تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
انداخته عرق كشند خوراك دو توله .

نوع ديگر من تصنيف حكيم شريف خان جهت اعانت هضم و سرخى رنگ رخسار و تقويت باه مجرب

[ صفت آن ]

پان يك‌صد و بيست درم دارچينى سى درم بهمن سفيد بست درم دانه‌ى هيل جوزبوا تودرى سرخ هر يك دوازده درم آب باران بست آثار عرق ده آثار بكشند شربت بر رأى طبيب .

عرق باديان مركب مقوى هاضمه رافع نفخ و مشهى

[ صفت آن ]

باديان يك سير عود سه توله نانخواه پودينه‌ى خشك هر يك پنج توله به طريق معمول عرق كشند .

قهوه‌ى مقوى معده و هاضم و مشهى

[ صفت آن ]

الايچى سفيد ده عدد قرنفل چهار عدد باديان خطائى يك ماشه در آب جوش داده فرود آرند و به قدر سه ماشه چاى خطائى انداخته ساعتى دهن ظرف بند كنند پس صاف كرده با نبات شيرين نموده به طريق قهوه بنوشند ديگر كه اصلا پرهيز ندارد و هضم و سائر قوى را قوى نمايد چوب چينى مثقال تا يك نيم مثقال از كارد ورق ورق كرده چاى خطائى مثقال دارچينى باديان خطائى هيل هر يك يك نيم مثقال در گلاب يك شب تر كرده با يك من طبى آب به آتش ملايم بجوشانند تا ربع بماند صاف كرده بعد انحدار غذا از معده به قدر دو فنجان نيم‌گرم بنوشند دور چند دفعه همه نوشيده شود . و اگر نبات داخل نمايند براى اقبال طبع بهتر است و از استعمال اين نمك كم خورند و چاى را در آخر جوش اندازند .

معجون هاضم و قابض

[ صفت آن ]

گل سرخ سه درم سعد دو نيم درم قرنفل مصطكى اسارون سنبل الطيب هر يك يك و نيم درم كشنيز مقشر زرشك بيدانه هر يك دو درم زرنباد حب الاس پوست بيرون پسته پوست ترنج صندل سفيد سوده طباشير دانه قاقلين جوزبوا بسباسه قرفه هر يك يك درم زعفران نيم ورم شربت انار شيرين يك چند ادويه مرباى آمله صلايه كرده پنج عدد قند سه چند .

اقوال حكما :

[ شيخ الرئيس ]

شيخ الرئيس مىفرمايد كه ضعف هضم اگر از سبب خفيف يا امتلاى متقادم غير كثير عارض گردد در آن اطالت خواب در جائى كه هواى آن معتدل باشد و ترك رياضت و آواز قوى و حمام و استعمال قى به آب نيم‌گرم و تقليل غذا كفايت كند . و اگر از آن قوى تر و عظيم تر باشد و عقب تناول طعام سوزش و غثيان و آروغ مؤدى مزه‌ى غذا بود به آب نيم‌گرم مكرر قى كنند تا آنكه همه طعام فاسد بر آيد بعد از آن بر سر روغن مثل روغن بنفشه بادام و روغن مورد و روغن گل براى تنويم و دفع ابخره ريزند و شكم و پهلو را به پارچه‌ى گرم تكميد نمايند دست و پا به زيت و روغن گل بمالند و آب نيم‌گرم بر آن ريزند و امر به خواب طويل نمايند و آن روز طعام ندهند و چون روز ديگر مريض به نشاط و قوى برخيزد در حمام داخل كنند و طعام سبك و اندك دهند و الا اعاده‌ى خواب و تدبير لطيف اندك خفيف و تنويم سه روز متواتر نمايند تا معده‌ى او به حال خويش بازآيد و گاهى محتاج به اسهال مىشود و فلفل از معين ترين ادويه است بر هضم و خواب به جميع اشكال معين بر هضم است ليكن نوم بر پهلوى چپ شديد المعوفه بر آن است و معده را گرم كند به سبب اشتمال جگر بر معده و اما خواب بر پهلوى راست سبب سرعت انحدار طعام از معده است . و بدانند كه اغتناق صبى كه قريب رهاق باشد يعنى چسبانيدن طفل از شكم كه به حد بلوغ نرسيده باشد تمام شب از معين ترين چيزها بر هضم است و لازم است كه عرق نيايد زيرا كه عرق شكم را سرد كند و فائده استدفاع به حرارت غريزى طفل منع نمايد و واجب است كه با آن حركت شهوت نباشد كه او مشوش حركات قواى غاذيه است . و بعضى مردم بچه‌ى سگ يا گربه‌ى سياه نر در كنار گيرند و اما ضعف هضم حادث به سبب حرارت مع ماده را سكنجبين سفرجلى و ميبه و اغذيه‌ى ترش قابض بلاى و قريصى و مانند آن از بوار و نافع بود و به قدر دو درم سفوف مرتب از گل سرخ ده جزو طباشير سه جزو كشنيز خشك پنج جزو به آب انار يا در سكنجبين سفرجلى بخورند .

[ خجندى ]

خجندى گويد كه علاج ضعف هضم تقليل طعام است و خوردن غذا بعد اشتهاى صادق و رياضت معتدل و اختيار اغذيه‌ى موافقه در كم و كيف و استعمال قى به آب نيم‌گرم و سكنجبين اگر مواد مختلط به غذا باشد و شراب بهترين معين بر هضم است و همچنين خواب طويل و مالش دست و پا و جوارشات و معجونات هاضم مشهى مثل نوشدارد و فندا و يقون و كمونى و فنجنوش به حسب حاجت و تنقيه به ملينات مناسبه كه بر آن اعراض و اوقات و سن و مزاج دلالت كند .

[ مصنف اقتباس ]

مصنف اقتباس مىنويسد كه اگر سبب ضعف هاضمه رطوبت باشد تنقيه‌ى آن نموده جوارش مصطكى و غير آن جوارشات گرم با پوست سنگدان مرغ صحرائى و دانه‌ى هيل و امثال اين‌ها با شيره‌ى باديان هفت ماشه و انيسون و زيره‌ى سياه و گرد يا هر يك سه ماشه و الايچى كلان چهار عدد نبات دو توله دهند و تدبير خفيف از استسقا به عمل آرند و آنچه در علاج ضعف اشتهاى بارد مسطور گردد به كار برند . و اگر سبب آن خشكى بود اول ماء النجبين دهند و عرق شير نوشانند و ادويه و اغذيه‌ى مرطبه به عمل آرند . و اگر ضعف حرارت غريزى موجب آن بود به دادن ماء اللحم و شراب و شورباها انعاش آن نمايند