تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
پيشانى به آب زبل خر و گلاب است و كهائى خرد در آب سائيده و كذا آرد ماش هندى در آب خمير كرده بر سر ضماد كردن و كذا پوست درخت گولر و برگ آملى در آب سائيده و يا آب كيله سعوط نمودن و كذا ضماد برگ نيب يا اجواين خراسانى و يا با برگ چولائى سائيده و يا شورهء قلمى و سركه سائيده و كذا پوست درخت گولر به آب سائيده تكيه كرده بر يافوخ بستن و كذا سعوط به آب دوب سبز سائيده و كذا نوشيدن صندل سرخ سوده قدرى كافور حل كرده و كذا ضماد گل ملتانى پندول به آب خرقوله بر پيشانى و صدغين و تارك سر و كذا كائى تالاب از مجربات اهل هند است . و ايضا آرد جو به آب خرفه يا آب ساده و كذلك اسپغول ناكوفته به سركه سرشته بر پارچهء نيلى پهن كرده طلا كردن نافع و سعوط كافور يك حبه در يك درم آب كشنيز سبز حل كرده مجرب و كذا گلنار و مهاور و كافور در بينى چكانيدن . و اگر سريش را در سركه پخته بر تارك سر طلا كنند هنگام ضعف از كثرت رعاف معمول است و بعضى گل ملتانى برابر سريش ميگيرند و سائيده نيم‌گرم بر پيشانى و بينى ضماد مينمايند و چون سريش كمان‌گران بگدازند و بر دو پارچه طويل كه قريب يك انگشت عريض باشند طلا نموده يكى از آن از سر بينى تا مؤخر سر بچسبانند و ديگرى از يك بناگوش تا بناگوش ديگر كشند و هر گاه خون بند شود و خشك گردد سه قطره روغن گاو خام در بينى چكانند و چون از معاودت خون خاطر جمع شود پارچهاى مذكور را به آب تر كرده فرود آرند در رعاف شديد معمول استاد مرحوم بوده و اگر فتيله را به سفيدى بيضهء مرغ آغشته و كافور سوده بر آن پاشيده در منخر سائل الدم بگذارند و گل ملتانى به آب سائيده بر سر و جبهه و گردن طلا نمايند و هر گاه خشك شود ديگر اعاده طلا كنند به تكرار عمل رعاف بند شود و مجرب است و ايضا اگر كشنيز خشك آمله خشك هر دو سائيده قرص بسته بر يافوخ نهند و گل ارمنى افيون زهر مهره كاغذ سوخته بودار سوخته باريك سوده در بينى دمند نيز مجرب است و چون مسكه بى نمك را به آب خرفه مكرر شسته و كافور بدان آميخته سعوط نمايند و برگ كنار و بيد و برگ به برگ بكن هر چه از اينها بهم رسد نرم سوده بر پيشانى ضماد نمايند فوراً رعاف بند شود و يا مازو و كشنيز گرد آسيا كندر صبر و دم‌الاخوين شب يمانى سائيده فتيله از كاغذ يا پارچه ساخته در آب سرگين خر يا در سفيدى بيضه تر كرده به ادويه مذكوره آلوده در بينى نهند خواه اين ادويه مسحوقه را به انبوبه در بينى دمند . و اگر فتيله به سياهى تر كرده در مازوى سبز خام شب يمانى گلنار حببين نشاسته صمغ عربى مساوى نرم سوده آلوده در بينى گذارند و يا اين ادويه به انبوبه در بينى دمند نيز مفيد بود و يا نشاسته گل ملتانى گيرد صندل هر يك يك ماشه افيون نيم ماشه كوفته بيخته مسعوط نمايند و از آمله خشك به آب سوده مكيه ساخته بر يافوخ نهند و يا آب پودينه يا كافور در بينى چكانند و قرطاس سوخته يك جزو قلقطار نيم جزو باريك سائيده در بينى دمند و يا كندر صبر گلنار نوره زنده قلقطار غبار آسيا حببين خاكستر كاغذ مازو مثل سرمه سوده در بينى دمند و فتيله بدان آلوده در بينى داخل كنند . و اگر حضض كاغذ سوخته ماز و دم‌الاخوين سوده نفوخ كنند و يا به فتيله آلوده در بينى نهند مجرب حكيم عابد است . و يا به قول صاحب شفاء الاسقام آهك سفيد زنده در بينى دمند مرهً بعد اخرى و بعد از آن فتيله به سپيدى بيضه تر كرده در آهك آلوده در بينى در آرند . و به قول مسيحى سنگ اسيا گرم كرده سركه بر آن پاشيده بخار او گرفتن قطع رعاف نمايد . و گويند كه آويختن سنگ يشب بر سر بالخاصيت مفيد رعاف است و گويند كه اگر شاهتره تازه را بسايند و آب او بنوشند و چهره و پيشانى و مقدم سر را طلا نمايند يا شاهتره خشك را به آب سائيده بنوشند براى رعاف حادث از حميات و غيره مجرب است . و اگر از زاج سوخته دم‌الاخوين گلنار سفيداب قلعى قشار كندر چرم سوخته گرد آسيا شاخ گوزن سوخته و اگر نباشد شاخ بز سوخته گل قيموليا گل شاموش گل مغره براده آبنوس اقاقيا بيخ انجبار صمغ عربى كهرباى شمعى سريش بسد سوخته نشاسته كوفته بيخته قندى در انبونه كرده در بينى دمند و قدرى به آب بارتنگ و آب خرفه سرشته بر پيشانى طلا سازند و فتيله از نسج عنكبوت ساخته به آب سرگين خر تازه تر كرده به ادويه آغشته در بينى نهند جهت حبس رعاف مجرب است و مخترع والد حكيم علوى خان و گلنار چهار درم كندر دو درم مثل غبار سوده در بينى ذرور كردن و باقى در آب آس سبز سرشته ضماد نمودن مجرب سويدى است و تعليق رساذ است نيم مثقال بر صاحب رعاف نيز مجرب او است . و گويند كه تعليق عقيق كه رنگ او مثل ماء اللحم باشد و كذا حجر عاجى و كذا ياقوت و كذا سنگى كه در قانصهء حبارى برآيد نيز نافع و قلقطار نفوخاً و نشوقاً و طلاءً على الانف و سرگين اسپ محرق به سركه قطوراً و ضماداً و بفتيله آلوده در بينى نهادن و خضاب هر دو دست به سريش و كذا جنطياناى رومى ده درم حنا بست درم بر يدين تا معصمين سه شب متوالى و هر روز به آب شستن مفيد است و در خواص آمده كه كعكبر يا كبعض به خون صاحب رعاف بر پيشانى او نوشتن قاطع رعاف است . و بدانند كه سواى اين تعابير دلك قدمين و نهادن آن در آب سرد و بستن هر دو بازو و ثديين و بن ران و خصيتين به عصابه محكم نيز فائده مىكند و كذا بستن خنصر و بنصر محاذى منخر سائل نافع . و گويند كه خصيتين مرعوف در سركه نهادن همان وقت خون بند نمايد و بهر تسكين حدت خون و تغليظ آن آب سرد برف بر سر و اطراف ريختن و نوشيدن و در دهن گرفتن و در بينى كشيدن و يا برف بر سر نهادن و بر پيشانى بستن و يا صندل و كافور و گلاب بر پيشانى و جگر طلا كردن و يا خرفه به گلاب و قدرى سركه تر كرده بعد حلق رأس بر سر نهادن و شربت كادى و عناب و ريباس و رب به يا شربت سيب و گلاب يا رائب
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 517 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )