خون سرخ را ببنيست .
و به قول جرجانى اگرچه شير و منى و فون هر سه به صورت مخالف يكديگراند و موضع تولد و تغيير صورت هر يك عضوى ديگر است اما اسباب تولد هر سه يكسان است و اطباء را در مزاج شير اختلاف است اكثر سرد و تر و بعضى معتدل و برخى گرم و تر ميدانند .
قلت لبن يعنى كمى شير
بدان كه شير زياده مىشود از كثرت خون كه به پستان رسد ليكن كثرت نه او افراط كو آن سبب عجز قوت از تصرف در ملوده بسيار زائد موجب قلت شير مىگردد و با وجود آن خون بيد صالح براى تولد شير باشد كه نه بر آن غلط ديگر غالب بود و نه سوت مزاج عارض گردد .
و ايضا قواى ثدى بر جذب ماده و استحالهى او قوى باشد يعنى مزاج او معتدل بود و پس سبب قلت شير با بعض اسباب قلت خون باشد و يا فقدان جودت آن و يا كثرت خون به افراط و سبب قلت خون يا از جهت ماده بود و يا از جهت مزاج و آنكه از جهت ماده باشد يا قلت غذا و يا تناول اغذيه و ادويهى مقلل خون مضاد تولد آن بنابريس و بر داد و يا انصراف دم به سوى ديگر از نزف حيض يا نفاس يا بواسير يا فصد يا حجامت يا زلو يا اسهال دم يا ورم دموى يا خروج خون از جراحت و غير آن و يا انصراف طبيعت به سبب اعراض بدنى و نفسانى مثل خوف شديد و حزن قوى و قلت شفقت بر ولد و جز آن و آنكه از جهت مزاج با شعار مزاج همه بدن يا مزاج پستان مجفف رطوبت بود و يا مولد رطوبتى كه از آن خون متولد نشود بنا بر فرط مائيست و بعد او از اعتدال صالح دمويت و غير آن و اما سبب فقدان جودت دم و فساد آن غلبهى يكى از افلاط ثلاثه يعنى ميفرا يا بلغم يا سودا باشد و بعيد نيست كه خون به سبب شدت كثرت خود بر فعل طبيعت عصيان نمايد و طبيعت از استحاله از عاجز آيد و سبب قلت تولد شير گردد .
طريق تشخيص اين اسباب :
بايد كه اولًا از نبض و قاروره و غير حال غلبهى كيفيتى از كيفيات اربعه بر مزاج مرضعه دريافت نمايند پس هر كيفيتى كه غالب معلوم شود سبب قلت شير همان باشد بعده قوام و رنگ و بوى شير و طعم آن بپرسند اگر رقيق و زرد و تيز بودند طعم بگويد سببش غلبهى صفرا باشد .
و اگر مائى و سفيد و ترش بود و طعم حامض و به صورت شمول و حرارت طعم او شور بيان كند سببش غلبه بر بلغم باشد .
و اگر غليظ و مائل به تيرگى و ترش بو و طعم گويد و از هر دو قسم مذكور به غايت قليل المقدار بود سببش غلبه سوده باشد .
و اگر آثار كثرت خون به افراط ظاهر شود و سبب آن همان باشد .
و اگر غلبهى كيفيتى و خلطى مدرك نگردد و از حال مقدار تناول غذا و كيفيت غذا سؤال كنند اگر قلت غذا يا استعمال غذاى يابس يا بارد دريافت گردد سببش همان باشد .
و اگر تناول غذاى معتدل المقدار و صالح بيان نمايد از حال كثرت خروج خون سؤال كنند اگر اقرار آن كند سبب او همين باشد و الا به سبب اغراض نفسانى يا قلت شفقت باشد و هرگاه شير به حدى غليظ گردد كه مثل رشته بيرون آيد سببش افراط يبوست باشد .
علاج :
اگر سبب قلت شير قلت غذا باشد تكثير غذا نمايند و اغذيه كار رطب مولد خون جيد مثل شير با برنج و زرده بيضه و گوشت ملوان و چوزهى مرغ دهند و ديگر اغذيه مولد شير مثل البان به شكر يا عسل به حسب امزجه و لحوم دواب و طيور و مغز آنها و پستانها كه قبل از دوشيدن ذبح نموده باشند و خصيه ها و بيضهها و ماهى تازه و شير برنج و رشته با شير و فالوده و فيرنى شير و بادام و حلوى نخود خام و باقلا و بورانى و شلغم و بادنجان و زردك و حلواى آن و حلواى بيضه مرغ استعمال نمايند و خوردن تودرى سرخ به قدر چهار ماشه با شير گاو تازه پاو آثار شيرين كرده در اين باب مجرب و معمول است و هر چه منى را زياده كند شير را نيز زياده مىكند در اكثر ابدان مثل تودريين و تخم خشخاش سفيد و پستان بز و ميش و ماليدن پستان در زياده كردن شير بسيار موثر است و اين حريره براى افزايش شير خيلى مفيد است نشاسته دو توله بيشتر تازه نيم آثار حل كرده شيرهى برنج شيرهى مغز بادام شيرهى مغز پنبه دانه شيرهى مغز خسكدانه شيرهى مغز چلغوزه هر واحد يك توله شيرهى باديان شيرهى دانه هيل هر يك هفت ماشه شيرهى تخم شبت شش ماشه شيرهى تودرى سرخ يك توله نبات ترنجبين به قدر ضرورباتش نرم بجوشانند و سرد كرده بنوشند و غذا يك وقت همين باشد .
و در نسخه بياحق حكيم تقرب خان شاگرد حكيم محمد هادى پدر علوى خان شيرهى مغز انجكك شيرهى تخم خربزه شيرهى خيارين هر واحد يك توله گلاب سه توله و شيرهى تخم چغندر شش ماشه نيز داخل است و اين حسا نيز مجرب است آرد باقلا ميده گندم آرد نخود هر واحد يك توله مغز بادام مقشر چهار توله باديان تخم اسپست تخم جرجيريه يك سه ماشه با شكر سفيد پخته تحسى نمايند و اين سفوف نيز نافع است تخم ريحان تخم مر و تخم بادروج تودرى گلكون شقاقل تخم گزر تخم انجره مغز تخم كدوى شيرين مغز تخم هندوانه مغز تخم خربزه هر واحد يك توله هر روز پنج مثقال بخورند و بالاى آن شير بنوشند و يا نخود و باقلاى مطبوخ و حسا از آرد سهميه و آرد نخود و قدرى باديان در شير ساخته بار بدهند و كذا ماء الشعير به روغن بادام و جلاب به آب و شير بز با تخم رازيانه و تخم رطبه بنوشانند و غذا با سفيد باج نمايند و يا تخم هليون جوشانيده و صاف نموده شيرين كرده بنوشند و يا سفوف او ساخته به شكر آميخته دو درم بخورند و يا چيز تازه را در