قوت تا يك سال و جند را قوت تا ده سال باقى باشد و اللّه اعلم
اما طعم ادويه
نزد اطبا بحسب استقراء نه است حرافت مرارت ملوحت حموضت عفوصت قبوضت دسومت حلاوت تفاهت و حريف را لطيف حار يابس و حامض را لطيف بارد رطب و دسم را لطيف معتدل و مر را كثيف حار يابس و عفص را كثيف بارد يابس و حلو را كثيف معتدل مائل بحرارت و مالح را معتدل حار يابس و قابض را معتدل بارد يابس و تفه را معتدل بارد رطب قرار دادهاند و گويند كه شدت و حدت طعم دلالت بر حرارت مىكند و اعتدال و ملايمت آن دلالت بر اعتدال و خشونت و قبوضت و عفوصت دلالت بر يبوست و رخاوت و ملايمت و تليين دلالت بر رطوبت و بر همين قياس و بس اما معانى و تفصيل هريك طعم مذكور مفصلهء ذيلست
حريف
بكسر حاى مهمله و راى مهملهء مشددهء مكسور و تحتانى ساكن و فا به فارسى تيز و تند نامند و آن آنست كه در حين چشيدن زبان را بگزد و اجزاى وى در زبان نفوذ كند مانند فلفل و خردل و نحو آن
مر
بضم ميم و تشديد راى مهمله به فارسى تلخ نامند و وى آنست كه بسطح ظاهر زبان نفوذ كند و غوص در ان نمايد و سطح زبان خشن سازد و طبيعت از ان كراهت و نفرت پذيرد مانند صبر و مرمكى و امثال آن
مالح
به فارسى شور گويند و وى آنست كه نفوذ كند بر سطح زبان بدون گزيدن و جلا دهد سطح زبان را مانند املاح و غير آن هرچه در ان ملوحت باشد
حامض
به فارسى ترش گويند و وى آنست كه سطح زبان را اندك بگزد و نفوذ در ان كند و آب در دهان آرد مانند سركه و آبميوههاى ترش و نحو آن
عفص
بفتح عين مهمله و كسر فا و صاد مهمله به فارسى زمخت خوانند و وى آنست كه اجزاى زبان را برهم كشد و خشن و كثيف و صلب سازد همچو مازو و جفت بلوط و غير آن
قابض
به فارسى گيرنده گويند و وى آنست كه اجزاى زبان بهم آرد و چندان خشن نسازد كه عفص مىسازد مانند فوفل و هرچه در ان قبوضت باشد
دسم
بفتح دال مهمله و كسر سين مهمله و ميم به فارسى چرب گويند و وى آنست كه سطح زبان را ملايم و منبسط و مستوى سازد همچو ادهان و اسمان و مغريات و مانند آن هرچه در ان دهنيت باشد
حلو
بضم حاى مهمله و سكون لام و واو به فارسى شيرين گويند و وى آنست كه سطح زبان را نرم و ملايم و منبسط و مستوى سازد و طبيعت مدبرهء بدن آن را دوست دارد و قوت جاذبهء كبديه آن را به زودى به خود جذب نمايد و مشتاق بدان باشد مانند شكر و عسل و خرما و انبهء پخته و انگور پخته و شهتوت بيدانه و نحو آن
تفه
بفتح فوقانى و كسر فا و ها كه مسيخ بفتح ميم و كسر سين مهمله و تحتانى و خاى معجمه نيز نامند به فارسى بىمزه گويند و وى آنست كه سطح زبان را بسيار نرم و ملايم و منبسط و مستوى سازد و مرغوب طبيعت نباشد و اكنون