و بخور و خحمول نفط سفيد و شرب جندبيدستر يك حمصه هر واحد رد رحم كند .
[ شيخ ]
شيخ ميفرمايد كه اين مرض اگر نو باشد و مريض جوان بود سيد قبول علاج آن توان داشت و اولًا ابتدا به اطلاق طبيعت از حقنه و ادرار بول به مدرات نمايند .
و چون از اين فارغ شوند زن را بر پشت بخوابانند و رانها كشاده ممايند و پشم مرغزى بگيرند و پيچيده بر رحم نهند پس صوف ديگر بگيرند و به عصارهء اقاقيا يا به شراب كه در آن چيزى قابض حل كرده باشند آلوده بر رحم گذارند و به رفق طرف داخل روكنند تا آن كه همه صوف به داخل رجوع كند بعده پشم پارهء ديگر كوفته به سركه تر كرده بر فرج نهند و زن را بفرمايند كه بر پهلو بخوابد و رانها با هم نهد و آن پشم پاره را نگاه دارد تا بيرون نيفتد و محاجم بر اسفل ناف و بر كمرگاه نهاده بمكند و عطرهاى خوشبو ببويانند تا رحم به سبب آن به سوى بالا صعود كند و بوى ناخوش از آن دور اندازند تا رحم به اسفل گريز نكند .
و چون روز سوم آيد صوف آن را بدل كنند و پشم ديگر به شرابى كه در آن برگ مورد و گل سرخ و اقاقيا و پوست انار و غير آن جوشانيده باشند تر كرده نيم گرم بنهند و از آن بر ناف و عانهء او نطول نمايند و بدان لصوقات معمل از سويق عئس به قوابض استعمال كنند و بعد از آن در طبيخ اذخر مورد و گل سرخ نشانند .
و بايد كه از اشياى نمكين و معطسات و آنچه سرفه آرد اجتناب نمايد و سكون و راحت اختيار كند .
[ صاحب كامل ]
صاحب كامل گويد كه اگر به سبب رطوبت لزجه بود تنقيهء بدن به ادويهء مسهلهء بلغم و رطوبت مثل حب ايارج و اصطخيقون و تربد و شحم حنظل و حب الليل و ناف آن كنند و حقنهء رحم نمايند به روغن فرفيون چيد كه در آن اندك خلوق يا قدرى از غاليه گداخته باشند و بعد از آن زن را امر كنند تا بر پشت بخوابد و زير سرين آن تكيه گذارد و زان منضم سازد و فرزجه مثل گوى ساخته در آبى كه قرظ و طراثيث و مازو سز و خرنوب الشوك و اندكى از شراب قابض پخته صاف كرده و در آن اقاقيا و سك و رامك برابر گداخته باشند تر نموده و بدين فرزجه رحم بارز را به رفق دفع كنند تا به موضع خود برسد و فرزجه را در آنجا بگذارند بر عانه اسفنج در سركه خمر ممزوج به آب كه در آن اقاقيا و رامك حل كرده باشند تر كرده بنهند و زن را امر كنند كه بر پشت بخوابد و يك پاى را بر ديگر پيچيده دارد و اشياى خوشبو آن را ببوياند و روز سوم فرزجه را بر آرن و زن را در آب قمقم يك ساعت بنشانند .
و چون فرزجه خارج شود آن را رد كنند به ادويهء مذكوره تر كرده و اين عمل سه دفعه كنند و هر روز يك بار .
و اگر رحم به حال خود رجوع نكند مجمهء نارى قريب ناف بر هر دو جانب مراق البطن نهند و بر عانه و نواحى فرج بقرظ و طراثيث و گلنار و مازو و اقاقيا و عصارهء لحيته التيس باريك سائيده به آب مورد و آب بارتنگ ضماد كنند و هر گاه كه بروز رحم از اسباب خارجى باشد علاج به همين ادويه از فرزجات و حقن - ها و اضمده كنند و حاجت به ادويهء مسهله نبود .
و اگر رحم بتمامه سر بيرون آرد و دوران علاج فائده نكند و فاسد گردد جمله رحم بيرون كشند و خوف هلاك نكنند بهر آن كه قدما معاينهء كرده اندكى را كه تمام رحم او كشسيدند و زنده ماند .
[ گيلانى ]
گيلانى در مجربات خود مينوبسد كه اين دوا جهت نتور رحم به اكثر اقسام خصوص آن كه به سبب سقطه باشد نافع است خربطه بسازند و ثفل روغن ديودار پر كنند و به طريق قالب به زور اندرون كنند و روغن مذكور اولًا و بعد از آن روغن گل بر كمر و اعضا مالند و تقويت دل به ياقوتها و دواء المسك و شربت گاو زبان و قرص عنبر و امثال آن درين وقت لازم است .
[ سعيد ]
سعيد گويد كه اولًا تنقيهء امعا از ثفل به حقنه و ادرار بول از مثانه كنند تا هر دو از فضلهء موجود در آنها خالى شوند و از رجوع رحم به مكان او مانع گردند پس مريضه را امر كنند كه بخوابد و سر او پست زياده از سرين باشد و ساقين را كشاده دارد و زير عجز او تكيه نهند و بر جزو خارج رحم روغن گل نيم گرم نطول نمايند و در آن صوف تر كرده تكميد فرج و جزو خارج از آن كنند و فرزجه در آب ادويهء كه در قول صاحب كامل گذشت تر كرده بدان رحم بارز را به رفق به سوى فوق دفع نمايند تا به موضعش رجوع كند و فرزجه همانجا داشته بخسبد و يك پاى بر ديگر بنهد و روز سوم فرزجه بزارند و مريضه را در آب رياحين بنشانند .
و چون از آب برآيد فرزجهء ديگر مثل اول بردارند و اين عمل سه روز عمل كنند .
و اگر مريضه را حكه عارض شود موضع را به آب برگ تعنع و پوست انار مطبوخ نمايند .
و اگر غلبهء رطوبت باشد تنقيهء بدن بعد رد به حب صبر و ايارج كنند و حقنهء قبل و به روغن زنبق كه در آن غاليه گداخته باشند به عمل آرند .
و چون رحم خارج شود و باقى ماند و در آن علاج فائده نكند و سياه گردد آن را بكشند كه آن ساقط شود .
[ انطاكى ]
انطاكى گويد كه استفراغ از رطوبات كنند بعد از آن در طبيخ قابض مثل مورد و ماو و سماق بنشانند و تضميد بدان خصوصاً سرد بلوط و آرد حلبه و جو نمايند .
[ مصنف اقتباس ]
مصنف اقتباس نوشته كه در انقلاب رحم نهادن ضماد از گچ و زردى يضهء سنگ پشت و روغن گل بر حوالى ناف و كمرگاه و پشت از تجارب راقم است تا آن كه بالجزم معلوم شود كه رحم به جاى خود قرار يافته آن گاه در آبزن قابض به احتياط تمام نشانند و بچه دان سگ و گرگ و گربهء خانگى