تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
شكم و نزله باشد كلكلانج همراه عرق مكوه و همراه طبيخ عنب الثعلب اصل السوس و نبات دهند . بعده اگر از استعمال دواى حار بيهوشى و بىقرارى شود طبيخ باديان اصل السوس عنب الثعلب گاؤزبان شكاعى پرسياوشان اسطوخودوس جوشانيده گلقند داخل كرده دهند . و اگر با عسر نفس و نزله باشد زوفاى خشك سه ماشه اصل السوس خطمى هر يك چهار ماشه مويز منقى ده دانه جوشانيده و شكر سرخ توله داخل كرده بنوشند . و اگر در شب نفخ ماند زراوند طويل سه ماشه افزايند و همراه جوارش كمونى شش ماشه دهند اگر ضيق النفس به دستور ماند عنب الثعلب بيخ كبر هر يك چهار ماشه گلقند دو توله عوض زوفا خشك و شكر سرخ در نسخه سابق كنند . دوم روز سناى مكى نه ماشه افزايند بعده منضج پرسياوشان باديان بيخ كبر گل سرخ هر يك چهارماشه بيخ باديان بيخ كاسنى عنب الثعلب تخم كاسنى هر يك شش ماشه جوشانيده گلقند سه توله داخل كرده دو سه روز دهند . بعده نضج از قاروره دريافته تربد سفيد چهارماشه زنجبيل يك ماشه عصارهء ريوند چهار سرخ و ديگر اجزاى مسهله افزايند . و اگر در سن پيرى بعد آمدن خون بسيار از بواسير و نوشيدن شير شتر بر پاها و چهره تهبج دائمى باقى باشد باديان مصطكى پودينه خشك هر يك چهار ماشه الائچى خرد سه ماشه جوشانيده گلقند دو توله دهند . روز دوم عود صليب باشه روز سوم سنبل الطيب دو ماشه مويز منقى هفت دانه افزايند و به جاى آب عرق مكوه و غذا كم يك وقت پلاؤ بعده چون ورم كم شود الائچى خرد سه ماشه نعناع خشك اذخر مكى بيخ باديان هر يك چهارماشه جوشانيده با گلقند دهند باز گاؤزبان افزايند . و اگر اشتها زياده باشد غذا از يك پاؤ زياده نبايد خورد و مويز منقى هم بخورند باز دواء الكركم خورده بالايش شيرهء عنب الثعلب شيرهء باديان نبات بنوشند . و اگر از دواء الكركم چند دست به لينت اجابت شود تخم ريحان چهار ماشه به عرق عنب الثعلب چهار توله پخته شيرهء عنب الثعلب چهار ماشه نبات دو توله داخل كرده بنوشند و در خوردن معجون تأخير كنند . باز خارخسك تخم خربزه كوفته هر يك شش ماشه به عرق عنب الثعلب ده توله جوشانيده تخم ريحان نبات داخل كرده دهند . باز تخم شربتى چهار ماشه پاشيده بدهند باز چون اسهال موقوف و ورم پاها كم شود و ورم چهره باقى ماند قرص گل صغير چهارماشه كوفته در نوشداروى ساده سرشته بخورند و عنب الثعلب چهارماشه تخم كاسنى كوفته شش ماشه باديان چهارماشه جوشانيده نبات يك توله دهند . و اگر از اين لينت طبع موقوف گردد دواء المسك حار شش ماشه خورده شيرهء كاسنى شيرهء عنب الثعلب هر يك شش ماشه نبات يك توله بدهند و شام همراه دواء الكركم دهند . اگر باز لينت طبع شود شيرهء زيره سفيد سه ماشه افزايند باز دواء الكركم خورده تخم كاسنى چهارماشه مويز منقى ده دانه عنب الثعلب چهارماشه جوشانيده نبات يك توله دهند . اگر باز چند نوبت اجابت گردد چهار تخم نه ماشه به عرق عنب الثعلب نيم پاؤ پخته شيرهء عنب الثعلب شيرهء حب الآس شيرهء باديان هر يك چهار ماشه نبات يك توله داخل كرده دهند . باز چون طبع به اعتدال آيد دواء الكركم دهند غرض آنكه اگر از دواء الكركم لينت طبع شود اصلاح آن به قابضات خفيفه و مقويات جگر نموده باز استعمال آن كنند تا تقويت كلى به جگر حاصل شود . و اگر با بول غسالى باشد عنب الثعلب تخم كاسنى تخم خربزه خيارين كوفته هر يك شش ماشه تخم كشوث اذخر مكى گل سرخ هر يك چهار ماشه به عرق شاهتره پاؤ آثار جوشانيده گلقند دو توله بدهند و بر جگر روغن بابونه بمالند . غذا آب گوشت باز باديان چهار ماشه بيخ باديان شش ماشه پرسياوشان چهار ماشه عوض تخم خربزه و خيارين و كشوث و گل سرخ و عرق نمايند . باز گل خطمى سه ماشه گل بنفشه چهار ماشه در نسخه اول عوض تخم خربزه و كشوث و تخم كاسنى و عرق كنند . بعده مسهل از باديان چهارماشه بيخ باديان تخم كاسنى عنب الثعلب هر يك شش ماشه پرسياوشان اذخر مكى هر يك چهارماشه سناى مكى نه ماشه گل سرخ چهار ماشه گلقند سه توله فلوس خيارشنبر شش توله ترنجبين چهار توله روغن گاو شش ماشه دهند . و بعد مسهل باز منضج از عنب الثعلب خبازى هر يك چهار ماشه مويزمنقى ده دانه خيارين كوفته شش ماشه جوشانيده شربت بزورى دو توله داخل كرده دهند . غذا شله و به جاى آب عرق عنب الثعلب همه ادويه مقوى كبد است و مخرج مادهء رطوبى . و اگر ورم پاها و سينه و معده از غلبهء بلغم و صفرا باشد اول منضج داده بعده مسهل از تخم خربزه تخم كاسنى پوست بيخ كاسنى گل سرخ هر يك شش ماشه اصل السوس ريوند چينى تربد سفيد هر يك چهارماشه جوشانيده گلقند دو توله فلوس خيارشنبر شش توله ترنجبين چهار توله روغن گاو چهار ماشه سه مسهل داده قرص گل صغير چهار ماشه سوده به گلقند يك توله سرشته همراه عنب الثعلب شش ماشه گل سرخ پرسياوشان هر يك چهار ماشه جوشانيده نبات داخل كرده دهند . و اگر با ثقل جانب كبد از بلغم رطوبتى باشد عنب الثعلب تخم كاسنى شاهتره خارخسك هر يك شش ماشه لك مغسول چهار ماشه جوشانيده نبات داخل كرده باز گلقند يك توله به سكنجبين ساده يك توله سرشته افزايند . و اگر با كثرت مواد رطوبى در معده و كبد و حماى بلغمى و اسهال بود و ضعف مانع مسهل باشد به اين ادويه مفتح مدر ماده مقوى معده و كبد علاج بايد كرد اگر بر مزاج گرمى نباشد و بلغم غالب بود : شكاعى باداورد تخم كشوث پوست بيخ باديان پوست بيخ كاسنى عنب الثعلب باديان پرسياوشان شب در آب گرم يا عرق مكوه يا آب مكوه تازه و آب كاسنى تازه تر كرده صبح ماليده صاف كرده شربت بزورى خاكشى بارتنگ پاشيده بنوشند . و اگر منظور تليين و اخراج مواد باشد مويز منقى