكون سين مهمله و باى فارسى مضموم و در آخر نيز راى مهمله دواى مركبست و محققين گفته كه آن شنجرف سفيدست كه از سيماب و گل ارمنى و زاج سفيد و نمك سنگ مىسازند مزاج آن گرم و خشكست و در ادويهء مرض آتشك مستعمل و مفيد و در صناعت نيز به كار مىآرند
رطب
بضم اول و فتح طاى مهمله خرماى تازه را گويند مزاج وى گرم و ترست در آخر اول و ملين و مبيهى و مولد خون صالح
رمان
بضم اول و تشديد ميم به فارسى نار و بهندى انار خوانند ميوهء نهال بستانىست معروف و شيرين و ترش مىباشد مزاج شيرين آن سرد است باعتدال و تر در اول و ملين طبع و مفتح و مولد خون صالح و موافق محرورين و ترش آن سرد و خشكست در دوم و قابض و مسكن حرارت معده و غليان خون و پوست هريكى از ان قابض و مجففست
روسختج
بضم راى مهمله و ضم سين مهمله و خاى معجمهء ساكن و فوقانى مفتوح و جيم ساكن روسخت نيز نامند و آن مس سوخته باشد و بهترين آن سياه مائل بسرخى بود مزاج وى گرم و خشكست در سوم و قابض و مجفف و جالىست
روناس و رودنگ
روناس بواو معروف و نون مفتوح و سين مهمله در آخر و رودنگ بواو مجهول و دال مهملهء مفتوح و كاف فارسى به عربى فوه بضم فا و بهندى مجيهه و به زبان سنسكرت جالكرى نامند بيخ نباتىست سرخ تيرهرنگ كه به كار صباغان مىآيد و در فوه مذكور خواهد شد
روح توتيا
جست را گويند كه بعد از سوختن آن را در چشم كشند
روث
بالفتح و ثاى مثلثه در آخر سرگينها را گويند
ريباس
بالكسر معرب ريواج نباتىست لطيف و خودرو كه مردم آن را مىخورند و مزهء آن ميخوش باشد دراوند بيخ اوست مزاج آن سرد و خشكست در دوم و مفرح و مقوى معده و احشا و جگر حار و قاطع قى صفراوى و تشنگى و غثيانست و خواصها دارد و مقدار شربت از آب او تا سى درم و بدلش آبغوره و ترشى ترنجست
الزاى المعجمة
-
زاج
به فارسى زاك و بهندى پهكرى نامند از معدنياتست و سفيد و سرخ و زرد و سبز و سياه مىباشد و سفيد آن را قلقديس و زرداورا قلقطار