تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
فى الغايت و در زمانهء انتهاى آن مبالغه در تلطيف واجب‌ست اى از غذا هيچ شئ ندهند تا طبيعت بازالهء مرض بالكليه مشغول شود و در مرض مزمن در زمانهء ابتدا تدبير غليظ نمايند و در زمانهء انتها تدبير لطيف بالاعتدال و محققين گفته كه هنگامى كه اراده بحفظ قوت مريض كرده شود آن وقت لازم‌ست كه از غذا چيزى به مريض عطا نمايند الا رعايت هفت امور مفصلهء ذيل مرعى دارند

نخستين نظر كنند بطبيعت مرض

كه آن حاد يا ساكن يا متوسط خواهد بود پس اگر حاد بغايت‌ست بينند كه تا وقت انتها قوت قوى و مريض به حال خود خواهد ماند از غذا منع كنند و عليل را هيچ ندهند الا قليلى از جلاب كه از شكر سفيد بحيثيتى كه لون و طعمش غالب نبود تيار كرده باشند و اين مسمى مىشود تدبير بغايت لطيف و اگر مزاج مريض يا طبيعت فصل بسا حار بود پس از جلاب سكنجبين شكرى در آب و گلاب ياكيوره و بيدمشك حل كرده بدهند و بدون آب و گلاب ياكيوره و بيدمشك بسكنجبين محض اختصار نورزند و اگر مرض متوسط يعنى حلو على الاطلاق بود بروز اول ماء الشعير رقيق بجلاب يا بشربت بنفشه دهند و اگر غلبهء صفرا بكثرت باشد آب انارين بايد داد و بروز ششم قدرى آب انارين و جلاب بنوشانند و غير ازين هيچ ندهند و وقت استيلاى عطش تسكين بگلاب ياكيوره و بيدمشك كنند و در ان جا كه مرض آلات تنفس باشد عرق ادويهء مناسب مرض كشاينده بجاى آب بنوشانند و آب سيم تاب و آهن تاب سرد كرده بدهند و بجاى ماء الشعير آب يخنى و ماء اللحم قوت مريض ملاحظه كرده استعمال كنند و اگر مرض حاد على الاطلاق بدين نهج بود كه بحرانش بروز هفتم و چهاردهم واقع شود بيك روز دو مرتبه ماء الشعير غليظ دهند و اگر اشتها قوى بود سحرگاه ماء الشعير و شبانگاه مزورهء اسفاناخ خورانند و اين را تدبير لطيف گويند و اگر مرض ساكن باشد غذاى شورباى دراج و زردهء بيضه مرغ نيم برشت بدهند و اين مسمى مىشود بتدبير غليظ در مرض و بايد كه در مرض ساكن در ابتدا تدبير غليظ نمايند و قليلا قليلا بكاهند به حدى كه هنگام انتها از غذا منع كنند و در امراض مزمنه تدبير غليظ به عمل آرند كه تدبير لطيف منع‌ست اما در انتها تدبير لطيف نمايند

دوم نظر كنند به عادت مريض

اگر عادت مريض بكثرت اكل بود دفعة مريض را از تناول غذا نه در ابتداى نوبت و نه در تزايد نوبت و نه در انتها و نه در امراض حاده بازندارند زيرا كه مراعات عادت اهم‌ترين امورست و اين‌چنين اشخاص را از عدم تناول غذا غشى حادث مىشود خصوصا كه صفراوى المزاج و ضعيف القوة بود و همچنين اشخاص قوى و فربه را كه از عدم اكل غذا ضعيف و نحيف مىشوند ممانعت غذا خطرى عظيم دارد و اگر عادت مريض