تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
شربت آلو و شربت تمر هندى و آلوچه و مانند آن بياشامند ماء الشعير به رب انار ميخوش بعد سكنجبين به گلاب و اگرچه استعمال او مهجور در اين زمان است به سبب بشاعت و بودن او مغثى و يا شيره‌ى تخم خرفه و يا ماء القرع و يا به ماء الخيار دهند . و اگر حرارت شديد باشد اين قرص كافور به آب انار ميخوش و شربت سيب بدهند طباشير مغز تخم خيار مغز تخم خيارزه تخم كاسنى تخم كاهو تخم خرفه گل سرخ صندل سفيد مساوى بگيرند و بمقابله هر مثقال از آن يك طسوج كافور آميخته به آب سيب بسرشند و قرص ساخته هر روز يك مثقال با آب سيب دو هفته بدهند . و اگر فصد ممكن نباشد ميان كتفين حجامت نمايند . و اگر احتياج به اسهال افتد به اشياى مطفيه‌ى حرارت مسهله مثل آلوبخارا و عناب و تمر هندى و شيرخشت و خيارشنبر و امثال آن اسهال آورند . و اگر تپ نباشد اسهال به مطبوخ هليله زرد به قدرى سقمونياى مشموى و يا بايارج فيقرا آورند . و اگر مسهل به سبب ضعف قوت ممكن نباشد حقنه‌ى لينه به عمل آرند و يا آب تمر هندى بشربت نيلوفر و شربت بنفشه و يا لعاب اسپغول بحلاب بنوشند بعد از آن تبريد به اشياى مبرده مثل ماء الشعير و ماء القرع و آب هندوانه و شربت صندل و آب سرد نمايند . و اگر تپ نباشد شير خر يا گاو يا بز يا دوغ بياشامند و گاهى ماء الرائب و رائب ترش دو يا سه روز مىدهند به طريقى كه در قول محمود گذشت و يا سفوف كشنيز خشك دو درم گل سرخ طباشير هر يك يك درم كافور يك قيراط به قدر يك مثال از آن به آب سيب و يا ترشى ترنج و يا رائب بقر بخورند . و اگر حرارت اندك باشد و يا بعد فصد قلت پذيرد و اين سفوف مناسب است گل سرخ طباشير هر واحد سه درم كشنيز خشك دو درم بسد مرواريد كهربا هر واحد نيم درم كافور ربع درم و سزاوار است كه مواى ايشان در موضع بارد مفروش به شاخ‌هاى بيد مغسول و اطراف انگور مرشوش بر آن آب سرد مطيب به نيلوفر و بنفشه و به و سيب و صندل و گلاب و كافور نمايند و بر سينه صندل و به كافول و گلاب و اين قيروطى نهند موم سفيد مصفى به روغن گل گداخته در صلايه كرد و به آب كدو و خرفه و خيار و گلاب و صندل و كافور حل نمايند چندان كه مجتمع گردد استعمال كنند و قميص مصندل بپوشند و آنچه وقت خواب براى ايشان نفع بخشد نوشيدن آب انار ميخوش و لعاب اسپغول به گل ارمنى و كشنيز خشك و طباشيرست و شربت صندل نافع است و انفع تدابير به جهت آنها انتقال به هواى بارد است . و اگر حرارت شدت كند و خوف حدوث ورم و بثره باشد و احتياج به چيز مسكن قوى افتد دواى مخدر افيون و غيره كه در علاج خفقان حار به قول ايلاقى خواهد آمد بدهند . و غذاى ايشان اگر تپ باشد مزوره از كشك شعير و ماش مقشر به كدو و يا آب انار و يا آب ترشى ترنج و يا سيب ترش بسازند و در آن كشنيز اندازند . و اگر تب نباشد آنچه در قول مجوسى گذشت بدهند و ديگر اغذيه كه در خفقان حار خواهد آمد مناسب بود و از لحوم لحم ماكيان و دراج و جدورى حملان و ماهى خرد براى ايشان صالح است و از فواكه صالحه انار ميخوش و به و سيب و حماض و ترج است و نان در گلاب و شربت سيب تر كرده و غذاى جيد است و آب نوشيدنى بايد كه مبرو به برف باشد و چون بزال در مريض پديد آيد هر روز بعد طعام در آب گرم نشانند و از جميع اسباب مسخنه اجتناب نمايند .

[ خجندى ]

خجندى گويد كه اگر سوء مزاج حار قلب مادمى باشد در دموى فصد و تطفيه و اخراج خون به حسب قوت و احتمال نمايند . و اگر امر احتمال نكند اشربه بارده‌ى مختصه به قلب مثل شربت حماض و شربت سيب و دوغ گاو بر برف سرد كرده و شربت فواكه در شربت صندل بدهند و اقراص كافور به اين اشربه استعمال نمايند و از صندل و گلاب تضميد صدر كنند و استراحت به هواى بارد سازند و بقول بارده مثل كاهو و خرفه دهند به او كدو بدهند و از اغذيه جوزه مرغ به آب غوره و ليمون و زرشك خورند و در صفراوى اشربه‌ى مذكوره و شربت تمر هندى بياشامند و كذا مجاورت مواضع بارده خصوصاً مثلوجه محفوفه به اشجار خلاف و اوراق آن كه بر آن گلاب و سركه پاشيده باشند با اختيار نمايند . و اگر حاجت تنقيه باشد بدانچه اسهال صفرا نمايد مثل آب انارين و شيرخشت با شربت درد بدهند و در اسهال قوى مبالغه نمايند .

علاج امراض قلب از سوء مزاج بارد

دواء المسك حلو و مفرح حار و شربت گاو زبان و شربت بادرنجبويه و شربت عود كه در آن زعفران و مشك و عنبر و سنبل الطيب و گل سرخ داخل باشد و عرق عنبر يا عرق تنبول استعمال نمايند و قليه گوشت كبك و مرغ و كبوتر و گنجشك و دراج و مانند آن بدارچينى و زعفران و زيره و قاقله خوشبو ساخته غذا سازند و سنبل الطيب و بعد و دارچينى و قرنفل و زرنب و گل سرخ و عود به آب مرزنجوش و آب شاهسفرم و آب بادرنجبويه بر سينه ضماد كنند و از اغذيه‌ى سرد و آب سرد بپرهيزند و در مادمى بعد نضج ماده به مطبوخ بسفائج تنقيه بسهل گرم و حب غاريقون كنند پس جهت تعديل مزاج خميره‌ى طلاى علوىخانى همراه ماء اللحم حار دهند و غذا
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 277 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )