در آبهاى مذكور آميخته در شيشه نگاه دارند خراك دو سه توله .
ايضا مقوى هاضمه و معده و افروزندهى رنگ رود معمول
[ صفت آن ]
چاى خطائى يك درم باديان خطائى نيم درم دانهى الانچى سفيد دارچينى هر واحد نيم مثقال نبات يك نيم توله در گلاب يا بيدمشك يا عرق كيوره .
و اگر نباشد در آب نيم سر بجوشانند چون نيم پاد بماند نيمگرم بطور قهوه بنوشند و چاى خطائى را در آخر جوش اندازند .
سفوف تأليف حكيم محمد هادى كه دافع رطوبات و مقوى معده و هاضم طعام است
[ صفت آن ]
دارچينى مصطكى قرنفل باديان خطائى زيرهى سياه مدبر زيرهى سفيد مدبر مساوى نبات سفيد به وزن مجموع ادويه كوفته بيخته يك مثال بخورند و در نسخه ديگر سعد كوفى عود قمارى نانخواه فلفل سياه دارفلفل دانهى هيل صفر باديان انيسون كشنيز مقشر زنجبيل عوض قرنفل داخل است خوراك به دستور با عرق بادرنجبويه .
سفوف پچلونه كه براى تقويت هاضمه معمول
[ صفت آن ]
زرشك پوست سماق انار دانه طباشير تخم حماض باديان دانهى الايچى سفيد و سرخ پوست هليلهى كابلى پوست هليلهى زرد پوست بليله هليله سياه آمله هر يك شش ماشه زرد و زيرهى سفيد پوست ترنج انيسون دارفلفل پودنيهى خشك فلفل سياه شيطرنج هندى هر يك چهار گل سرخ مصطكى هر يك نه ماشه زيرهى سياه پنج ماشه نمك لاهورى چوك ترش نمك طعام نمك سياه كچلون هر يك يك توله سهاگه شورهى قلمى هر يك سه ماشه نوشادر دو ماشه كوفته بيخته سفوف سازند خواه حب بندند و يك ماشه بعد طعام بخورند .
سفوف حيات هاضم و هلين
[ صفت آن ]
پوست هليلهى كلان باديان سناى مكى نمك سياه زنجبيل پوست هليله هر يك چهار جزو دارفلفل يك جزو كوفته بيخته تا يك توله بخورند .
و در نسخهى ديگر زيرهى سفيد عوض زنجبيل است ايضا هاضم و مشهى و ملين و مجرب پوست هليلهى زرد زنجبيل باديان نانخواه نمك لاهورى نمك سانبهر جواكهاز نمك سياه سناى مكى تربد موصوف گل سرخ هر يك يك تله آمله كچرى زيرهى سفيد دانهى الايچى كلان هر يك نه ماشه هليلهى سياه پوست هليله ساذج هندى فلفل سياه زيرهى سياه سهاگه نوشادر برگ پودينه پوست ترنج الايچى خرو مع پوست هر يك شش ماشه قرنفل حلتيت بريان هر يك سه ماشه سفوف سازند خوراك دو ماشه .
ايضا هاضم و مشهى و رافع قبض و نفخ و معمول
[ صفت آن ]
باديان انيسون فلفل سفيد هر يك چهار ماشه سنبل الطيب الايچى خرد آمله دارچينى زنجبيل زيره سياه جواكهار نمك هندى كمك سنگ نمك نفطى سماق هر يك سه ماشه گل سرخ هفت تربد موصوف ده ماشه سناى مكى يك توله كوفته بيخته در آب ليمو تر كرده خشك نموده باز در آب زرشك تر نموده خشك كرده سائيده به حسب مزاج دهند .
سفوف هاضم نسخهى حكيم معتمد الملوك و مجرب
[ صفت آن ]
پوست هليلهى زرد پوست بليله آمله نمك سنگ نمك سانبهر نمك سينده نمك لچيه زنجبيل احواين باديان زيرهى سياه و سفيد پوست شيطرج سهاگهى خام هر يك يك توله حلتيت نصف بريان و نصف خام د ماشه سفوف سازند و بايد كه حلتيت را در آرد پيچيده بريان كنند .
نوع ديگر هاضم و خوش مزه قائم مقام نمك سليمانى و معمول
[ صفت آن ]
پوست هليلهى زرد پوست هليلهى آنله باديان نانخواه زيرهى سفيد نمك لاهورى نمك سياه نمك هندى جواكهار هر يك دو توله سهاگهى بريان نوشادر فلفل گرد دانهى الايچى سفيد زنجبيل دارفلفل هر يك يك توله سفوف سازند .
سفوف نمك سليمانى معمول براى هضم طعام و اشتهاى غذا
[ صفت آن ]
نمك سانب هر يك رطل نمك سياه پانزده مثقال نمك اندرانى نوشادر كانى هر يك پانزده مثقال تخم كرفس پنج مثقال فلفل سياه پادكم چهار مثقال فلفل سفيد سه مثقال فقاح اذخر پادكم دو مثقال افتيمون سنبل الطيب حليتت خوشبو زيرهى سياه هر يك نيم مثقال دارچينى تخم انجدان مغز تخم قرطم زنجبيل انيسون اصل السوس هر يك يك درم بايد كه اول نمك سانبهر را صاف كنند .
و اگر هر سه نمك را صاف نمايند خوب است پس همه اجزا را جدا جدا كوفته بيخته وزن نموده يك ماه در جو دفن نمايند پس برآورده از يك ماشه تا دو ماشه استعمال كنند و هر قدر كه كهنه شود بهتر گردد .
سكنجبين گلقندى دافع رطوبت معده هاضم
[ صفت آن ]
نانخواه دو مثقال ساذج هندى برگ پودينه هر يك سه مثقال مويز منقى پنج توله همه را در سركهى انگورى يا قندى مقطر نيم پاو تر كنند و صبح با پاو آثار گلقند و يك سير گلاب بجوشانند تا به نصف رسد ماليده صاف كرده با يك رطل عسل به قوام آرند .
عرق تنبول براى هاضمه و اشتها و تحليل رياح
[ صفت آن ]
باديان ساذج هندى برگ پودينه نانخواه هر يك دو توله الايچى خرومع پوست نيمكوفته بهمنين سعد دارچينى اشنه زرنباد خولنجان اسارون قرنفل مصطكى عود بسباسه درونج وج نارمشك سليخه تخم كرفس عاقرقرحا كبابه سنبل الطيب هر يك يك توله زعفران شش ماشه مشك دو ماشه در پنجه بندند ادويهى كوفتنى از نيمكوفته در آب تر نمايند و نيم پاو مويز منقى داخل كرده صبح پنجاه برگ تنبول را