تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
و شاخ گوزن سوخته و عصارهء لحية التيس در قضب چكانيدن سود دارد و در آبهاى قابض نشاندن سخت نافع بود و ضمادات قابض نهند . و آبزن قابض اين است مورد تر و مازو و گلنار و جوز السرو و پوست انار و گل سرخ همه را جوشانيده صاف نموده اندر آن نشانند . و اين ضماد قابض است عدس مقشر و بهى كوهى قابض و سيب كوهى قابض و حب الآس و خشخاش همه را كوفته به عصارهء برگ مورد تر سرشته بر موضع گرده نهند . و اگر اقاقيا و گلنار و سماق زياده كنند صواب بود و از همه حركات و جماع باز دارند و طعام سماقيه و حصرميه و رمانيه و پايچه و فالوده به نشاسته و روغن بادام فرمايند و آن را كه به قى حاجت افتد قى بر طعام‌هاى چرب و شيرين و كشكاب كنانند و دواى تيز از بهر قى ندهند . ابو الحسن گويد در اين باب علاجهاى غريب بسيار شنيده‌ام كه در كتابها نيست از آن جمله اين است از معتمدى شنيدم كه به قدر يك حبه نوشادر با يك درم گل مختوم سوده بيازمودم همان روز خون بند شد . و مىگويد در بصره پيرزنان علاج اين مرض چنين مىكردند كه از بيضهء شتر مرغ خاگينه ساخته مىخورانيدند و عقب آن شراب قابض مىدادند و من بر يكى اين را بيازمودم همان روز خون باز ايستاد و عسر البول پيدا شد باز علاج عسر البول كردم . و مىگويد كه اين خاصيت در بيضهء شتر مرغ است . و هم او گويد كه در بغداد مردى اصفهانى را اين مرض بود و تكليف بسيار كشيد و لاغر شد بعد از مدتى او را سالم ديدم از وى حال زوال آن مرض پرسيدم گفت كه بر سبيل هزل خيار بريان كرده خوردم مرض زائل شد من گفتم كه بعد زوال ماده اين اتفاق بيفتاد تو گمان بردى كه خيار سودمند شد آن مرد سوگند خورد كه بر بسيار كس آزمودم و همه را سود داشت . و اگر سبب مرض سوء مزاج سرد و خشك بود حقنه‌ها كه از طبيخ سر بره و گوشت كبوتربچه و روغن دنبه سازند سود دارد و نان كه از پيه يا مغريات ساخته باشند به اندكى باديان مفيد بود و در طعامها پيه بط و پيه مرغ خانگى داخل كنند و هريسه و پايچه و بيضهء مرغ نيم پخت و حلواى فانيذ و خشخاش سود دارد و روغن ياسمين و روغن سوسن بر گرده ماليدن نافع است . و اگر سبب مرض زخمى يا آسيبى بود رگ باسليق زنند و طعام سبك دهند و ضمادى كه در قول ابو سهل گذشت بايد كرد و قى سخت نافع بود و اگر به اسهال حاجت آيد به حقنه نرم بايد كرد . و اگر سبب مرض رطوبت بود اول قى فرمايند و علاج سوء مزاج رطب كه مذكور شد به كار برند . و اگر سبب مرض خوردن اشياى تيز بود بهتر آن است كه در حال قى كنند پس شير تازه بخورند و به اين حريره قى فرمايند بگيرند شير بز صد درم روغن گاو سى درم و همه را بجوشانند چندان كه روغن بگدازد پس پنج درم آرد سميد انداخته بجنبانند تا مخلوط شود و نيم گرم بياشامند و عقب آن آب نيم گرم دهند تا قى كند . و اگر اين حريره براى غذا دهند روغن گاو دو درم كنند و شير را به آرد خوب بجوشانند و اندكى شكر اندازند و قدرى روغن بادام چكانند كه اين در همه انواع مرض سود دارد . ايضا در باب بول خون صرف مىنويسند كه اگر سبب امتلا بود فصد كنند اگر مانعى نباشد و فصد صافن اولىتر از فصد باسليق بود و طعام سبك مزورهء نيشوق و رب غوره و مانند آن به مغز بادام و كاهو و اندكى گشنيز تر دهند و از اشربه شربت عناب ساده و شربت ريباس و شربت كاكنج بخورانند و در ابتداى مرض هيچ شربت و هيچ مزوره قابض نشايد داد . و هر گاه فصد كرده باشند و ماده كم شده باشد اشربه و آبزنهاى قابض به كار برند قرص شب از يك درم تا مثقال با شربت بهى يا آب برگ خرفه و سماق كه در آن كتيرا و خشخاش است و سفوف شاخ گوزن سوخته و كتيرا كه هر سه نسخه در قول بوعلى مسطور شود بدهند و در آبزن عدس مقشر و خرنوب و مانند آن كه سابق مذكور شد بپزند . و اگر از ادويهء مذكوره قدرى بگيرند و با عصارهء خرفه و مانند آن در مجراى قضيب به زراقه چكانند صواب بود و گاه حاجت آيد كه بر تهيگاه و بر زهار و حوالى آن محجمه نهند كه خون را باز دارد و علقه شود پس تدبير كشادن علقه كنند چنان كه در جمود الدم مذكور شد . و اگر سبب حدت خون و گشادن دهن رگها باشد به علاج ذيابيطس علاج آن كنند . و اگر خون صرف از عضوى آيد كه بالاتر از گرده است تأمل كنند كه هيچ الم و سوزش و دغدغه در هيچ اندامى هست يا نه اگر باشد بايد دانست كه خون از همان عضو مىآيد پس بر بالاتر از آن موضع محجمهء خالى بنهند تا خون از آن موضع باز گردد و ضمادهاى قابض نهند تا آن موضع ماده را قبول نكند و تدبير منع مواد اختيار نمايند . و نزد بعضى اطبا صواب آن است كه آن موضع را ريش كنند و بشكافند تا ماده از آن برآيد و از مثانه باز گردد پس جراحت ريش را علاج كنند . ابو الحسن گويد كه من در اين علت كسى را نديده‌ام كه اين علاج كردو ابو ماهر اين علاج صواب ميدانست و گفتى كه همچنان كه ماده صرع را كه از پاى برآيد آن موضع را ريش كنيم تا ماده از آن موضع بپالايد و دماغ به سلامت بماند همچنان اين موضع را ريش كنم تا مثانه سالم بماند و ماده از آن باز گردد .

[ ابن الياس ]

ابن الياس گويد كه اگر مريض قوى نيك مزاج و سحنه باشد فصد باسليق و اخراج خون به حسب قوت و واجب