قنّه و بهندى بهروزه و بريجا نامند و آن صمغ يا لبن درختىست كه بهندى ديودار نامند و دو قسم باشد يكى سفيد سبك خشك و دومى زردرنگ مانند عسل تيز بود بهترين آن سرخ و زرد ثقيل دانستهاند و مزاج آن گرمست در اول سوم و خشك در اوسط دوم و ملين و محلل و جاذب و مسخنست و مقدار شربت آن تا يك درم
بادآورد
كه به فارسى كنكر سفيد نيز نامند و بهندى دهماما گويند رستنى برىست خاردار و مزاج وى گرم و خشكست در اول و بيخ آن محلل و مجففست و تخمش مفتح و مسهل بلغم غليظ و سودا و مدر حيض و بول و قدر شربت بيخ آن يك درم و تخم آن تا دو مثقال و بدل آن شاهتره است
بادنجان برى
بهندى بهتكتائى و جنگلىبيگن گويند نبات برى و كوهىست كه شجرهء آن بقامت شجر بادنجان باغى و برگ آن سفيد مائل بسبزى و خاردار باشد مزاج وى گرم و خشكست و پوست بيخ آن دافع سميت هيضه و نافع ربو و ضيق النفس و مبيهى و برگ آن رافع درد چشم و يرقانست و تخم ثمرهء آن در ضماد قوت باه مستعمل
باديان خطائى
تخمىست سرخ مائل به تيرگى غبارآلود و در ميان آن دانهء كوچك باريك نوكدار و طعم آن شبيه برازيانه و مزاج وى گرم و خشكست در دوم و صاحب رياض الفوائد در اول گفته و محلل و مفتح و مقوى معده و هاضمه و دافع رياح و مدر بولست و گويند كه بريان كرده استعمال آن بهترست
باذنجان
بذال معجمهء مكسور معرب بادنگان بهندى بيگن نامند ثمرىست معروف كه از ان نانخورش ساوند مزاج آن گرم و خشكست در دوم و مقوى معدهست
بارود
بهندى باروت خوانند شئ معروف مصنوعىست كه به كار توپ و بندوق و آتشبازى مىآيد مزاج آن گرم و خشكست در سوم و جالى و مفتح سدد و جهت طحال و اوجاع ظهر نافعست
بجيسار
بكسر باى موحده و جيم مفتوح و سكون تحتانى و سين مهمله و الف و راى مهمله بلغت هندى چوب درختىست و در ادويهء هنديه مستعمل نشارهء آن دافع جذام و جوشيدگيهاى سارى و برص و كرم مقعدست
بخورمريم
بيخ نباتىست كه آن را شجر مريم مىنامند برگ آن شبيه ببرگ لبلاب كبير يكروى آن سبز و روى ديگر مائل بسفيدى و مرغب و گل آن مانند گل سرخ و گل بعضى كبود و بيخ آن مانند شلغم و عريضتر از ان و سياهرنگ طبيعت آن گرمست در اول سوم و خشك در آخر آن و مفتح و محلل و ملطف و جاذب و مدر بول و حيض و مسقط جنينست و خواصها دارد و مقدار شربت آن تا سه مثقال
بدهارا
بكسر باى موحده و فتح دال مهمله و هاى مختفى و راى مهمله و الف بلغت هندى چوبىست سبك به قدر آگندگى اصل السوس و مزاج آن گرمست و تلخ و زمخت و مبيهى و دافع