تخممرغ كه بسيار پخته شده باشد جمع نكنند ؛ چه جمع ميانه دو غذاى غليظ است و اكثر اوقات مورث هيضه است و همچنين جمع ميانه دو چيز گرم مثل كبوتربچه و سير و ميانه دو بارد مثل خيار و آش كشك و ميانه دو سريع الفساد مثل شير و خربزه و ميانه دو مرخى مثل امخاخ و مغزها با كره منع نمودهاند و « 1 » مضرت اينها از راه قياس ظاهر است .
و ببايد دانست كه شير را با ترشيها نبايد خورد چه ترشى « 2 » شير را مستعد پنير شدن « 3 » مىسازد و هرگاه شير در معده پنير شود سميت به هم مىرساند و همچنين منع جمع ميانه ماهى و شير نمودهاند ؛ چه هر دو غليظ و به زودى فاسد مىگردند و مولّد امراض مزمنه است مثل جذام و برص و قولنج . اما عروض جذام در صورتى است كه مستحيل به سوادئيّت گردد و عروض برص در حالتى كه بلغم غليظ حاصل شود و حدوث قولنج در وقتى كه از خلط غليظ و رياح غليظ به هم رسد .
و گفتهاند كه ماست را با ترب به سبب آنكه هر دو غليظاند و در ترب قوّت نفوذى هست ، از درد معده و روده ايمن نمىگردد ، اما با گوشت طيور ، اگر با كبار طيور است مثل گوشت خروس بچه « 4 » و تيهو ، جمع ميانه غذاى لطيف و غليظ است و هر دو بد است و بعضى منع خوردن ماست و پنير هم نمودهاند « 5 » و گفتهاند كه در پنير ، مايه است ممكن است كه ماست را در معده بسته و پنير گرداند و همچنين خوردن سويق را كه عبارت از گندم يا جو بو داده كه كوفته باشند با شيربرنج نهى فرمودهاند چه هر دو نفاخاند و گفتهاند « 6 » كه روغن و چربى كه از ظرف مس تغييرى در طعم او به هم رسيده « 7 » كيفيت رديه عارض او شده باشد استعمال ننمايند ، چه به تجربه يافتهاند كه
هامش
( 1 ) . ب : كه
( 2 ) . ب : ترشيها
( 3 ) . ب : ساختن
( 4 ) . ب : خروس و خروسبچه
( 5 ) . ب : و پنير نموده
( 6 ) . ب : گفته
( 7 ) . ب : مىرسيده