تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
به قدر ضرورت به دستور عرق كشند فاه شيخ و شارح قانون مىنويسند كه صاحب نقصان با تهوع چنانچه سابق مذكور شد كه آن روى است علاجش خصوصاً كه در آنجا بقيه مىباشد آشاميدن سويق شعير مغسول به آب گرم پس سرد كرده به وزن ده درم شكرست . و اگر اين را نيز مىكند نفع از آن يابد . و اگر از شكر به سبب زيادتى در تهوع كراهت كند بدل او انار دانه سازند و ساق‌ها بر بندند و كافور و مانند آن با سركه استنشاق نمايند و بر سينه پارچه مبلول تاب صندلين و كافور و امثال آن نهند .

علاج خفقان حار

آمله مربى شسته به ورق نقره پيچيده و يا خميره‌ى صندل شش ماشه بخورند و بالايش شيره‌ى تخم خرفه‌ى مقشر شيره كشنيز خشك شيره‌ى زرشك هر واحد شش باشد شيره‌ى آلوى بخارا پنج دانه در گلاب عرق كيوره‌ى عرق گاو زبان عرق صندل هر يك سه توله برآورده شربت انار شيرين دو توله داخل كرده تخم فرنجمشك پنج ماشه پاشيده بنوشند و ماء الفواكه و شربت عناب و شربت ترشى ترنج و شربت سيب همراه گلاب نيز نافع است و در صورت كثرت حرارت قرص كافور همراه تبريد فرهند . و اگر تپ نبود دوغ همراه سفوف كشنيز خشك و طباشير و گل ارمنى نافع و همراه مفرح بارد انفع و پيراهن به صندل و گلاب و كافور رنگ كرده بپوشند و بر آن گلاب پاشيده باشند خصوص بر موضع قلب و طيوبات بارده مثل گل سرخ و خيار و سيب و به صندل و كافور ببويند و در هواى سرد و قريب آب دبارى بنشينند و در خانه‌ى آب بپاشند و بادكش بجنبانند صندل سفيد در آب كشنيز سبز سوده يا گل سرخ و صندل به گلاب سائيده بر سينه ضماد نمايند و اغذيه باروبى گوشت اختيار كنند و مرباى تمر هندى و اننماس بخورند . و به قول رازى سكونت صاحب خفقان حار در بلد حار موجب كوتاهى عمر او است . و حكيم علوى خان در عشره كامله نوشته‌اند كه عمر صاحب خفقان گرم زياده از پنجاه سال نمىباشد . و اگر خفقان حار و موى باشد اول فصد باسليق از دست چپ و بعد از آن فصد صافن كنند و آنجا كه از فصد مانعى باشد بر ساق و بعده ميان هر دو شانه حجامت نمايند و استفراغ منى بدون تعب سود دارد و خميره‌ى مرواريد ساده نه ماشه به شربت سيب ليمونى علوى خان و شربت انار ولايتى هر يك دو توله در عرق شير نه توله دهند . و اگر مريض مفلوك باشد خميره‌ى صندل ساده نه ماشه خورده شربت نيلوفر چهار توله در گلاب و عرق بيد ساده و كاسنى و نيلوفر هر يك پنج توله حل كرده تخم نيلوفر نه ماشه پاشيده بنوشند و ضما د از صندل سفيد و كشنيز خشك و گل سرخ و كاهو مقشر به گلاب و بيدمشك سوده همه برابر دل گذارند و اين لخلخه بويانند آب كشنيز سبز يك توله آب گل سدا گلاب يك و نيم توله تخم كاهو صندل سفيد هر يك چهار ماشه گلاب و دو توله كافور دو ماشه و بايد كه شير بز در بينى و گوش و شند و بر دست و پا و تارك سر بمالند . و اگر گرمى زياده باشد قرص كافور و شيره‌ى خرفه و كاسنى و مغز به تخم كدو و ديگر همه مطفيات خون كه بارها ذكر يافته به كار برند . و ايضا عناب هفت و انه زرشك و توله تمر هندى شش توله در عرق گاو زبان و نيلوفر پاو آثار خيسانيده شربت انار دو توله داخل كرده خواه شيره و خرفه يك توله در گلاب و توله عرق صندل پنج توله برآورده شربت نيلوفر دو توله داخل كرده و دادن نيز مفيد است و در خفقان دموى دورى بايد كه قبل از دوره فصد كنند و لاجورد مغسول طباشير هر يك دو تا سه ماشه كتيرا يك ماشه به مرباى پز و به سه توله سرشته ورق طلا دو عدد پيچيده همراه شيره مغز تخم پزد به كدو و تخم خيارين هر يك ماشه به عرق بيدمشك و نيلوفر و گلاب و گل مشكى هر يك پنج توله و شربت آنناس و سيب ولايتى هر يك دو توله داخل كرده تخم شربتى نه ماشه پاشيده بنوشند كه در خفقان خونى دورى از مجربات علوى خان است و مكرر به تجربه رسيد و اين قوى تر از اول است زهر مهره‌ى خطائى مرواريد محلول طباشير هر يك يك ماشه در آمله‌ى مربى يك عدد و يا در گلقند گل مشكى يك توله ورق طلا يك عدد پيچيده شربت انار ولايتى و شربت رنگتره يك دو توله در عرق بيدمشك توله حل كرده تخم فرنجمشك نه ماشه پاشيده بخورند . و اگر در مزاج و سوى خفقان دورى با ضعف دل محدث غشى افتد پانزده روز پيش از شروع موسم بهار فصد صافن كنند و به فاصله‌ى ده روز فصد ابطى چپ و به فاصله‌ى سه چهار روز فصد اسيلم چپ نمايند و دوا خميره ياقوت علوى خان نه ماشه ماء اللحم ساده نه توله تخم شربتى نه ماشه و غذا و پلاو همراه جغرات گاوى و قليه شلجمى بنان روده دهنده و وقت عصر جواهر مهره يك ماشه در مرباى پزو به يك توله ورق طلا يك عدد با شربت سيب و انارين دو توله در عرق كيوره و بيدمشك هر يك هفت توله تخم فرنجمشك ماشه بدهند و چون در آغاز بهار