و كذا بعضى غذائين متماثلين فى اللزوجة چون پنير تازه با ماهى و بعضى متماثلين فى سرعة الفساد چون شير با خربوزه و گوشت نمك سود با سير نبايد پخت و غذاى دسم كه در اناى نحاسى بلا قلعى داشته باشد خوردن آن جائز نيست و كذا كباب مشوى بر انگشت خروع و زقوم هشتم عدم خوردن پس از رياضت و تعب اغذيهء لطيفه همچو شير و ماهى تازه و مانند آن
سيزدهم در حكم نوشيدن آب بر طعام و مصابرت بر عطش
بدانند كه نوشيدن آب كثير بر طعام جائز نيست و هرگاه طعام در قعر معده فرو رود و خفت بر اعلاى معده پديد آيد انگاه آب موافق عطش بنوشند و اگر اثناى خوردن طعام عطش غالب آيد آب يسير و طفيف بخورند و حاصل آنست كه شرب آب بحسب اختلاف اغذيه و امزجه بطريق مختلف جائزست كه مبرودى مزاج را بعد انحدار غذا در قعر معده و محرورى مزاج را اثناى غذا بايد نوشيد و اثناى غذاى رطبه چون امراق و فواكه رطبه خوردن آب جائز نيست و مصابرت بر عطش و جوع نافع مبرودين و مرطوبينست كه هيجان حرارت موجب مزيل برودت و رطوبت مىشود و تعديل مزاج حاصل آيد و محرورين را مصابرت منعست كه بانصباب مرار بر معده و حدوث احتراق فساد آرد
چهاردهم در بيان امور مضاره بر طعام و مفسد هضم آن
بايد دانست كه از امور مضاره بر طعام يكى شراب مسكر خوردنست دوم حلاوت كثيره كه اين هر دو بسبب سرعت نفوذ قبل از هضم مورث سدد و عفونتاند سوم هواى غليظ كه استنشاق آن مغلظ روح و مفسد مزاج قلبست پس لا محاله مفسد هضم مىشود چهارم آب غليظ و آب كثير كه آن مفسد هضمست جهت منع ملاقات طعام و جرم معده و طافى شدن غذا بران اما جهت تدارك هوا و آب غليظ نوشيدن قدحى از شراب ممزوج يا طبيخ عود و مصطگى بر طعام جهت تلطيف و تقويت معده احسن تدبيرست پنجم استعمال غذاى غليظ بعد لطيفست كه در معدهء خالى هرگاه استعمال كرده شود غذاى لطيف اولا مشتمل شود بر ان معده از جهت لطافت آن و هرگاه استعمال كرده شود بعد آن غذاى غليظ عاق شود معده و تنفر كند از ان پس فساد در هضم واقع شود و درين صورت واجبست كه غذاى غليظ بر لطيف نخورند و محض بر لطيف اكتفا كنند
پانزدهم در بيان منافع و مضار بعض اغذيه
بدانند كه كباب كثير الغذا و بطى الانهضامست و شوربا غذاى لطيف و سريع الانهضام و آنكه با بصل پخته شود بهترست از بىبصل و لحم تيهوج قليل الغذا و يابس و حابس بطنست و لحم فروج رطب و ملين شكم و مرق فروج شديد التعديل للاخلاطست و مرق دجاج در تعديل اخلاط مثل آن نيست ليكن غذا زياده دهد و بهترين دجاج مشوى آنست كه در شكم جدى يا حمل مشوى كرده باشند و زيرباج موافقترين اغذيه براى