تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
و گاه به سبب مذكور و به جهت نفث مشابه بذات الريه ميگردد پس واجب است كه ميان آن و اين هر دو غرق نمايند و او آن است كه در ذات الكبد و ذات الريه نبض موجى و وجع ثقيل مىباشد نه ناخس . و ايضا در ذات الكبد رنگ چهره زرد و بد رنگ و سعال بى نفث بلكه يابس و اكثر سياهى رنگ زبان بعد زردى آن و بول غليظ رنگين استسقائى و براز كبدى و غسالى و احساس ثقل در جانب ايمن و وجع به مس دست به جاى كبد و در ورم مبدلى احساس ورم بحس لمس . و ايضا در ذات الريه ضيق النفس شديدتر و نفس گرم تر و سائر علامات مذكوره در ذات الريه باشد . و ايضا بدانند كه بعض انواع ذات الجنب سليم و قابل علاج و بعضى روى و معالجه پذير نيست و اوراك علامات آن و كذلك دريافت علامات اوقات و انتقالات و بحران ذات الجنب بر طبيب واجب است و دال ترين اسباب بر نضج و وقت و سلامت و عطب نفث است چنانچه حصول نفث سهل و ابتدا علامت اندك نضج و در تزيد زيادت نضج و در انتها اتمام نضج است و اين از نشان سلامت و خير است . و اگر بخلاف اين باشد بالعكس بود .

علامات ذات الجنب ردى و سليم

نفث سهل و سريع و نضيج كه آن ابيض املس مستوى القوام است و حصول خفت و راحت بخروج آن و عدم شدت صلابت و نشاريت نبض و قلت وجع و سائر اعراض و سلامت نوم و نفس و قبول علاج و احتمال مريض مرض را و استواى حرارت ملائم در جميع بدن و قلت عطش و كرب و بودن عرق و برازو بول بر حالت محمود و نضج بول و ظهور عاف و سلامت عقل و حواس و اشتها باقى قوى اين همه علامات سلامت و دلائل محمودست و ظهور نفث روز چهارم نيز به سلامتى دليل باشد و اضداد اينها از دلائل رديه است . و ايضا از علامات رديه رداءت و بدبوى و شدت صفرت برازست و بودن اعراض و دلائل همه شديد و قوى و نفث محتبس و يا بطى الخروج و خام لزج و يا احمر صرف و يا كمد و يا اسود و ازدياد لزوجت و عسرا و بودن بول سرخ تيره غير مستوى الاجزا و قوام و منتن و حرارت شديد و التهاب در باطن مع سردى اطراف و وجع ممتد به سوى پشت و زيادتى درد وقت خواب بر پهلوى عليل و چون در آخر ذات الجنب و ذات الريه اسهال حادث شود بر ضعف كبد دلالت كند و آن روى است و اسهال در اول مرض جيد بلكه نافع است و آنچه بعد از اين آيد و از آن تنگى نفس و كرب و تپ زائل نگردد و اكثر در روز چهارم يا قبل از آن هلاك كند و انتلاج زير شراسيف در ذات الجنب اكثر دلالت بر سرسام و اختلاط عقل مينمايد . و ايضا از علامات رديه فرو رفتن جراحات ظاهرست بدون سكون تپ و بى نفث جيد كه اين دلالت بر موت مىكند . و ى هودى گفته كه غشى شديد در اين مرض مهلك است و خاصه غشى متواتر . و طبرى گويد كه اگر در پهلوى عليل بعد روز هفتم سياهى ظاهر شود مريض عن‌قريب هلاك گردد و اين دلالت بر موت موضع علت اولا مينمايد . و به قول بقراط اين را اطبا ذات الجنب مركب بطاعون نامند . و اگر در ذات الجنب قبل از نفث ورم حاد در سر عارض گردد و رعاف نيايد بيمار بميرد . و بدان كه در ذات‌الجنبى كه نفث نباشد سببش يا ضعف بسيار باشد و اين بسيار به دست و يا روى خبيث باشد و اين مايع ماده كثير باشد و يا عصى از انتفاث باشد و اين نيز روى است . بالجمله بهترين نفث آن است كه اسرع و اسهل و اكثر و انضج ابيض اللون به اعتدال قوام و استواى آن باشد . و اگر قبل از آن اختلاط يا سهريا عرض ديگر روى باشد بدان ساكن شود و بعد از آن در اول ايام سفيد مائل بسرخى و بعده مائل بزردى و بعد او زبدى است كه آن مائل بر وارت بود و بدترين نفث در اول سرخ صرف يا زرد صرف نارى و از روى بسيار ابيض لزج مستديرست و روى ترين همه سياه است خاصه كه بد بو باشد و صفرا بهتر از سودا و از ابيض غليظ متدحرج مستديرست و اين مستدير بهتر از احمرست و اگرچه روى و دليل بر غلظ ماده و استيلاى حرارت و منذر به طول مرض مؤل بسل و ذبول است و سرخ بهتر از زردست و اغضر بر جمود دلالت نمايد اگر مائل بزردى نباشد و الا بر احتراق شديد دلالت كند و حكم رداءت نفث در جوهر او به سهولت خروج او زائل نميشود و منتن ردى است و انتفاث امثال اين اقسام روى سبب كثرت ماه و بودنه به جهت نضج و هر نفثى كه باوى سكون اعراض و اذيت حاصل نشود مهلك است و از عادت اطباست كه نفث سازج را كه با چيزى غريب نضيج با خون يا صفرا يا سودا مختلط نباشد بزاق نامند نه نفث و مثل اين چون دوام نمايد و چيزى با وى مختلط نگردد و حالى او را عارض نشود او بر خلط ذى نضج دليل باشد و بر طول مرض دلالت كند و چون با وجود عدم نضج روى باشد دلالت بر هلاكت نمايد و نفث مالح بر نزله اكاله دلالت كند . و بقراط گفته كه نوعى از ذات الجنب است كه در آن اكثر نفث جيد سهل الخروج و كذلك نفس اسان مىباشد و به آن دلائل رديه قاتله ديگر بود مثل وجع شديد ممتد تا به پشت به حدى كه بر پشت مريض گويا ضربى رسيده كوبيده شده و بول او به خون و ريم
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 234 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )