تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
شربت ايرسا و اين شربت ما است بگيرند مس سوخته يك مثقال و نيكو بسايند و سرگين كبوتر مثقال و ثلث آن شاخ‌هاى سداب و اندك نمك طعام سائيده به شراب بنوشند . و از حبوب جيده اين حب فيلغريوس است : توبال نحاس و برگ ماذريون و انيسون هر واحد يك جزو حب ساخته مريض قوى را يك مثقال و ضعيف را يك درم بخورانند . و ايضا حب اشعيا و حب بهرام و حب خمسه و حب سكبينج است و حب ماذريون در زقى به غايت نافع چنان كه حب ريوند در لحمى به غايت مفيد و حب مقل و حب شبرم و حبوبى كه در قرابادين ذكر كرده‌ام و اين حب شير شبرم عصارهء افسنتين سنبل تربد هر واحد يك دانگ غاريقون گل سرخ هر واحد نيم درم به آب عنب الثعلب حب ساخته بخورند و اين حب نيز نيكو است قشور نحاس كمافيطوس انيسون مساوى حب بسته ابتدا به يك درخم نمايند و زياده كنند . و ايضا از اقراص قرص ريوند كبير مسهل و قرص مازريون با به زور و نسخهء ديگر معروف آن است . و اما استحمامات پس رطب از آن براى ايشان مكروه است و بهتر آن براى ايشان يابس است و يابس بهتر تنور مسخن است به قدر تحمل مريض كه او در آن داخل شود و خصوصاً صاحب لحمى . و چون داخل شوند سر خود بيرون به سوى هواى بارد گذارند تا هواى بارد به سوى ناحيهء قلب و ريه برسد و تشنگى زياده نشود و از بدن عرق بسيار و نافع برآيد . و اگر حمام رطب باشد به آب‌هاى چشمهء حار بورقى و كبريتى و شبى معروفهء مجففه بود كه بدان انتفاع بسيار در منتهاى مرض يابند خصوصاً صاحب لحمى در روزى به مرات تكرار در آن نمايد . و اگر قوت او ساقط نشده باشد و ممكن باشد كه در آن تمام روز قيام نمايند بهتر است و از اين قبيل است آب دريا چون فاتر و گرم كنند و آب بارد و ساده از آن و اين در آخر امر شديد الموافقت است و از فضائل آب چشمه‌ها تمكن از تدبير نفس بارد است كه مثل او در حمام غائر شود . پس اگر آب‌هاى حمات حاضر نباشند به آب شيرين اگر ادويه بياميزند و در آن بجوشانند مثل به ورق و كبريت و اشنان و خردل و نوره و عقاقير ديگر مثل آن باك نيست و آب‌ها را بايد كه در صاحب زقى و طبلى بر شكم او بريزند و در لحمى بر همه بدن . و اما استسقاى حار كه آن يا تابع ورم حار يا تابع سوء مزاج حار باشد تدبيرش در علاج كلى اقسام استسقا مذكور شد و مع ذلك بايد كه جانب مائيت مجتمعه مرعى دارند . و اگر رعايت جانب تب تنها دارند خطر باشد . و اگر رعايت جانب مائيت كنند خطا بود پس بايد كه جمع ميان هر دو تدبير نمايند به رفق و معتدلات بدهند و مقاومت غالب‌تر نمايند . و بدانند كه چون در اثر استسقا جهد نمايند و ورم و تب قائم بود تدبير در مثل اين آن است كه آب عنب الثعلب و آب كاكنج و آب كرفس و آب قاقلى در آب كاسنى صحرائى تلخ استعمال كنند . و بايد كه به اين آب‌ها قدرى از لك و زعفران و ريوند مع هليلهء زرد مخلوط سازند و هنگام ضرورت آنچه از مسهلات ماذريونى و غيره مذكور شد استعمال نمايند . و بايد كه تأمل كنند در آنچه جالينوس در علاج مستسقى به استسقاى حار گفته كه چگونه ابراى آن نموده و بلفظه نقل مىكنم . گفت جالينوس كه تدبير دوستى كه آن را استسقاى زقى مع حرارت بود و قوت ضعيف شده به اين طريق نمودم كه او را غذا به لحم بزغاله بريان كرده و كبك و تيهو و نان خشكار و قريص و مصوص رهلام بدان و عدس به سركه دادم و در اين بهر حفظ قوت او وسعت كردم و اجازت شوربا به وى ندادم مگر روزى كه عزم خورانيدن دوا مىكردم كه در آن روز اذن به زيرباج قبل دوا و بعد آن مىدادم پس تشنگى او غالب نمىشد و امر به خوردن آن اغذيه به سركهء متوسط ترشى مىنمودم و اسهال او به اين مطبوخ مىكردم هليلهء زرد هفت درم شاهتره چهار درم حشيش افسنتين دو درم حشيش غافث دو درم كاسنى تازه يك دسته سنبل الطيب دو درم تخم كاسنى دو درم گل سرخ دو درم در سه رطل آب بجوشانند تا يك رطل بماند ماليده صاف نموده ده درم شكر در آن حل كرده بنوشند . و ايضا اين حب شير شبرم و مثل او شكر معقود كرده حب ساخته و گاهى عقد او به لحم انجير كرده قبل غذاى او به قدر دو سه نخود مىدادم و بعد آن رب غوره و ريباس مىنوشانيدم و تضميد كبد او به بارد مىكردم و از اطليه بر شكم گل ارمنى به سركه و آب و آرد جو و جاورس و سرگين گاو و پشك بز و خاكستر بلوط و خاكستر چوب انگور و در بعضى احيان به ورق و كبريت اين همه به سركه سرشته مىنهادم و حتى كه تضميد كبد او به ضماد صندل نمودم و گاهى ضماد صندل بر ناحيهء كبد و محلل بر ناف و شكم مىكردم . و ايضا گاهى اسهال او به شربت ورد كه بعد تر كردن ماذريون در آب گل سرخ شربت او ساخته مىنمودم و يك‌بار شير شبرم در آن گداخته دادم و از فواكه اجازت انجير خشك و بادام و شكر او را نمودم و امر به مصابرت عطش كردم . و اگر تشنگى بر آن افراط مىنمود سركه به آب آميخته مىنوشانيدم و برگ ماذريون كوفته بيخته به عسل انجير سرشته قبل طعام و بعد او مىدادم . و بالجمله روزى بلا تحريك طبعيت او را نگذاشتم اين قول او است و غذا اصحاب استسقا در علاج كلى مسطور شد .

و اما حقنه‌ها و شيافات

پس حقنه‌ها متخذ از آب‌هاى مخرج مائيت با مثل سكبينج و ايرسا و مانند آن بايد . و اين شياف در اخراج آب نيكو است بگيرند تخم انجره پنجاه عدد حب ماهودانه سى عدد
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 102 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )