هر يك پنج ماشه لعاب بزر كتان و حلبه هر يك ه ماشه در عرق جوانسه و گوكهر و براورده صبر هر واحد يك ماشه ريوند خطائى دو ماشه زنجار چهار ماشه در آب زهره بز يك عدد و شير بز هفت توله آميخته در روزى چهار بار به عمل آرند پس به معالجهء زحير كاذب پردازند و مقويات رحم به كار برند و تا دو هفته جماع نكنند
انقلاب رحم
كه آن را نتو رحم و خروج و بروز رحم و زلق رحم و عفل نيز گويند پس رحم يا به هيئت اصلى بتمامه بيرون افتد و يا فروسو آيد و گردن او از فرج خارج شود و يا از هيئت اصلى منقلب گشته بروز نمايد چنان كه باطن او بتمامه ظاهر شود و منفذ گردن او ناپيدا گردد و انقلاب حقيقى همين نوع است .
و حدوث اين مرض بر سه گونه است :
يكى از اسباب خارجى مثل آن كه زن از جاى بلند بر حجره بيفتد يا بار گران بردارد و بكشد يا بجهد يا ضربه برسد يا آواز سخت كند يا عطسهء عظيم افتد و بدان سبب رباطات رحم مسترخى يا منقطع گردد و يا خوف شديد عارض شود چنان كه ناگاه چيزى ببيند يا آواز عظيم بشنود و از آن بترسد در اعضا ضعف و استرخا پديد آيد و بدان سبب رحم بلغزد .
دوم از اسباب ولادى مثل آن كه زن به دشوارى زايد يا بچه گران بود يا قابله بچهء مرده يا مشيمه را به سختى بكشد يا بچه دفعته خارج شود پس رحم نيز منجذب گردد و سبب اتصال عروق مشيمه از رحم منقلب شود .
سوم از اسباب داخلى مثل آن كه رطوبت بلغمى مرخى در رباطات رحم ريزد و آنها را مسترخى سازد و بدان سبب رحم منزلق گردد .
و اين نوع زنان پير و كثير الرطوبة را افتد و يا قرحه در رحم افتاده باشد و در رباطها بخورد و پوسيده گرداند پسى رحم فرود آيد .
و علامات مرض مذكور اين است كه زن را درد عظيم در عانه و مقعد و تهىكاه و پشت عارض شود و گاهى با وى تپ آيد و اكثر بول و براز بند شود و گاهى كزاز و رعشه و خوف بلا سبب عارض گردد و در عانه چيزى مستدير و در فرج شى نازل نرم دريابد و خصوصاً چون انقلاب تام بود .
و اگر منفذ او محسوس نشود بدانند كه تمامه بيخ او منقلب و خارج شده .
و اگر ثقبه يافته شود و معلوم كنند كه غير منقلب خارج شده و گردن او افتاده پس اگر باعث نتور رحم و رطوبت بلغمى باشد سيلان رطوبت از رحم بر آن گواهى دهد و الا تقدم سببى از اسباب ديگر باشد و گاهى در خروج رحم و ميمه اشتباه مىشود و فرق ميان هر دو اين است كه مشيمه تنگ جسم و باريك عروق باشد و رحم ضد او بود .
علاج
در روغن زنبق يا روغن گل اندك روغن زعفران آميخته آميخته يا قدرى غاليه در آن گداخته نيم گرم چند قطره در رحم چكانند اگر گردن رحم بيرون آمده باشد و منفذ او باقى بود و الا در منقلب بر رحم بمالند بعده رحم را به موضع او رد كنند بدين طريق كه دايه را بفرمايند تا فرزجه از پشم نرم مثل گوى گرد بسازد و اقاقيا مر مكى كندر لادن گلنار برگ آس گل سرخ عدس مقشر مازو سبز مساوى كوفته بيخته به شراب عفص بياميزند و بر آن ماليده در روغن مورد يا روغن گل فرو برده بدان رحم را به تدريج دفع كنند تا به موضع خود رجوع كند .
و بايد كه در آن حالت و بعد از آن زن بر پشت خوابيده و سرين و رانها برداشته و ساقها كشاده ماند و بعد از آن رح به جاى خود نشيند به ادويهء قابضه مثل پوست نار و كزومارج و گلنار فارسى و پوست مغيلان بر عانه و نواحى فرج ضماد و نطول نمايند در فادهء پارچهء كتان چند تو يا پنبه بر فرج گذاشته بالاى آن لنگوته بربندند و تا دو روز بر همان شكل بر پشت خوابيده ماند .
و اگر از غذا باز مانند بهتر است و الا چيزى اندك قليل المائيت و سبك مثل زردى بيضهء نيم برشت و مانند آن توان داد و سوم روز كشاده فرزجه به آهستگى بيرون آرند و فرزجهء ديگر به دستور ساخته نهند و بعد هر دو روز اعادهء اين علاج نمايند تا آن كه عود نكند و تا يك هفته مشى زنهار نكند و اكثر بر پشت خسبيده بماند و بعد از آن گاه گاه تكيه زده بنشيند و لنگوته نگشايد مگر وقت حاجت ضرورى و از اشياى حريفه احتراز نمايد و جماع تا دو ماه هرگز نكنند و آنچه از زوال فقره باشد علاج پذيرد و بهتر آن است كه در علاج اين مرض اول به حقنهء لينه علوى خان و يا به ملين مبارك تن را از فضلات پاك كنند تا بار او بر رحم كمتر افتد و همچنين تنقيهء مثانه به مدرات مناسبه نمايند .
و اگر به سبب رطوبت بلغمى رحم به سوى خارج بروز كند تنقيهء بدن به ادويهء مسهل بلغم مثل ايارجات تربدى و كبار نيز كنند .
اقوال مهره :
[ سويدى ]
سويدى گويد كه ضماد و بخور سرگين گاو و كذا بهروزه و جلوس در طبيخ برگ آس و حب آن و سركه و جفت بلوط و برگ آن و مازو و برگ مصطكى و جوز السرو برگ و شاخ بزم طرفا و داذى و خرنوب شامى و و سعد و ضماد و برگ انجير و كذا مازو سوخته در شراب سرد كرده و كذا عصارهء سفرجل و كذا سعد و كذا صوف كبش و مالش روغن بيدانجير و كذا روغن جوز مأكول و كذا روغن بادام تلخ و شرب و حمول و مصطكى و فرزجهء مغز صنوبر كبار باريك سوده به عسل سرشته و حمول و ضماد و بخور قفر اليهود