كه حكم شرب شراب برطبق اديان و مذاهبست و اطبا براى شرب شراب قواعد چند مقرر ساختهاند
نخستين در تعريف شراب
و اقسام آن موافق امزجهء انسانى بدانند كه بهترين شراب معتدل صافى ابيض مائل بحمرت خوشبوى معتدل الطعم مىباشد و شراب مغسول هم جيد بود و مغسول را مثلث نيز گويند و موافق محرورين شراب ابيض رقيقست و مروق با كعك و خبز سميذ قائم مقام آن و موافق مبرودين شراب عتيق سرخست و شراب خوشبو و خوشطعم موافقتر و نفوذكنندهء غذا و قاطع بلغم و مزلق سودا مىباشد و شيخ گفته كه هركه از شراب شكايت رياح كند آن را شراب صرف سرخ بايد نوشيد و در فصل صيف شراب سفيدمائى بنوشند و نقل بر ان حامض خورند
دومى در رخصت اطباى كبار
براى سكر شراب و خوردن شراب بر طعام اطباى كبار همچو بقراط و شيخ الرئيس براى سكر شراب رخصت دادهاند كه در يك ماه يك دفعه يا دو دفعه جهت راحت قواى نفسانيه و استيلاى طبيعت بر دفع فضول شراب نوشيده شود و گفتهاند كه تا وقتى كه هضم معدى نشده باشد شراب بر طعام خوردن مضرست ليكن براى معتادين خوردن دو سه قدح شراب بالاى طعام مضر نيست
سومى در اختلاف اسنان و بلدان جهت شرب شراب
اطبا گفتهاند كه صبيان را نوشيدن شراب جائز نيست و مشايخ از جهت برودت و يبوست مزاج ايشان و كثرت فضول بلغميه احتياج قوى به نوشيدن شراب مىدارند پس لائق ايشانست كه به قدر تحمل مزاج نوشيده باشند كه قوت حرارت غريزى دهد و فضول بلغميه را نضج بخشد و ادرار بول و تفتيح سدد كند و شبان از جهت توسط مزاج ايشان در سن صبويت و شيخوخت لازمست كه در شرب شراب اعتدال ورزند و بلدان بارده و فصول بارده تحمل استكثار شرب شراب مىكنند كه برودت هوائى كسر سورت شراب مىكند و شراب اذابت فضول بلغميه و بلدان حاره و فصول حاره متحمل كثرت شرب شراب نمىشوند كه حرارت هوا بحرارت شراب انضمام پذيرفته مرخى اعضا و مفسد مزاج مىشود و حكم بلاد و فصول معتدلين متوسط فيما بين احكام بلاد و فصول متذكره است
چهارمى در اوقات منهيهء شرب شراب و ديگر امور متعلقهء آن
اطبا گفتهاند كه نوشيدن شراب على الريق و پس از حركت مفرط منعست كه مضر دماغ و اعصاب و مورث تشنج و اختلاط عقلست و همچنين شراب پس از صوم و بالاى طعام لطيف و حريف نخورند و سكر متواتر و اكثار شراب مفسد مزاج و مضعف اعصابست و گاهى از ان سكته و موت ناگهانى مىافتد و هران كس كه ضعيف الدماغ باشد اگر عادى شرب شرابست مىبايد كه شراب قليل ممزوج بنوشد و اگر معتاد نيست ترك كند چرا كه ضرر شراب اغلب