مىشود كه موجب آبادى مملكت پادشاه جمجاه ، روحى و روح العالمين فداه و باعث خوف و وحشت معاندين دولت خواهد گرديد .
اما انتفاع نفس از حفظ الصحه آن است كه نفس ، ممكن نيست استكمال او مگر بعد از سلامتى بدن ؛ زيرا مبتلا به امراض و علل فارغ نيست از جهت تكميل معارف و اخلاق حسنه و تحصيل علوم و اتيان به وظايف اعمال از طاعات و عبادات . بالجمله كل اين اعمال موقوف بر صحت « 1 » بدن و سلامت حواس و مدارك و قوا است و صحت اينها موقوف به رعايت قوانين و تدبيرات حفظ صحت است در حالت صحت و در صورت انحراف از صحت ، موقوف به معالجه است .
« 2 » و اين حفظ صحت « 3 » حاصل نمىگردد مگر شخصى را كه متصف به پنج خصلت باشد :
اول : آنكه خود عارف به قوانين طبيه و يا سامع و مطيع و منقاد طبيب حاذق باشد .
دوم : آنكه صاحبدولت و ثروت و نفاذ امر و حكم باشد تا از اغذيهء لطيفه و ادويهء نفيسهء حافظهء قوا و ارواح انسانى ، خواه نباتى و خواه حيوانى و خواه معدنى ، مفرده باشد يا مركبه ، آنچه در كار لايق باشد تواند مهيا نمود .
سوم : آنكه فارغ البال باشد تا هرچه وقت اقتضاء كند و حاجت داعى آن باشد تواند به عمل آورد مثلا انتقال از مكانى به مكانى يا از محلهاى به محلهاى يا از شهرى به شهرى .
چهارم : آنكه كريم النفس و عالىهمت باشد و محب نفس و صحت باشد تا آنكه « 4 » تواند اموال دنيويّهء فانيه را صرف بر صحت نفس باقى نمايد .
پنجم : آنكه حريص نباشد بر شهوات و ضابط بر نفس و راسخ در عزم باشد كه هرچه واجب الترك است ، ترك نمايد و قطعا ديگر ميل بدان نكند و آنچه ضرورى الاستعمال است ، استعمال نمايد و اصلا ترك نكند .
هامش
( 1 ) . ب : صحه
( 2 ) . الف و ب : + فصل دوم در شرايط حفظ الصحه ؛ اين تيتر قبلا ذكر شده بود : مصحح
( 3 ) . ب : حفظ الصحت
( 4 ) . ب : اينكه