تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
و مغز تخم آن سرد و تر در دوم و مقدار شربت آن تا پنج درم

بقر الوحش

به فارسى نيله گاو و بهندى روجه نامند از وحوش برىست و كوهى هم باشد و قضيب مجفف آن در ادويهء باهيه قائم مقام سقنقور دانسته‌اند

بقلة الحمقاء

به فارسى رجله و خرفه و بهندى لونك و لونى نامند تره‌ايست معروف مزاج آن سردست در سوم و تر در دوم و تره و تخم آن جالى و مسكن حدت صفرا و خون و حرارت جگر و معده است و مقدار شربت از تخم آن تا پنج درم و نوعى آن برىست كه آن را برهمالونى گويند و آن در كشتن سيماب به كار مىآيد

بقلهء يمانيه

كه بهندى چولائى نامند تره‌ايست معروف مزاج آن سرد و ترست در دوم و گرم در اول نيز گفته‌اند و ملين طبع‌ست و طبيعت تخم آن سرد و خشك و رادع و در ادويهء نسوان مستعمل و قدر شربت آن تا دو مثقال و نوعى آن برىست كه خاردار مىباشد و آن در كشتهء سيم و زر به كار آيد

بكن

بضم موحده و فتح كاف و سكون نون رستنى هندىست كه شاخهاى آن باريك و برگ كوچك و باريك و دراز نوك‌دار باشد و گل كوچك سفيد بر هر گره برآيد و مدور بود مزاج آن سردست و دافع فساد زهر و بلغم و صفرا و دشوارى بول را نافع و مفتت سنگ مثانه است

بلادر

بفتح موحده و ضم دال مهمله به عربى حب الفهم و ثمر الفهم و بهندى بهلادان خوانند ثمر درختىست كلان‌تر از سپستان صنوبرىشكل قمع‌دار و از ان رطوبتى لزج چرب همچو غسل مىبرآيد و آن عسل او در چهارم گرم و خشك‌ست و پوست بالاى آن در سوم گرم و خشك و مغز آن در سوم گرم و در اول خشك و عسل او مسخن و ملطف‌ست و مغز آن بىمضرت و مبيهىست و مصلح آن گردگان تازه

بلوط

بفتح موحده و تشديد لام مضموم ثمر درختىست كه پوست رقيق ملاصق مغز او را جفت بلوط گويند و بلوط را بهندى سيتاسپارى نامند مزاج آن سردست در اول و خشك در دوم و جفت بلوط مجفف و رادع و حابس سيلان خون‌ست و مقدار شربت آن از يك مثقال تا سه مثقال و شاه‌بلوط قسمى از بلوطست

بلسان

بفتحتين درختىست كوچك مانند درخت حنا كه در ملك مصر مىرويد و تخم او را حب بلسان و چوب شاخ او را عود بلسان و روغن آن را دهن بلسان نامند و دهن مصرى مىنويسند

بليلج

بفتح باى موحده و ياى تحتانى مجهول به فارسى بليله و بهندى بهيرا خوانند ثمر درختىست مستدير الشكل زردرنگ بسبزى مائل مزاج آن سردست در آخر اول و خشك در آخر دوم و ملطف و قابض و مقوى معده و اشتهاست و مقدار شربت آن تا سه درم

بندق

بكسر باى موحده بهندى ريهه نامند ثمر درختى است كه دانهء آن صيقلى صلب شفاف تيره رنگ مائل باندكى سبزى و مغز آن سفيد مائل بزردى مىباشد