آنها مثل خيار احداث رطوبت مائى « 1 » كه قبول عفونت مىكند مىنمايد « 2 » مگر بر سبيل معالجه و تقدم حفظ باشد .
دوم : تعديل مقدار غذا كه زياد نباشد كه « 3 » باعث تخمه و فساد گردد و كم نباشد كه باعث ضعف و لاغرى و سقوط قوّت شود و دست از خوردن غذا بكشد در وقتى كه هنوز قدرى خواهش « 4 » داشته باشد ؛ زيرا كه در هنگام طبخ ، غذا متخلخل مىگردد و به سبب تخلخل ، معده ممتلى و پر مىگردد پس اگر طعام بسيار خورد كه معده پر گردد و جاى تخلخل آن نماند باعث سوء هضم و فساد مىگردد . در صورت فساد ، لازم است كه امساك غذا نمايند . اگر بتوانند قى كنند و بعد از قى از گلقند آفتابى يا به جوارشات هاضمه مثل عود ترش و جالينوسى و غيره تدارك نمايند .
سوم : سكون و آرام گرفتن بعد از غذا ؛ زيرا كه در هضم لازم است سكون بدن زيرا كه فاعل هضم حرارت است و به سبب « 5 » سكون ، حرارت در معده مجتمع مىشود باعث سرعت هضم مىگردد مگر قليل از حركت كه بعد از تناول غذا چند قدم حركت بايد نمود تا آنكه غذا منحدر و مستقر شود در قعر معده چنانچه در حديث نبوى صلى اللّه عليه و آله وارد شده قال صلى إله « 6 » : « سر بعد العشاء و لو بقدمين » . و مضرترين اشياء در منع هضم ، حركت عنيفه است .
چهارم : آنكه تناول ننمايد غذا را بدون اشتهاء صادق و گرسنگى مثل اشتهاى مست و صاحب تخمه نباشد ؛ زيرا كه در هنگام سيرى و امتلا باعث تداخل و هيضه و امراض رديه است . و در هنگام غلبهء اشتها و گرسنگى ، مدافعه در خوردن ننمايند كه باعث ريختن صفرا و مواد رديه است به سوى معده و حدوث تهوع و قى و اسهالات و
هامش
( 1 ) . ب : مائيه
( 2 ) . ب : - مىنمايد
( 3 ) . الف : و
( 4 ) . ب : از اشتها
( 5 ) . ب : واسطه
( 6 ) . ب : - قال صلى إله