تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
و نحو آن و استفراغ فضول طحال بادويهء مستفرغهء سودا مانند افتيمون و بسفايج و خربق و مانند آن و استفراغ فضول مفاصل بمانند سورنجان و ماهيز هرج و غير آن بايد كرد و قس على هذا

نهمى رعايت جوهر خلط محوج باستفراغ

كه خلط رقيق مانند صفرا و بلغم مائى را بيك دفعه و عند البقيه لابد دو دفعه و خلط غليظ مانند بلغم و سودا را بدفعات و پس از استعمال منضجات استفراغ بايد كرد

دهمى رعايت صناعت

كه حدادان و حمالان و مصارعان و غيره اشخاص مفرط التحليل را مسهل قوى نبايد داد و اصحاب صنعت گاذرى و شناورى و اهل دعت و سكونت را استفراغ بمسهل قوى و قى و فصد بحسب احتياج مجوز است و نيز گفته‌اند كه سكان بلدهء بارد را در بلدهء مذكوره و مطحول را كه در بلدهء بارد سكونت داشته باشد و شارب آب نبيذ را مسهل قوى توان داد

يازدهم رعايت ازمنهء اربعهء مرض

كه در تزايد مرض استفراغ برفق بايد كرد و در انتها و انحطاط جائز نيست اما مزاج ادويه بايد دانست كه هر دوا دو مزاج دارد يكى آنكه از تفاعل عناصر كيفيتى ميانه در ان پديد آيد كه متشابه بود بعناصر اربع و آن را مزاج اولى نامند همچو دواى معتدل يا حار يا بارد يا رطب يا يابس مفردة او مركبة بتركيب يمكن حصوله دوم آنكه از تاثير مزاج اولى كيفيتى ديگر در ممتزج ظاهر شود و آن را مزاج ثانوى گويند مانند ردع و تحليل و قبض و جز آن از تاثيرات كه از دواها بعد ورود آنها در بدن بظهور مىآيد و اين غير كيفيات مذكوره است و نزد جمهور مراتب قواى ادويه بسه مرتبه انحصار دارد هرچه را مزاج ثانوى طبعى باشد آن را مركب القوى نامند و هرچه صناعى باشد اگر مزاج ثانوى را اثر موافق آثار اجزاى مفردهء آنست آن را متوافق القوى خوانند و اگر مخالف‌ست مثلا هم تسخين كند و هم تبريد آن را متضاد القوى گويند اما درجات ادويه نزد اطبا بدين نهج‌ست كه دوائى كه آنچه از خوردن مقدار شربت آن در بدن صحيح المزاج معتدل كيفيتى غير محسوس حاصل آيد بدرجهء اولى باشد و آنچه از تناول مقدار شربت آن كيفيتى غالب و زائد در بدن محسوس شود اما بافعال بدنى ضررى بين نرساند بدرجهء دوم بود و آنچه از استعمال مقدار معينهء آن ضرر بين در افعال پديد آيد اما مفسد مزاج و مهلك نه‌باشد بدرجهء سوم باشد و آنچه از خوردن مقدار مخصوصهء آن هلاكت رو نمايد به شرطى كه مقرون باصلاح نبود و زود تدارك نيابد بدرجهء چهارم باشد و نيز درجات و تاثيرات كيفيات ادويهء بدين نمط بيان كرده‌اند كه هرگاه دوائى به قدر معين خورده شود بلا افراط و تفريط اگر بعد از ورود بدن و متغير شدن از كيفيت بدنيه تاثير در هواى شاغل افضيهء بدن كرده مفقود الاثر گردد آن را معتدل نامند و اگر اثرى از ان باقى ماند و تاثير آن منحصر در روح مجاور مجارى باشد و تجاوز از ان نكند بدون استكثار بدرجهء اولى نامند و اگر تاثير در روح و اخلاط كند بدرجهء دوم خوانند و اگر تاثير