گندم شيلم كه گندم ديوانه نامند كه مسكر و مفسد مزاج است و بر گوشت گوسفند يكسالهء فربهء خالى از علت و مرض و بزغالهء ششماهه و گوسالهء يك ساله و كبك و درّاج و تيهو و مرغ بچه و خروسبچه و گوشت ماهى تازهء ريزه از قبيل سمك رضراضى كه ماهى سفيد نامند و قزلآلا و كلى و امثال اينها هر گوشت معتدل جيد الغذاء سريع الهضم ، به شرط اينكه اينها همه بسته و محبوس نباشند بلكه در حركت و در چراگاه به علفزارهاى خوب باشند . كبك و درّاج را تازه صيد نموده باشند و محبوس در قفس نباشند .
و از شيرينىها و حلويّات آنچه ملايم الحلاوت باشد و از شكر و بادام ترتيب « 1 » بدهند ميل نمايند به جهت اينكه شيرينى مطبوع كبد است زيرا كه خون طبيعى حلو است و غذاى جميع بدن از آن است .
و از ميوههاى تر مثل انجير و انگور پيش از غذا و انار ملس بعد از غذا و خربزه ميانهء دو غذا و رطب تازه و امثال اينها . و لكن در بلادى كه اين فواكه از آنجاها به عمل مىآيد ساكنين آنجا در صورت عادت مىتوانند بخورند و الّا اگر از خارج بياورند مثل آوردن خرما يا ساير فواكه از فارس و عربستان مناسب ساكنين بلدى كه در آنجا خرما يا ساير فواكه به عمل نمىآيد نيست بلكه مضر و موجب امراض رديه است و اشبه فواكه به غذا اين چند ميوه است كه ذكر شد . اين بود تدبير غذاهاى معتدل المزاج . اما تدبير ابدان خارجه از اعتدال بعد از اين در باب ديگر ذكر مىشود .
[ نكات لازم در غذا خوردن ]
نهايت در خوردن غذا خواه از براى معتدل المزاج و خواه از براى غير او رعايت چند چيز صاحب حفظ الصحه را لازم است :
اول : اينكه جهد و سعى نمايند كه غذاى حافظ الصحه از جنس غذاى دوائيّه نباشد مثل بقولات و فواكه و غير اينها ؛ چه حادّ اينها مثل سير خون را مىسوزاند و غليظ
هامش
( 1 ) . ب : تربيت