تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
و گاهى عرق شاهتره نيز مىافزايند و گاهى شيرهء تخم خيارين شيرهء تخم خشخاش سفيد شيرهء كشنيز خشك شيره مغز تخم كدو شربت بنفشه يا شربت صندل اسپغول پاشيده حسب حاجت همه يا بعضى از اينها مىافزايند و گاهى صرف عناب به عرق شاهتره ده توله و شربت نيلوفر مىدهند . و اگر خواهند شيرهء كاهو شيره تخم خرفه عرق بيد و شربت عناب و قدرى كتيرا سوده بدهند و بعضى شيرهء بيخ نحبار چهار ماشه در آب بارتنگ سبز مروق بيخ لوله و آب ساده برآورده شربت حب الآس دو توله داخل كرده و يا شيرهء گلنار شيرهء دم‌الاخوين هر يك چهار ماشه همراه شربت مذكور مىدهند و يا شيرهء بارتنگ شش ماشه شيره تخم خرفه شيرهء تخم كاهو شيرهء بيخ انجبار هر واحد يك توله شربت نيلوفر دو توله صمغ عربى كتيرا هر واحد يك نيم ماشه سوده پاشيده بدهند و گاهى بعد از فصد دم‌الاخوين شاخ گوزن سوخته طباشير هر واحد يك ماشه سوده در شربت انجبار يك توله آميخته خورانيده شيرهء بيخ انجبار پنج ماشه شيرهء حب آس شيره تخم خشخاش شيرهء بارتنگ هر يك هفت ماشه لعاب بهدانه سه ماشه در عرقيات برآورده شربت نيلوفر يا حب الآس چار توله داخل كرده بارتنگ چهار ماشه پاشيده مىدهند . و اگر ضعف زياده باشد مرواريد زهر مهرهء برّى گل قزبسى گل مختوم هر واحد يك ماشه در شربت انجبار و شربت ياقوت علوى خان هر يك يك توله ورق طلا يك عدد آميخته بلسانند بالايش شيرهء بارتنگ و حب الآس هر يك نه ماشه در عرق بارتنگ و كيوره هر يك دو توله برآورده شربت سيب و به هر يك دو توله تخم شربتى هفت ماشه بدهند و وقت شام قرص بسد يا قرص خشخاش بسدى سه ماشه در شربت ياقوت يك توله آميخته همراه شربت خشخاش و انجبار هر يك دو توله در عرق سيب و ابريشم و بارتنگ هر يك پنج توله تخم فرنجمشك سه ماشه دهند غذا كله پايچه بچهء بز و چوجهء مرغ و عدس و بنوماش به اسفاناخ پخته با برنج يا نان كنند . و اگر رعاف با غلبهء خون باشد اول فصد سررو گيرند بعده تبريدات مذكوره يا تبريد عناب پنج دانه به عرق شاهتره پاو سير ماليده شيرهء تخم كاهو شش ماشه نبات دو توله داخل كرده دهند و چون نوبت بغشى رسد ادويه قابظهء مقوى مثل طباشير كه با دم‌الاخوين مرواريد هر يك ماشه در مرباى سيب يك توله ورق طلا يك عدد آميخته شربت حب الآس سه توله در عرق بارتنگ نه توله حل كرده دهند و غذا آش جو شربت نيلوفر . و اگر رعلف با شقيقه نزلى باشد كه اول جريان آب نيلگون بعده خون از بينى برآيد فصد سررو نمايند بعده تبريد دهند . و اگر رعاف مع صداع باشد شيرهء كاهو شش ماشه شيرهء كشنيز خشك چهار ماشه نبات يك نيم توله داخل كرده بدهند و آب كشنيز سبز و كافور بهيم سينى به بينى اندازند و خون بگيرند . و اگر رعاف بعد حبس از خوردن حريرهء خشخاش و بادام به سبب گرمى و حدت ماده باز جارى گردد و گاهى از ترشى نيز جارى مىشود و بعد فصد سررو تبريد شيرهء لعاب بهدانه و عرق شاهتره و شربت نيلوفر دهند . و اگر رعاف بعد ضربه رسيدن دوام نمايد در اين تبريد عرق عنب الثعلب عرق گاو زبان عوض عرق شاهتره داخل كرده دهند و گل ملتانى آمله در آب ساگ سرخ سوده قرص بسته بر سر گذارند و آب كشنيز سبز و شير دختر كافور سوده آميخته در بينى اندازند و بالاى سر و صدغين طلا كنند و گاهى عوض تبريد نقوع عناب پنج دانه سپستان نه دانه كشنيز خشك آمله گل نيلوفر هر واحد شش ماشه در آب تر كرده شيرهء كاهو شيرهء مغز تخم كدو هر واحد يك توله شربت نيلوفر دو توله داخل كرده مىدهند و يا شاهتره كشنيز خشك هر واحد دو مثقال عناب هفت دانه شب در آب گرم تر كنند و صبح آب صاف گرفته و تخم خرفه هر يك مثقال در آب نقوع شيره برآورده به انصاف كرده دو توله شربت نيلوفر انداخته يك مثقال اسپغول پاشيده بنوشند . و گويند كسى كه به رعاف معتاد شود فصد سررو به تكرار كهربا يك ماشه سوده با شربت انحبار بخورد . و به قول اهل هند گل پلاس يك توله جوشانيده يا خيسانيده قدرى شيرينى داخل كرده عادى رعاف اگر چندى بنوشند دفع رعاف كند و نوشيدن رب الخيار پنج درم و يا پوست بيخ آن يك مثقال در رعاف مجرب سويدى است . و گويند كه شرب برادهء شاخ گاو و كذا عظم فخذ آن سوده و كذا عصاره آس و كذا خون ظبى و كذا مغز اور زردى بيضهء نيم برشت آميخته و كذا برادهء شاخ بقر وحشى هر واحد قاطع رعاف است و همچنين كافور شربا و ضماداً و كهربا شرباً و تعليقاً و طراثيث شرباً و نفوخاً مفيد . بالجمله بعد تبريد گل ارمنى يا نشاسته به سركه سائيده بر سر ضماد نمايند . و اگر آمله خشك تنها و يا با گل ملتانى در آب سائيده بر تارك سر ضماد كنند نيز مفيد بود . و اگر حرارت زياده بود كافور قدرى افزايند و كافور در سركه جوشانيده در بينى چكانند و آنچه معمول و مجرب است كافور قدرى در آب افشرده سرگين خر حل كرده در بينى چكانند كه در حال رعاف را بند مىكند . و اگر قدرى افيون اضافه كنند قوى تر گردد و همچنين پشم شتر سوخته در بينى دميدن فى الفور حبس رعاف مىنمايد و نفوخ خاكستر خرمهره مجرب سرهندى است و كذا كاغذ سوخته بودار سوخته در بينى دميدن مفيد و خانهء عنكبوت در سياهى تر كرده به گرد آسيا آلوده در بينى نهند بعد از آنكه بينى را به گلاب و قدرى سركه شسته باشند و يا خانهء عنكبوت را به آب صمغ عربى تر كرده فتيله ساخته اقاقيا گلنار كزمازج هر يك نيم ماشه عدس گرد آسيا هر يك يك ماشه سائيده بر آن پاشيده در بينى گذارند و ضماد گج كهنه در آب سائيده و يا آهك در سركه حل كرده سرو نموده بر پيشانى و كذا كافور بر ناصيه و يافوخ و كذلك برگ كنار بر جبين و همچنين ضماد سر تا حاجبين به سرگين گاو تازه كه هنوز گرم باشد مجرب و اقوى از آن ضماد
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 516 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )