اول : اينكه اغتسال در وقت ظهر باشد زيرا كه در زمان سرد باعث ضعف حرارت غريزى مىشود .
دوم : آنكه در فصل تابستان باشد چه زمان گرمى هوا است .
سوم : آنكه مزاج آن شخص گرم باشد .
چهارم : اينكه آن شخص در زيادتى و كمى گوشت بدن معتدل باشد چه شخصى را كه بدن او بسيار لاغر باشد برودت به زودى به باطن او نفوذ مىكند .
پنجم : اينكه آن شخص جوان باشد و طفل و پير نباشد زيرا « 1 » اگرچه در طفل حرارت زيادى هست اما زيادتى رطوبت ، قدرى كيفيت او را شكسته كه با « 2 » آب سرد نمىتواند برابرى كرد و در پيران به علت ضعف حرارت غريزيه و سردى آب ، باعث زيادتى آن مىگردد و اما نفع آن به جوانان به سبب زيادتى حرارت ايشان است .
ششم : اينكه اسهال نداشته باشد چه قوّتها و اعضاء و حرارت غريزى در اين حالت ضعيفاند و از آب سرد متأثر مىشود .
هفتم : آنكه آن « 3 » شخص غذايى كه موجب فساد هضم گرديده باشد ، نخورده باشد چه فساد ، باعث صعود بخارهاى فاسد به سر « 4 » مىگردد و آب سرد به جهت تسديد مسام مانع از تحليل اين بخارها است پس سبب صداع و دردسر مىگردد .
هشتم : آنكه آن شخص زكام و نزله نداشته باشد چه مانع از تحليل رفتن مواد محتبسه در سر است .
نهم : آنكه معده و كبد او ضعيف نباشد چون در آن حين مواد متوجه باطن مىگردند « 5 » و معده و كبد به سبب ضعف خود ، آن را قبول مىكند و باعث فساد عظيم مىگردد از ضعف هضم و اسهال .
هامش
( 1 ) . ب : + كه
( 2 ) . ب : به
( 3 ) . ب : - آن
( 4 ) . ب : فاسديه نيز
( 5 ) . ب : مىگردند