سوم : جذب كردن ماده از بالا به « 1 » پايين .
چهارم : رسانيدن اثر و نفع روغنها به اعضاء .
پنجم : بزرگ شدن « 2 » عضوى كه كوچك باشد .
[ اقسام مالش ]
و ماليدن چند قسم است كه از براى هريك اسمى است :
اول خشن : كه به دست با پارچه خشنى مىمالند كه به سبب جذب خون به ظاهر باعث سرخى و فربهى بدن مىشود .
ديگر املس : كه ضد خشن است باعث فربهى مىشود .
ديگر صلب : كه به قوّت بمالند و اين تقويت عضو مىكند .
ديگر نرم : است كه ضد صلب و باعث سستى عضو مىگردد .
و ديگر كثير : يعنى بسيار و اين باعث لاغرى مىشود .
و ديگر معتدل : كه باعث چاقى مىشود .
و دو نوع ديگر هست كه وقت يكى پيش از رياضت و ديگرى بعد از رياضت . اول را دلك استعداد « 3 » نامند چه ماده را مستعد دفع مىكند و دوم را دلك استرداد نامند كه « 4 » فائده او اين است كه قوّت را به حال خود برگرداند كه باعث ماندگى نشود .
هامش
( 1 ) . ب : و
( 2 ) . الف : - شدن
( 3 ) . ب : استعدادى
( 4 ) . الف : چه