تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
و رعشه مىگردد و همچنين از اغتسال به آب سرد

هفتمى در شرح مضرات ترك جماع تا مدت مديد

بدانند كه از ترك جماع تا مدت مديد اكثر اشخاص را احتمال گرانى تن و گرم شدن منى در اوعيه و رسيدن بخار آن بدل و پديد آمدن تب و احتمال برآمدن بخار آن بدماغ و پديدار شدن خيرگى چشم و وسواس و دوران سر مىباشد

رابع نوم و يقظه

قال الاطباء خير النوم ما كان بعد انحدار الطعام عن فم المعدة و النوم على الخوى ردى مسقط للقوة و نوم النهار ردى يورث الامراض الرطوبية و النوازل و يفسد اللون و الاستسقاء عند النوم يورث الامراض الردية مثل السكتة و الفالج و الكابوس لميل الفضول الى غير مجاريها و در نوم چند قواعد مقرر كرده‌اند

اول آنكه بهترين نوم آنست كه در شب تام و غرق و معتدل المقدار باشد

يعنى كم از شش ساعت و زائد از ده ساعت نباشد و شيخ گفته كه بر طعام غير منهضم و تخمه نوم طويل مستحسن باشد و در سن شيخوخت هر خوابى فادزهرىست كه در انبعاث حرارت غريزى يا ورمى كرده رطوبات غريبهء لازمهء اين سن را معدوم گرداند

دوم آنكه ستوده‌ترين اوقات خواب هنگام انحدار غذا در معده است

و قبل از فرود آمدن غذا از فم معده خواب كردن موجب فتور هضم مىباشد و كسانى را كه اعانت هضم بنوم مىكنند طريق محمود آنست كه نخستين بر پهلوى ايمن بغلطند و خواب نكنند و تخمينا يك ساعت در اضطجاع برين پهلو گذرانيده باز بر پهلوى ايسر بگردند و خواب كنند و از پى طعام حار يابس غليظ چون كباب پرابزار و بارد يابس غليظ چون پنير شور خواب نبايد كرد

سوم آنكه وقوع خواب بعد دفع فضلات طبعيه شود

و بر خلو معده واقع نشود و گفته‌اند كه در ايام گرما بنا بر طول نهار در وسط النهار يك ساعت خواب كردن باعث راحت باشد و در زمستان خواب نهار امراض رطوبت و نزله پيدا كند و كسلانى تن و شكستگى لون پديد آرد

چهارم آنكه محل خواب حسب مزاج هر شخص در حرارت و برودت

پاكيزه و رفته و منزه از رائحهء كريهه و خوش‌هوا و خالى از هوام باشد و جامهء خواب موافق مزاج هر شخص و هر فصل مهيا بود مثلا در تابستان جامهء كتان و مانند آن و در زمستان پارچهء حرير و قطن آگنده

پنجم آنكه از خوابهاى ممنوعه احتراز واجب شناسند

كه گفته‌اند خواب بامداد سخت زيان دارد و خواب ضحى تكدر و فتور حواس پيدا كند و خواب بعد زوال محدث نسيان‌ست و خواب آخر روز باعث آفات كثيره و خواب در ضياى آفتاب بثقل دماغ از ابخره صداع پديد آرد و خواب در فروغ قمر محرك خون و موجب رعاف شود اما شهوت باه را مىجنباند و بر پشت خفتن بد دانسته‌اند كه وقوع كابوس و سكته و نزول نزلات و غيره مىباشد

ششم در تدبيرات جلب خواب اطباى سلف

مقرر كرده‌اند كه حكايات شايسته و دلك