تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
و بعد از يازدهم قرص طباشير كانورى به آبهاى مذكوره دادم و بر سينه و فقرات ضماد مذكور به اندكى روغن بنفشه و روغن نيلوفر و روغن تخم كدو ضماد نمودم و در روز چهارم بحران واقع شد و او را بول بسيار روز و شب از بست مرتبه زياد نمود و در روز هفدهم نيز كه روز بحران بود ادرار بسيار نمود و من سياه مذكوره را به او ميخورانيدم و بعد از هفدهم آب نقوع فواكه با خيارشنبر و شيرخشت و گلقند و يك مثقال روغن بنفشه بادام خورانيدم و مرض او زائل گرديد و شفا يافت باذن الله تعالى و دانستم كه آنچه ارجيحانس نوشته درست است و تشخيص من به حمد الله تعالى و توفيقه مطابق به قوانين كليه آمده .

جمود الصدر

كه آن را بره الصدر نيز نامند مرضى است كه عضلات صدر و حجب و ريه سر دو متكاثف و منقبض گردد و در آنها نوعى از تمد و بهم رسد و بدان سبب بر مجراى طبيعى منسبط و منقبض نتوانند شد و نفس به آن تنگ و كشيده گردد و صاحب او مضطر شود به آنكه راست بنشيند و سينه و گردن خود را به سوى بالا بكشد و نتواند كه سينه را به پس و پيش خم كند و اراده حركت و حالتى شبيه به شرق و غصه بهم رسد و بسا است كه اين مرض دفعه هلاك ميگرداند به سبب رسيدن سردى ريه بقلب و جمود حار غريزى و يا به جهت عدم تنفس و احتراق روح و فناى آن گاه رگى از رگهاى سينه به آن شكافته مىگردد و نفث الدم حادث مىشود و سبب اين مرض رسيدن سردى است به سينه از مصادفت هواى سرد يا وقوع برف بر آن يا نوشيدن آب بسيار سرد يا نشستن و غوطه خوردن در آن و گاهى اين مرض از خوردن افيون و اسرنج و يا رسيدن دخان اسرب و زيبق در وقت گداز و حل آن بهم ميرسد و علامتش وجود سبب يا تقديم آن و انجماد و سردى سينه است و انتصاب نفس و صغر آن و بطوى نبض و سفيدى و غلط بول و برد اطراف مىباشد كه غشى پديد آيد .

علاج :

بهر گرمى سينه اشربه و معاجين و ادهان و اضمده حاره استعمال نمايند مثلًا ماء العسل با هيل و قرنفل و بسباسه دهند و طبيخ دارچينى و قاقله و جدوار و عود و امثال آن و تناول مثروديطوس و ترياق نيز كثير النفع است و معجون فلاسفه يك توله همراه عرق عنبر نه توله دهند و يا جندبيدستر سه ماشه در عسل يك توله و يا جوزبوا و بسباسه هر يك دو ماشه در جوارش جالينوس يك توله آميخته و غذا شورباى مرغ با نان دهند و عوض آب ماء العسل نوشانند و مدام جوزبوا در دهن دارند . و اگر قوت مساعدت كند تنقيه بدن بايارجات كبار كنند و در روغن قسط و سوسن جندبيدستر سه ماشه حل كرده بر سينه بمالند و كذا روغن بابونه و نفط بمالند و بنان گرم و جاورس و پارچه گرم كرده تكميد نمايند ، و يا بابونه اكليل الملك عنب الثعلب باديان رومى جوزبوا هر يك سه توله برگ نيب و فنجنكشت و افتيمون هندى هر يك نه توله جوش كرده در مثانه گاو انداخته تكميد سازند و سداب و صعتر و پودينه و حلتيت و افسنتين و قسط تلخ و جندبيدستر كوفته بيخته با عسل و روغن گردگان آميخته بر سينه ضماد نمايند و قدرى حلتيت در شراب كهنه يا ماء العسل يا عرقيات گرم حل كرده جرعه جرعه نوشيدن و به آب گرم يا به آب مطبوخ حشايش گرم تكميد كردن به غايت مفيد است و تمريخ سينه به روغن بلسان بدين نحو كه اول سينه را بملايمت از دست بمالند پس بر آن آب گرم بريزند و به پارچه پاك نموده روغن بلسان بمالند نفع بين مىنمايد و اكثر همان وقت مرض زائل مىگردد و از رسيدن سردى محافظت نمايند و چون اندك تنفس نمايد بابونه اكليل الملك حلبه تخم كرفس انيسون مصطكى سنبل الطيب مساوى يا به حسب اقتضاى رأى طبيب كوفته بيخته در روغن خلوق يعنى زعفران و روغن بان حل كرده بر سينه ضماد نمايند و گاه وقت احتياج ماده نبضج محتاج بنفث رطوبات كثير مىگردند و چون بقيه مرض باقى مانده انحلال نيابد به حقنه حاده كه در علاج ربو بلغى در قول طبرى مذكور شد حقنه نمايند . و اگر از اين مرض نفث الدم بهم رسد معالجه او به علاج نفث الدم حادث از سردى نمايند و بايد كه در علاج اين مرض مهلت روا ندارند كه گاهى دفعه پلاك مىكند كما ذكر و اهاهنا فلنختم الكلام فى امراض الصدر و الريه بحسن توفيق رب البريه .

امراض قلب

يعنى دل و آن نوزده مرض است يعنى سوء مزاج و وجع تقلب و خفقان و غشى و سقوط قوت دفعه و ورم قلب و اذنى القلب و ورم غشاى قلب و امتلاى
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 266 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )