سمّيت دارد و كبابى را كه به آتش چوب بيدانجير كرده باشند ، نخورند چه جوهر بيدانجير فاسد است بدين جهت كه در سايه بيدانجير نشستن و خوابيدن بد است چنانچه در سايه درخت گردو .
و مراد اطباء از منع اجتماع اين اغذيه اين است كه هرگاه در مدت متمادى جمع ميانه اين اغذيه مذكوره نمايند به مرور ايام و به تدريج اثر ضرر اينها ظاهر و موجب ضرر و امراض مىشوند نه آنكه از « 1 » جمع يك مرتبه و دو مرتبه اثر مضرت ظاهر شود .
از اين قبيل است كه حضرت امام رضا عليه و على آبائه و اولاده التحيه و الثناء كلامى مىفرمايند كه ترجمهء آن اين است : « بدان به درستى كه جسد به منزلهء زمين طيّب پاك است . هرگاه تعهد نمايند آن را به عمارت و آبيارى به مقدارى كه نه زياده باشد به حدى كه غرق شود در آن « 2 » و نه كم باشد به حدى كه افسرده و خشك گردد بلكه به حد اعتدال و قدر حاجت باشد هميشه سبز و خرم و آباد مىماند و روز به روز در تزايد باشد و اگر غافل مانند « 3 » از آن ، فاسد مىگردد و نمىرويد در آن مگر گياههاى ناكاره ، پس جسد به تدبير اغذيه و اشربه سالم و صحيح و نيكو مىباشد پس بايد كه ملاحظه نمائى در چيزى كه موافقت به بدن و معدهء تو داشته باشد . به درستى كه هر يك از طبائع دوست مىدارند چيزى را كه مشاكل آن است و هركه زياده از قدر حاجت تناول نمايد فائده نمىدهد به او ، و هركه به مقدارى كه نه زياده و نه كمتر از حد لايق تناول نمايد نفع مىدهد او را .
پس طريق صاحب حفظ الصحه آن است كه صرف نمايد طعام را به قدر كفايت و صحت بدن خود « 4 » در شبانهروز و هنوز قدرى ميل و خواهش او به طعام باقى باشد كه دست از طعام خوردن بكشد ؛ براى آنكه اين اصلح است براى معده و بدن تو و تزكيه عقل تو و سبكتر است براى جسد تو و شخصى كه خواهد صحيح و سالم و
هامش
( 1 ) . ب : - از
( 2 ) . ب : - در آن
( 3 ) . ب : ماند
( 4 ) . ب : - خود