تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
قسط شراب در ظرف گلى پاكيزه بجوشانند تا ثلث شراب برود و اول روز به قدر ملعقه بنوشند و تا پنج ملعقه برسانند بعده بكاهند تا به يك ملعقه بازآيد . و ايضا هر صبح عصارهء پودينه يك اوقيه بنوشند . و بعضى ذكر كرده‌اند كه بگيرند ذراريح و سر و پاى آن قطع كنند و جسم آن در ماء العسل حل كرده و مريض را در حمام داخل نمايند پس بنوشانند و يا نان بدان بخورند و در اين شيء نزديك من مخاطرهء عظيم است و اكثر آنچه اختيار كرده شده اين است كه از آن يك قيراط در شربتى از آب‌هاى معصور معلوم بنوشند . و گويند كه چون تنقيهء بدن نمايند و هر روز ترياق به قدر نخود به طبيخ پودينه تا بيست و يك روز بخورانند و بر طعام خفيف يك وقت اقتصار كنند صحت يابند . و بعضى گمان كرده‌اند كه خوردن پشك بز به عسل نافع است يا بول بز يا بول خر به سنبل و عسل و يا زراوند مدحرج سه درم در شراب و بعضى ستوده‌اند كه هر روز پادزهر دو روز قدر باقلا شب مصفى در آب بخورند . و از ادويهء نافعه براى اين كلكلانج و دواء اللك خاصهء كه هر استسقا را نافع است و دواء الكركم و معجون الوريطوس خاصهء و جوارش سوسن و دواء الاسقيل و شربت عنصل و ترياق است و از ادويهء عجيب النفع قرص شبرم است بگيرند شبرم و هليلهء زرد مساوى به تدريج از يك نيم دانگ تا يك درم رسانند در هر چهار روز يك بار بدهند و در ميان آن ايام قرص زرشك بخورانند و ادويهء كه از ريوند و قسط و حب الغار و حلبه و ترمس و راسن و جنطيانا و صمغ بادام و قنه تركيب داده باشند نافع بود .

[ اما تدابير مستفرغهء مائيه ]

و اما تدابير مستفرغهء مائيه مسهلات است و شيافات و حقنه‌ها خاصهء كه آنها اقرب از آب و خفيف‌تر بر طبائع و بعيدتر از اعضاى رئيس است و انواع استحمامات به محمات و تعريق در تنور گرم و آب‌هايى كه در آن ملطفات مثل بابونه و اذخر جوشانيده باشند و انواع مروخات و ضمادات و كمادات است . و در اين جمله نوشيدن شير بز و شتر داخل است و از اين قبيل است بول و شير شتر آميخته چون يك هفته به اقراص صبر اول نيم درم با نيم درم با نيم درم طباشير بخورند تا آنكه به يك درم رسانند و بعد هفته استفراغ به ماذريون مع دو درم كلكلانج نمايند بعده اعادهء اقراص صبر يك هفته كنند و مدام همچنين عمل نمايند پس اكثر صحت مىيابند و ضعيف در ابتدا اقراص صبر نخورد مگر يك دانگ و نسخهء اقراص صبر در قرابادين است .

و اما مسهلات

پس در آن قانونى كه در علاج كلى استسقا گذشت ملحوظ دارند و تابع مسهلات صوم بايد اگر ممكن بود صاحب مسهل بعد آن يك شبانه روز غذا نخورد . و ايضا تابع او نمايند چيزى كه مقوى و اندك قابض باشد مثل قرص زرشك و مثل آب‌هاى فواكه لذيذ و مقوى تا تقويت جگر نمايد و خصوصاً بعد مثل فرفيون و ماذريون و اشق و مانند آن بعده مصلحات مزاج مانند ترياق و دواء الكركم در بارد و آب كاسنى در حار استعمال كنند و كسى كه محرور بسيار باشد شير شتر آن را مناسب نيست و شير شتر از چهل درم ابتدا كنند و هر روز ده درم بيفزايند . و چون حرارت باشد اسهال صفرا نكنند كه آن مقاومت مائيت به وجهى نمايد و بهر آنكه مائيت محتاج به اسهال او است پس اسهال مضاعف گردد و قوت را آفت لاحق شود بلكه واجب‌تر آن است كه تسكين صفرا و اسهال مائيت نمايند مگر آنكه صفرا در كثرت از حد متجاوز باشد و در اين هنگام بر مثل هليله اقتصار نمايند كه آن بهترين مسهلات است در مثل اين حال چنانچه سكبينج بهترين مسهلات است در حالت برودت و همه افراط استفراغ در كميت و در زمان ردى است و آن در حار صالح‌تر است و از ملينات جيده شورباى قنابر و شورباى خروس پير خصوصاً با بسفائج و شبت و مانند آن است . و چون استفراغ كردند در هر ده روز به چيزى از مستفرغات ملائم به شير شتر و ماء الجبن و غيره پردازند پس آب برآيد و ورم خفت يابد . و صواب آن است كه بر شكم داغ نهند تا آب را بعد از اين قبول نكند و داغ بعد پرهيز و ترك مسهل دو سه روز باشد و آن شش داغ بايد سه در طول از ابتداى قص تا عانه و سه در عرض شكم و بعد آن بر گرسنگى و تشنگى صبر كنند . و صواب آن است كه ما بين مسهلات چيزى از مفتحات سدد مثل قرص بادام تلخ بخورانند . و اما نوشيدن شير شتر و بز و خصوصاً اعرابيات و سيما معلوفات به چيزى كه اسهال مائيت و تلطيف و ادرار نمايد مثل شيح و قيصوم و قاقلى و غيره و در محرورين بدانچه مع ذلك موافق كبد باشد مثل كشوث و كاسنى و غير آن و به سوى قولى كه طبيعت شير مضاد استسقا است التفات نكنند بلكه بدانند كه آن دواى نافع است بهر آنكه در آن جلا به رفق است و براى آنكه در آن خاصيت است چه گاهى دوا مضاد چيزى باشد كه در علاج كيفيت طلب كنند ليكن موافق بنا بر خاصيت يا امر ديگر مثل استفراغ و غير آن باشد چنانچه كاسنى در معالجات جگر كه بدان امراض بارد بود مىافتد و چنانچه سقمونيا در امراض صفراوى مىدهند بلكه بدانند كه اين شير شديد المنفعت است . پس اگر انسانى بدل آب و طعام بر آن اكتفا نمايد شفا يابد و اين را تجربه كرده‌اند در قومى كه به سوى بلاد عرب رفتند و ضرورت به سوى شير شتر مقارن ايشان گرديد و صحت يافتند . و شير شتر گاهى تنها استعمال مىكنند و گاهى مخلوط به غير آن از ادويهء كه به بعض آن قصد تدبير غير مسخن سخت مىكنند مثل هليله با تخم كاسنى و تخم كشوث و نمك نفطى