تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
بيند خفقان سوداوى باشد . و اگر اختلاف نبض قليل و سرعت تحلل و خفت خفقان بود خفقان ريحى يا بخارى باشد و كثرت آروغ و ديگر آثار غلبه‌ى رياح بر ريحى و احساس صعود بخارات از ناف تا به گلو و آروغ ترش يا دخانى و سوزش چشم بر بخارى دخانى دال باشد . و اگر اختلاف نبض در صغر و عظم و ضعف و قوت اكثر و با عدم علامات امتلا در بدن بود خفقان سدى مىباشد . و اگر با قوت و عظم نبض و صحت نفس و سلامت در سائر اعضا و حفظ قوت خفقان از ادنى ريح كه متولد گردد و ادنى اذيت كه به قلب رسد عارض شود و بدون علاج قوى زائل نگردد و بدن با وجود تواتر خفقان سليم و قوت محفوظ و عادت در افعال صحيح و اكثر عروض آن به كسانى كه ظاهر گردد بر روى آنها تأثير انفعالات نفسانيه قليله مثل غضب يا فرح يا غم و غير آن بود خفقان از لطف حس قلب باشد . و اگر با ضعف نبض ضعف و لاغرى بدن و سرعت انفعالات نفسانى بود و خفقان به اندك سببى حتى كه از ابخره غذائيه عارض گردد و تقدم كثرت استفراغ خون منى يا اخلاط ديگر و يا اسباب قلت تولد خون مثل سوء تدبير در اكل و شرب و غير آن بود خفقان از ضعف قلب باشد . و اگر خفقان در حميات يا روز بحران عارض گردد از مشاركت همه بدن باشد . و اگر دلائل احوال معده و اشتها و آنچه از آن بقى برايد و خيالات و غثيان و مغص و خفت خفقان در خلو معده مگر آنكه از انصباب صفرا بر فم معده در خلو باشد و اشتداد آن در ساعت شروع غذا در هضم يافته شود و خفقان به مشاركت معده باشد . و اگر صاحب خفقان معرض براى ربو باشد و علامات داله بر رطوبت ريه و انسداد مجارى كه در بحث ربو مذكور شد در آن موجود بود خفقان به مشاركت ريه باشد . و اگر از دهن او لعاب بسيار سائل شود و در فم معده درد غائص دفعه عارض گردد و احياناً كرم در قى يا براز برايد و ديگر علامات ديدان كه در باب او بيايد يافته شود و خفقان از ديدان شكم باشد . و اگر آثار سم و لسع مع عدم سائر اسباب معلوم شود خفقان از سموم باشد .

علاج كلى خفقان

واجب است كه طبيب سبب فاعل خفقان را دريافته قطع آن نمايد و در علاج او علاج سبب مسلوك دارد و علاجش به حسب سبب فاعل كند پس اگر از سوء مزاج ساده بود تعديل كافى است مثلًا در حار بمبردات و در بارد بمسخنات و خصوصاً بدان چه از ادويه قلبيه باشند كه در علاج قلب مسطور شدند . و اگر با ماده باشد تنقيه حسب ماده لازم و نقصان غذا و اختصار بر الطف آنچه ممكن باشد . و اگر صبر نمايد مزورات بهترست . و اگر بر آن صبر نكند از تيهو تجاوز نكند و از شرب شراب قطعاً منع نمايند و در تعديل و تنقيه رعايت شدت و خفت سبب و بساطت و تركب آن مع لحاظ لين و قبض طبع مرعى دارند و آنجا كه با خفقان تپ يار شود تدبير او نيز ملحوظ دارند اكنون بعض ادويه مفرده و مركبه سفيد اكثر اقسام خفقان به قلم مىآيند .

ذكر ادويهء مفرده :

تعليق سنگ يشب بر فم معده بالخاصيه نفع به اقسام خفقان دارد ديگر گزر را در تنور بريان نمايند و بعد از آنكه خوب پخته شود پوست آن دور كرده و خسته او را جدا نموده در ظرف چينى تمام شب زير آسمان نگاه دارند وقت صبح گلاب و قدرى بيدمشك پاشيده و اندكى قند سفيد سائيده بر آن ريخته بخورند روز اول يك عدد روز دوم دو عدد روز سوم سه عدد . و اگر موافقت نمايند از اين بيفزايند از براى خفقان و تقويت دل آزموده است ديگر گرز تراشيده ورق باريك كرده بر سنگ بكوبند و در صافى سفت آبش افشرده زير آسمان تمام شب گذارند صبح نبات سفيد يا شربت صندل داخل كرده بنوشند كه همين نفع دارد ديگر كشمش تازه كلان سبرجهبل و يك عدد به غير غسل آن شب در گلاب صرف يا ممزوج يا بيدمشك كه دو انگشت بالا باشد در پياله خردتر كنند و در شبنم دارند و صبح آن كشمش بسر سوزان به آهستگى يك يك بر دارند تا گلاب مكدر نشود پس گلاب را همچنين به آهستگى تمام در ظرفى ديگر بگيرند تا درد آن نياميزد بعده كشمش را بخورند و گلاب را تنها يا با شربت نيلوفر و غيره سه توله تخم بالنگو چهار ماشه بنوشند و تا يك هفته به عمل آورند اقسام خفقان ضعف قلب را بى عديل است ديگر افشره انار شيرين و ترش با نبات و كيوره و بيدمشك و كذا افشره‌ى رنگتره و كوله و ليمون كاغذى در همه اقسام از مجربات است و كذا تخم ريحان و بالنگو و بادرنجبويه و شاهتره و شربتى و فرنجمشك و بادروج ديگر جدوار يك قيراط با جلاب يا شراب خوردن مقوى قلب و مفرح و دافع خفقان و اذيت است و يا ديگر صاحب خلاصة التجارب از مجربات خود نوشته كه چقندر را در خاكستر گرم پخته پوست دور كرده همچنان گرم گرم ورق تراشيده و نبات سفيد سوده بر تمام ورق ها پاشيده بگذارند آبى بغايت شيرين خواهد برآمد در تمام روز چند بار بنوشند و چند روز مداومت نمايند و ديگر تضميد ريوند خطائى به آب سائيده در ميان هر دو شانه به طول يك وجب مائل به جانب چپ براى جميع انواع خفقان و توحش