دو توله شروع كنند و تا بيست روز هر روز مروق سه توله و شربت يك توله اضافه مىنموده باشند بعده بكاهند به دستور تا نوبت به روز چهلم رسد و در ميان اين عمل به روز چهارم معجون كلكلانج فيروزى يك توله و شربت دينار چهار توله با مروقين بدهند و شربت افسنتين موقوف كنند .
و روز ديگر آن جدوار دو ماشه جندبيدستر يك ماشه در دواء المسك تلخ و دواء الكركم هر يك هفت ماشه سرشته شربت بزورى چهار توله بخورانند .
و غذا مرغ پلاؤ ارزن و برنج كهنه با مرباى شلجم و انناس صبح دهند و شام كباب فاخته و مرغ سليمانى با نان خشكار دهند و به جاى آب عرق مكوه و كاسنى بدهند نافع بود و مجرب .
و ايضا مروق برگ چقندر و ترب و مكوه هر يك يك نيم توله و مروق گلوى سبز يك توله و سكنجبين بزورى ريوندى علوى خان دو توله اول دواء الكركم كبير نه ماشه خورده بنوشند و مروقها را همين قدر هر روز تا بيست روز افزايند و باز بكاهند و بعد هر هفته ريوند چينى نه ماشه سوده در سكنجبين ريوندى سه توله عوض دواء الكركم بدهند .
غذا غلهء ارزن با عسل و برگ ترب و كاسنى و مكوه به روغن گاؤ پخته بخورند و به جاى آب عرق پوست كوبدار و مكوه برابر اكتفا بايد كرد و تا چهل روز اين تركيب مجرب به عمل آرند
ذكر بعض ادويهء يونانيه و هنديه مفيد اين علت :
برگ مادزيون و تخم آن و توبال نحاس و شبرم و ايرسا و آب قاقلى و سكبينج و اشق هر واحد مسهل زرداب است و نوشيدن شير شتر يك رطل يا ده درم سكر العشر و كذا شرب دارچينى و كذا گرفتن بخار سنگ آسيا كه بر آن سركه پاشيده باشند و در اين باب مجرب سويدى است .
و گويند كه خوردن جگر قنفذ برى در آفتاب بر پارچه خشك كرده و كذا اكل لحم او بريان يا مطبوخ و كذا قصب الزريره و ثيل و تخم كرفس و كذا شرب طبيخ اذخر و كذا بول شتر اعرابى و كذا اغتذا به عدس و كذا اختلاط ثوم در طعام و كذا شرب بول انسان و كذا مغز تخم بيدانجير به عسل و كذا سنبل رومى و كذا شرب و ضماد لادن و كذا مر و كذا تخم حندقوقا و كذا شرب طبيخ مرزنجوش و كذا خولان هندى و كذا پودينه و كذا خوردن پودينه مع انجير خشك و كذا ايرسا تنها و به ماء الاصول و كذا ليسيدن غاريقون و به وزن او اسارون به عسل و ضماد حلزون برى بتمامه كوفته و كذا ملازمت خوردن لحم كبك و كذا شرب بيخ حنظل دو قيراط يا برگ او يا شحم او يا عصارهء بيخ او پنج قيراط و كذا عود البخور هر روز مثقال تا سى روز يا چهل روز متواتر و كذا تخم فنجنكشت هر روز دو درم تا سه روز و كذا مداومت خوردن لحم قطا هر واحد نافع استسقاى زقى است و شرب قطران اگر حرارت نباشد در زقى و طبلى مجرب انطاكى است .
و اين دوا نيز مفيد است اسقيل مشوى دو ماشه ريوند خطائى سه ماشه در گلقند دو توله آميخته ليسانند و بالاى آن شيرهء قرطم يك نيم توله و گلوى سبز و تخم خربزه هر يك نه ماشه شربت دينار چهار توله نوشانند غذا قليهء بادنجانى و شورباى مرغ با نان خشكار و برنج ارزن با عسل دهند تا يك هفته .
و در بياض استاد مرحومى مرقوم است كه اگر جالهء مكانى كه در آن نخود بريان مىكنند به قدر دو ماشه در سركهء تند حل كرده بياشامند تمام رطوبت را به سبيل اسهال اخراج نمايد به شرط توافق تقدير .
و به قول حكيم على اگر بيخ درخت كريل خشك كرده سفوف سازند و به قدر نيم ماشه تا يك هفته بخورند و پرهيز از مقليات و مشويات كنند در استسقاى زقى مايوس العلاج نافع است
و اگر بيخ تر كوفته قدرى آب انداخته شيرهء آن بگيرند و به قدر دو دام تا سه دام به عمل آرند و در صعوبت مرض تا نيم رطل هم جائز است كه انفع بود .
و ضماد نيز به همين اصول تر بر شكم مثل ضماد حنا نافع است و در اخراج مائيت كثير بر وضع ضماد تا شش ساعت بلكه زياده مصابرت بايد كرد .
و اگر مريض اضطراب نمايد بايد كه يك دو شخص آن را ضبط نمايند تا اضطراب ننمايد و فعل دوا باطل نگردد اين دوا در غايت منفعت است و يك بار به تجربهء مؤلف هم رسيده و مائيت بسيار به ادرار اخراج نموده .
و اگر يك عدد غوك كوچك آبى از چاه يا حوض گرفته شكم او پاك كرده بر سنگ قيمه كنند و كباب آن بسازند و يا در آرد گندم يا مندوه سرشته نان آن پخته مريض را بخورانند يك بار كافى است .
و اگر استيلاى ماده باشد سه روز بخورانند و به جاى آب پوست كچنال در آب جوشانيده به كار برند روز دوم يا سوم كه وقت گرديدن از پهلو به پهلو آواز حركت آب مسموع گردد علامت صحت است و همهء آب به تحليل رود و بعونه تعالى صحت حاصل شود .
اقول حذاق :
[ مسيحى ]
مسيحى گويد كه بزل كردن نشايد بهر آنكه اكثر مبزول هلاك مىشود و از ايشان كسانى خلاص مىيابند كه قوت آنها باقى بود و بدن آنها لاغر نشود و بعد بزل رياضت و حركت كنند پس اگر قوت قوى و طبيعت قبض باشد افضل آن است كه اين حب ريوند معمول به ماذريون بخورند ريوند عصارهء غافث تخم كاسنى هر واحد سه درم غاريقون پنج درم ماذريون در سركه تر كرده خشك نموده ده درم حب سازند شربتى از يك نيم درم تا دو درم در هر هفته يك شربت بخورند .
و اگر قوت ضعيف باشد اين قرص ماذريون بدهند تخم كاسنى ده درم ماذربون مدبر عصارهء غافث هر يك درم و دو ثلث درم مغز تخم خيار دو درم و نيم گل سرخ مثله غاريقون درم و ثلث درم از جمله ده قرص سازند و هر روز يكى از آن به سكنجبين سفرجلى بخورند .