اشهد باللّه كه در كتب طب و علم علاج ، از براى ملوك و مفلوك هريك از دواها و مسهلها و قرصها و حبها و سفوف و معاجين كه در مقدار خوراك بسيار اندك و كم و خوشطعم و لذيذ باشد ترتيب دادهاند و انواع و اقسام معالجات و تصرفات نمودهاند كه تفصيل ذكر آن در اين مختصر نمىگنجد بالجمله از ما نحن فيه خارج شديم .
مجملا عرض مىكنم كه انسان با اين شرافت و بزرگى شأن ، كمتر از شمع نبايد باشد كه هر جاهل نادان در روشن كردن شمع در فكر اسباب حفظ آن از فانوس و غيره مىباشد كه آن شمع بىاسباب حافظه « 1 » نباشد ، شايد ضرر به او وارد بيايد كه در يك شب سه شمع بسوزاند بلكه به وجود فانوس و مردنگى كه به ملايمت بسوزد يكدانه او را كفايت خواهد كرد و افراد انسان هم ، از شدت آز و حرص در مأكل و مشرب و مشتهيات « 2 » جسمانى و نفسانى ، خود را كمتر از شمع فرض نمودهاند ، به هيچ وجه حفظ الصحه به عمل نمىآورند و هر دقيقه ، اين سرمايهء عمر و زندگانى را كه بايد به تدريج بگذرد و چندى در اين نشأهء عنصرى توقف كند ، شايد از او عمل خيرى سرزند يا اقلا به مشتهيات « 3 » نفس خود برسد و اين ، بىعمر و زندگى دست نخواهد داد به مواظبت خلاف قاعده در اول سن مبتلا به چندين مرض شده و هيچيك از قوا و افعال آن صحيح و سليم نيست و يا آنكه « 4 » دعوت ايزدى را لبيك اجابت زد رحمت اللّه عليه . يا اينكه به حسب قاعده ، پنجاه سال ديگر بايست تعيّش بكند و از او نفوس عديده حاصل شود .
فى الحقيقه هرگاه باب حفظ الصحه و معالجه امراض بر حسب قاعده بر عموم « 5 » مفتوح شود [ و ] از روى بصيرت و فهميدگى ، طبيب متوجه معالجات خلق شوند ، يك نفس به سبب تعمير در مدت عمر طبيعى يا اقلّ از آن ، چندين نفوس از او حاصل و زايش
هامش
( 1 ) . ب : حافظ
( 2 ) . ب : مشهيات
( 3 ) . ب : مشهيات
( 4 ) . ب : اينكه
( 5 ) . ب : + خلق