تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
و گوشت قاز و فاخته يا پودينه و زنجبيل و ادرك دهند . و اگر از قصور سضم ثانى و ثالث و رابع باشد به تقويت آنها كوشند و اين نوع در آخر به استسقا انجاميده به هلاك مىرساند كذا فى النبض الكبير و پوشيده نماند كه آنچه از رطوبت بود منجر به استسقا مىگردد و آنچه از يبوست بود بذبول مىكشد هر دو نوع مهلك‌اند .

[ ابن الياس ]

ابن الياس گويد كه علامت ضعف ، هضم تمدد و ثقل معده است و علاجش تقويت معده باشد به دربوب بارد اگر سببش سوء مزاج حاد باشد مثل رب ريباس و رب انار ميخوش و رب سيب و ترنج و ليمو هر چه از اينها هم رسد با گلاب و درم و يا سكنجبين سفرجلى و گلاب هر واحد ده درم بدهند و غذا مزوره‌ى زيرباج بلحم بچه‌ى مرغ و اين سفوف نافع است گل سرخ كشنيز خشك هر يك پنج درم كرديا و زيره هر دو مدبر به سركه هر واحد سه درم طباشير سفيد نيم درم مغز تخم خيارين چهار درم كوفته بيخته هر صباح پنج درم بخورند . و اگر به سبب سوء مزاج بارد باشد هر صبح مصطكى و عود هندى هر واحد نيم درم باريك سائيده در گلقند عسلى ده درم آميخته بخورند .

[ ايلاقى و جرجانى ]

ايلاقى و جرجانى مىنويسند كه آنچه به علاج قوت هاضمه مخصوص است خاصه اگر مزاج سرد باشد اطريفل كبير و صغير و جوارش عود و سنجرينيا به شراب كهنه يا به ماء العسل خورانيدن است و ضماد گرم نهادن و طعام‌هاى گرم و سريع الهضم دادن و اين ضماد به عمل آرند زريره‌ى ياسمين زريره‌ى نسرين عود هندى مصطكى لادن پوست ترنج قشور كندر قرنقل سك جوزبود بسباسه فرنجمشك خير بوازعفران بادرنجبويه قاقله‌ى كبار قصب الزريره سنبل الطيب گل سرخ مساوى مشك به قدر رائحه كوفته بيخته به آب مرزبجوش و آب برگ مورد سرشته ضماد نمايند و روغن مصطكى بمالند . و اگر مزاج گرم باشد ميبه و سكنجبين سفرجلى و شربت ليمو و انار بايد داد و طعام مصوص و بلام به آب سماق و آب غوره و آب انار ترش بايد فرمود .

[ مسيحى ]

مسيحى گفته كه هرگاه معده ضعيف با قلت عطش و بطوى نزول طعام و جشاى حامض باشد بگيرند گل سرخ سه درم عود مصطكى سليخه فقاح از خروار چينى افسنتين هر واحد يك درم و به شراب كهنه قرص ساخته هر روز يك نيم مثقال به طبيخ زيره و نانخواه بدهند و غذا قليل الرطوبت سريع الهضم عديم الفضول مطيب بافاويه و ابازير مثل قلايا و مطنجنات لحوم قنابر و عصافير خورند و رياضت قبل طعام استعمال نمايند و تقليل آب بر آن و تكثير نوم بعد از آن كنند و شراب كهنه اندك بنوشند . و اگر اين اعراض در معده مزمن و متمكن باشند كمونى و كندرى هر واحد يك مثقال به اوقيه شراب كهنه استعمال نمايند . و اگر كفايت نكند خبث به شراب به اين صفت تخم كرفس باديان انيسون كمون انجدان نانخواه صعتر كاشم كرد يا كندر سنبل قرنفل جوزبوا سعد زنجبيل كشنيز خشك فلفل دارفلفل دارچينى هر واحد يك مثقال خبث الحديد ده مثقال در شش رطل شراب بجوشانند تا نصف بماند و صاف كرده و هر روز سى درم بنوشند و تخفيف غذا كنند و سه هفته بياشامند و از ترشى و فواكه رطب پرهيز كنند و به اين ضماد تضميد معده كنند سعد سنبل اذخر افسنتين قصب الزريره مصطكى به شراب كهنه و آب به آميخته ضماد كنند و روغن ناردين بر معده بمالند و گرم كرده صوف منفوش بدان آلوده بر معده نهند و به پارچه بر بندند و شراب كهنه يا ماء العسل يا سيبه بنوشند به اين صفت بگيرند آب به ترش و دو روز بگذارند پس صاف كرده جزو آن با يك جزو شراب كهنه آميخته بجوشانند و كف بردارند حتى كه در قوام جلاب آيد و مقابل هر رطل آن بگيرند زنجبيل و قرفه واحد يك درم و مصطكى دو درم كوفته در صره بسته در آخر قوام اندازند و دو سه جوش داده بردارند و استعمال كنند و هرگاه قلت استمرا با عطش شديد و قلت شهوت طعام و جشاى دخانى و منتن باشد اين سكنجبين سفرجلى بنوشند بگيرند آب سفرجل حامض و نبات سفيد يك يك جزو سركه‌ى تندر بع جزو و به قوام آرند كه مقوى معده‌ى مسترخى از حرارت و مسكن شدت التهاب است و غذا از اشياى حامضه كه با حموضت آن قبض باشد مثل حصرميه و تفاحيه و رمانيه و بوار و و يلام و قريص و مانند آن سازند و اين سفوف گل سرخ ده درم طباشير سه درم سماق منقى سه درم كشنيز خشك پنج درم كوفته بيخته دو درم به آب انار ميخوش و سكنجبين سفرجلى بخورند . و اگر با وجود اين حال در معده نحافت در بدن هميشه زياده گردد در اين وقت مريض را شير و ماء الشعير بنوشانند و از بقول بارد مثل كاهو و خيار و خبازى و كدو و لحم جدى و حملان شيرخوار و ماهى تازه غذا سازند و قبل غذا و بعد آن هر روز حمام و آبزن استعمال كنند و شراب رقيق كتير المزاج بنوشند و راحت و سكون لازم گيرند در جميع تدابير و تدبير تخضيب بدن به عمل آرند .

[ قرشى و ملا سديد و صاحب شفاء الاسقام ]

قرشى و ملا سديد و صاحب شفاء الاسقام مىنويسند كه آنچه از سوء مزاج باشد تعديل مزاج نمايند و در اكثر از برودت و رطوبت مىباشد و ادويه‌ى نافعه براى ضعف هضم حاصل از سبب برد و رطوبت آن شل حلنجبين