در روح و اخلاط و رطوبات ثانيه نمايد بدرجهء سوم گويند و اگر تاثير آن كل اعضا را شامل گردد بدرجهء چهارم خوانند و نيز بايد دانست كه در دواى حار بدرجهء اولى يك جز بارد و دو جز حار و در دواى حار بدرجهء ثانى يك جز بارد و سه جز حار و در دواى حار بدرجهء ثالث يك جز بارد و چهار جز حار و در دواى حار بدرجهء رابع يك جز بارد و پنج جز حار مقرر كردهاند و در عكس به عكس و نيز هر درجه در عرض سه مرتبه دارد اول و اوسط و آخر پس هر دوائى كه بدرجهء اول گرمست يا سرد و يك درم شربت اوست چون يك نيم درم يا دو درم از ان تناول كنند اثر او محسوس شود بدانند كه در آخر مرتبه است و چون از دو درم اثرش محسوس نگردد و از سه درم محسوس شود بدانند كه بمرتبهء اوسطست و چون بدون تناول چهار درم يا زياده اثرش محسوس نشود بدانند كه بمرتبهء اولست و در ديگر درجات همينسان قياس كنند و بس
اما اسامى ادويه
به زبان عربى و فارسى و هندى مع امزجهء اولى و ثانوى و درجات و مقدار شربات آنها بالتفصيل به ترتيب حروف تهجى مرقوم الذيل مىشود اگرچه احصاى آفرينش آفريدگار جل شانه امكان بشريت نيست اما آنچه مشهور و متداول صناعت طبست از كتب عربى و فارسى و هندى سمت تنميق يافته بتمامه بحيز تحرير درآمده و در ان حتى الامكان قصورى نشده
[ اقسام الاوديه ]
اما نخستين بايد دانست كه ادويه يا معدنىاند يا نباتى يا حيوانى
اما معدنى
شش قسمست يكى فلزات كه اجرام متطرقه هم نامند چون ذهب و فضه و مس و آهن و غير آن دومى جواهرات كه اجرام حجريهء ضيائيه نيز گويند چون الماس و ياقوت و زمرد و امثال آن سومى اجرام زيبقيه و مشتعله چون زيبق و كبريت و زرنيخ و زنجفر و نحو آن چهارمى اجرام حجريهء غير ضيائيه چون زهرمهره و يشب و حجر اعرابى و اثمد و مرقشيشا و غير آن پنجمى اجرام طينيه همچو طين ارمنى و طين مختوم و مغره و امثال آن ششمى اجرام ملحيه چون نمك اندرانى و نمك طبرزد و شب و نوشادر و تنگار و توتياى هندى و امثال آن
اما نباتى
يازده صنفاند صموغ عصارات ازهار و فقاح ادهان البان و يتوعات اوراق اثمار به زور اغصان اصول و لحاء قشور
اما صموغ
مانند صمغ عربى و كتيرا و اشق و سكبينج و جاوشير و لك و امثال آن مدت بقاى قوت اينها تا سه سال مقرر داشتهاند
و غصارات
همچو صبر و حضض و كات هندى و امثال آن مدت بقاى قوت اينها از صموغ كمتر مقرر داشتهاند
اما ازهار و فقاح
مانند گل بنفشه و گل نيلوفر و گل گاو زبان و گل سرخ و فقاح اذخر و امثال اينها
و اوراق
مانند سناى مكى و برگ گاو زبان و ساذج هندى و برگ آس و ماذريون و امثال اينها قوت اينها يك سال نهايت دو سال بحسب قوت