تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
يكى آنكه ادويات مخصوصه بهريك عضو استعمال كنند چنانچه ادويات مخصوصهء مستعمله در امراض چشم و گوش و قلب و ريه و مرى و معده و كبد و طحال و نحو آن الا ادويهء قلبيه مشترك‌اند در اكثر امراض اعضا دوم آنكه ادويات مناسب مرض استعمال كنند چنانچه در مرض مركب دواى مركب دهند و كذلك در امراضى كه استعمال دوا در انها فورا مطلوب و ضرور باشد چون نفث الدم و قى الدم و نحو آن از تراكيب ادويه سفوف و اقراص استعمال كنند و در امراض متطاوله همچو صرع و فالج و رياح بواسير و مانند آن پس از تنقيهء معاجين معينه و معموله خورانند سوم آنكه دواى مناسب حال عضو به عمل آرند چنانچه در سحج امعاى عليا دواى مشروب دهند و در سحج امعاى سفلى و قولنج ريحى و بلغمى و ثفلى و الحقن و شافه استعمال كنند چهارم طريق مشاركت عضو نگاهدارند مثلا جهت تنقيهء كبد هرگاه باشد ماده در محدب جگر ادويهء مدره استعمال كنند كه محدب كبد بكليتين مشاركت دارد و اندفاع مادهء محدب به راه كليتين سهل‌ترست و هرگاه باشد ماده در مقعر كبد ادويهء مسهله به كار برند كه مقعر جگر بامعا مشاركت دارد و اخراج مادهء آن بطريق امعا سهلست كما قال اهرن اذا كان الورم فى حدبة الكبد تحلل بالادوية المدرة و اذا كان فى التقعر فبالاسهال اللين و بالعكس خطاى محض و موجب خطر باشد و جهت حبس خون طمث محاجم بر ثديين گذارند لوقوع المشاركة بين الثديين و الرحم

پنجم قاعدهء وقت‌ست

و وى آنست كه شناخته شود از اوقات اربعهء مرض كه كدامست پس اگر مرض حاد و مرض كثير الماده و ذى هيجان بود در ابتدا استفراغ كنند بلا انتظار نضج كه جالينوس برين مستقل‌ست و اگر مرض معتدل و مزمن باشد نخست به نضج پردازند و پس از ان باستفراغ و ايضا اگر مرض مخوف باشد و در تاخير علاج آن امن نبود واجب‌ست كه در اوائل بعلاج قوى پردازند و اگر مرض بلا خطر باشد اول علاج آن ضعيف و آسان كنند و بتدريج بقوى رسانند و گفته‌اند كه در استفراغ نظر بر جهت ميلان طبيعت ضرورست كه خلط را از كدام جهت مستعد دفع كرده پس اگر غثيان عارض‌ست قى كنانند كه دلالت استعداد طبع براى دفع ماده از جهت فم معده است و اگر مغص لاحقست اسهال دهند كه دلالت اعانت طبع براى اندفاع ماده از جهت امعاست و همچنين در ورم حار بابتدا روادع فقط استعمال كنند و در تزايد روادع و مرخيات محلله آميخته و در انتها فقط مرخى و محلل و در انحطاط صرف محلل و نيز رعايت وقت حاضر از جهت هوا واجب‌ست مثلا بسببى از اسباب سماوى يا ارضى در فصل شتا هوا گرم شود و يا كيفيت هوا بتغير گرايد رعايت حال آن مناسب و مستوجب معالجه است چنانچه تعديل هوا در مرض و با باستعمال ادويهء عطريه و خوردن دواى فادزهريه