تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
آنچه اطباى كبار مراعات مرعى داشتن مقرر فرموده‌اند خلاصهء آنها رعايت يازده امورست

نخستين رعايت قوت

كه هرگاه قوت مريض ضعيف باشد و خلط بسيار دواى قوى كه تن را بيك بار پاك كند ندهند بلكه بدواى نرم و بكرات تنقيه نمايند و در اثناى هر استفراغ باغذيهء ملايم و لطيف حفظ قوت و اصلاح خلط همى كرده باشند و آنجا كه قوت مريض قوى باشد و خلط بد كثير بادويهء قويه و مرات كثيره تنقيه سازند و آنجا كه قوت مريض قوى باشد و خلط بد اندك بدواى موافق آن بيك بار تنقيه كنند و آنجا كه قوت مريض ضعيف باشد و خلط هم اندك بود شربتى و نقوعى لطيف كافىست

دومى رعايت مزاج

كه امزجهء حار يابس بالافراط و بارد بالافراط قليل الدم مانع استفراغ فصدست و نيز مسهل قوى و امزجهء حار رطب و بارد رطب بالاعتدال مجوز استفراغ مسهل و فصدست حسب حاجت

سومى رعايت سن

كه صبيان و مشايخ بواسطهء ضعف قوت و قلت خون لائق استفراغ فصد و نيز مسهل قوى نيستند و نزد بعض به شرط قوت فصد تا آخر عمر جائزست

چهارمى رعايت سحنه

كه اشخاص قضيف ضعيف و مخيح ؟ ؟ ؟ را فصد جائز نيست و مسهلات قويهء حاده هم مضرست خصوصا در امراض صدر و آلات تنفس و اگر حاجت افتد با ملينات و مسهلات لطيفهء معتدله و يا متوسطه تنقيه نمايند و افراط فربهى مانع استفراغ فصد و مسهل‌ست

پنجمى رعايت عادت

كه هران كسى كه معتاد بمسهل نباشد وقت ضرورت قويه نخستين بملينات خفيفه امتحان طبع او كنند و پس از ان بغايت احتياط بمسهل معمول مجرب بيغائله كار برآرند كه رعايت عادت از اهم‌ترين امورست

ششمى رعايت بلده و فصل و هوا و وقت

كه در بلاد حاره و بارده بالافراط و فصل تابستان حار مفرط و زمستان بارد مفرط و اهويهء حار يابس بالافراط و بارد بالافراط و بست روز قبل از طلوع شعرى و بست روز بعد آن استفراغ فصد و مسهل و غير آن منع‌ست

هفتمى رعايت اعراض لازمه

كه استعداد ذرب و سحج امعا و استعداد تشنج يابس مانع استفراغ مسهل و فصداند

هشتمى رعايت عضو

صادق از جهت رياست و شرافت و ذكاوت و غير آن و از جهت استعمال ادويهء مخصوصه بهريك عضو كه از اعضاى رئيسه و شريفه و ذكى الحس استفراغ بدفعات و طول مدت ما بين استفراغات آنها بغايت احتراز به عمل بايد آورد و استفراغ فضول دماغى بشحم حنظل و صبر و اسطوخودوس و نحو آن و استفراغ فضول معده بطبيخ ورود افسنتين و هنگامى كه اخلاط داخل جرم معده باشد بايارج فيقرا و استفراغ فضول كبد باشياى لينه مانند آب لبلاب